کودهاي بيولوژيک يا زيستي

که نسل جدیدی از کود های موجود میباشند در حقیقت میکرو ارگانیسم های مفیدی هستند که در تغذیه گیاهان نقش همزیستی داشته و به تثیبت و جذب بهتر عناصر کمک میکنند.
کودهای زیستی (کود بیولوژیک) به مواد حاصل‌خیزکننده‌ای گفته می‌شود که دارای تعداد کافی از یک یا چند گونه از میکروارگانیسم‌های سودمند خاکزی هستند. کودهای زیستی، ریزاندامگان هایی (میکروارگانیسم‌هایی) هستند که قادرند عناصر غذایی خاک را در یک فرآیند زیستی تبدیل به مواد مغذی همچون ویتامینها و دیگر مواد معدنی کرده و به ریشه خاک برساند. مصرف کودهای زیستی کم هزینه تر هستند و در اکوسیستم آلودگی به وجود نمی‌آورد. کودهای زیستی مواد نگه‌دارندهٔ میکروارگانیزم‌های سودمند خاک می‌باشند.
عواملی که باعث کاهش جمعیت میکروارگانیسم های مورد نظر در خاکهای یک منطقه می شوند:
1- تنش های محیطی بلند مدت ( خشکی – حرارت زیاد و یخبندان – غرقاب … )
2- استفاده بی رویه از سموم شیمیایی
3- عدم حضور گیاه میزبان مناسب به مدت طولانی

دسته بندی با توجه به نوع میکروارگانیسم‌ها کودهای زیستی:
۱- ریزاندامگان کارآ ( میکروارگانیسم‌های سودمند EM )
۲- کودهای زیستی باکتریایی (ریزوبیوم- ازتوباکتر- آزوسپریلیوم-…)
۳- کودهای زیستی قارچی (میکوریزا)
۴- کودهای زیستی جلبکی (جلبک‌های سبز- آبی و آزولا)
۵- کودهای زیستی اکتینومیست‌ها (فرانکیا)
نخستین کود بیولوژیک با نام تجارتی نیتراژین تولید شد که در اواخر قرن نوزدهم مورد استفاده قرار گرفت
ارگانیزم‌هایی که در تولید کودهای بیولوژیک مورد استفاده قرار می‌گیرند عمدتاً از خاک جداسازی می‌شوند. در شرایط آزمایشگاه در محیط‌های کشت مخصوص تکثیر و پرورش پیدا می‌کنند و بعد به صورت پودرهای بسته‌بندی شده و آماده، مصرف می‌شوند.
انواع کودهای بیولوژیک با توجه به اعمالی که میکروارگانیسم ها انجام می دهند
مهم ‌ترین کودهای بیولوژیک عبارتند از:

1) تثبیت کننده ازت هوا؛
2) قارچ‌های میکوریزی، که با ریشه بعضی از گیاهان ایجاد همزیستی کرده و اثرات مفیدی ایجاد می‌کند؛
3) میکرو ارگانیزم‌های حل کننده فسفات، که فسفات نا محلول خاک را به فسفر محلول و قابل جذب گیاه تبدیل می‌کنند؛
4) اکسید کننده گوگرد (تیو باسیلوس)، کودی که دارای باکتری تیو باسیلوس بوده و باعث اکسایش بیولوژیکی گوگرد می‌شود؛
5) کرم‌های خاکی، در تولید هوموس مورد استفاده قرار می‌گیرند و نوعی کود کمپوست به نام ورمی کمپوست (Wermy compost) تولید می‌کنند.
تثبیت کننده های ازت مولکولی :
با سابقه ترین و در حال حاضر رایج ترین انواع کودهای زیستی مربوط به تثبیت کننده های ازت است که در سطح جهانی مجموع مقدار ازتی که از این طریق به خاک اضافه می شود حدود 175 میلیون تن در سال بر آورد شده است. در چند دهه اخیر با توجه به افزایش جمعیت و تقاضای روز افزون برای مواد غذایی از کودهای شیمیایی به عنوان ابزاری برای نیل به حداکثر تولید در واحد سطح استفاده بی رویه شده که از جمله زیان ها و پیامدهای آن علاوه بر اتلاف سرمایه و خسارت مالی . شامل آلودگی منابع آبی و خاک. به هم خوردن تعادل عناصر غذایی خاک . کاهش بازده محصولات کشاورزی در اثر کمبود یا سمی بودن عناصر. تجمع مواد آلاینده ( نظیر نیترات ) در اندام های مصرفی محصولات زراعی و بطور کلی به خطر افتادن حیات و سلامتی انسانها و سایر موجودات زنده بوده است. امروزه رایج ترین کودهای میکروبی عرضه شده در سطح وسیع تجارتی مربوط به باکتری های تثبیت کننده ازت و مهمترین آنها مورد توجه برای استفاده های علمی شامل ریزوبیوم ها در همزیستی با لگومینوزها. فرانکیا با انواعی از گیاهان چوبی غیر لگومینوز. آزوسپریلیوم برای غلات و سیانو باکترها به حالت آزاد و یا همزیست با آزولا برای شالیزارهاست
قارچهای میکوریزا:
واژه میکوریزا اولین بار از سوی فرانک در سال 1885 ارائه شد. میکوریزا از دو کلمه ( Myco ) به معنی قارچ و ( Rhiza ) به معنی ریشه تشکیل شده است. میکوریزا نشان دهنده مشارکت در همزیستی بین قارچ و ریشه گیاه میزبان می باشد . در این سیستم قارچ پوشش گسترده ای از رشته های نخ مانند به هم تابیده به نام میسیلیوم را در اطراف ریشه گیاه میزبان تشکیل می دهد در این همزیستی قارچ قند، اسید های آمینه ، ویتامین ها و برخی مواد آلی دیگر را از میزبان دریافت و در مقابل معدنی و بیشتر از سایر مواد فسفات را خاک جذب و در اختیار گیاه قرار می دهد. اکثر گیاهان قادر به تشکیل سیستم میکوریزایی هستند بطور کلی 83 درصد از دولپه ای ها و 79 درصد از تک لپه ایها قادر به تشکیل سیستم میکوریزایی هستند. تعداد محدودی از گیاهان زراعی قادر به تشکیل سیستم میکوریزایی نیستند و بیشتر این گیاهان از خانواده های ( Cruciferae ) نظیر جنس های (Sinpsis ، Brassica) و خانواده Chenopodiaceae جنس Beta و خانواده Polygonaceae جنس Fagopyrum میباشند.
جنبه های زیست شناختی میکوریزا: میکوریزا بر اساس وضعیت قرار گرفتن میسیلیوم های آنها روی ریشه گیاهان میزبان به دو گروه کلی تقسیم می شوند.

الف ) میکوریزای بیرونی ( Eetomycorrhizae )

این نوع میکوریزاها بیشتر در اکوسیستم های جنگلی که دارای مخلوطی از درختان پهن برگ و سوزنی برگ هستند مشاهده می شود . در این نوع همزیستی قارچ تولید میسیلیوم انبوه و متراکمی روی سطح ریشه می کند ولی با این نوع قارچ آلوده شده اند با پوشش متراکمی از ریسه قارچها پوشیده شده اند و مستقیم با خاک تماس ندارند.این نوع میکوریزا از راه افزایش سطح جذب ریشه باعث افزایش تحمل به خشکی گیاه میزبان به خصوص در مناطق خشک می شوند
ب ) میکوریزای درونی( Endomycorrhizae)
در این نوع میکوریزا آثار قارچی روی ریشه میزبان قابل مشاهده نیست و از نظر ظاهری فرقی بین ریسه های آلوده و غیر آلوده ندارد. هیف این قارچها از راه تارهای کشنده یا از راه سلول های اپیدرمی ریشه وارد سلول میزبان می شوند. هیف پس از ورود به سلول میزبان تولید شبکه ای می کند که این شبکه از رشته های نازک دو شاخه ای بنام آربا سکول تشکیل شده که دارای ساختاری شبیه اندام های مکنده می باشد تبادل متابولیت ها بین قارچ و سیتوپلاسم میزبان از طریق همین مناطق آرباسکول ها انجام می گیرد.آرباسکول معمولا 20 الی 40 درصد حجم سلول را در بر می گیرند پس از مدتی از بین رفته و هضم می شوند. انشعابات میسیلیوم های درونی ساختمان های کیسه مانندی با دیواره ضخیم ایجاد می کنند که به آنها وزیکول می گویند. وزیکول اندام های ذخیره ای مواد غذایی و همچنین شکل پایدار قارچ هستند وجود ساختمان های وزیکول و آرباسکول در این نوع میکوریزاها سبب شده است که آنها را قارچهای وزیکولار آربا سکولار بنامند.
مراحل تشکیل سیستم میکوریزایی
پس از آن که کلامیدوسپور در محیط مناسبی قرار گرفت جوانه زده و تشکیل میسیلیوم اولیه را می دهد اسپور قارچهای همزیست با ریشه گیاهان همگامی جوانه می زنند که ریشه های گیاهان میزبان تشکیل شده باشند ترشح مواد از سطح ریشه گیاه میزبان می تواند جوانه زنی اسپور را تحریک کند و سبب رشد جهت دار میسیلیوم به سمت ریشه گیاهان میزبان شود. این مواد همچنین در سرعت رشد هیف، منشعب شدن آن و تشکیل کلاف میسیلیومی تاثیر دارند. ترشحات ریشه اش بسته به نوع گیاهان ممکن است مواد فرار ، مواد قابل حل در آب و یا مواد متصل به سطح ریشه باشند. هنگامی که لوله هیف کنار ریشه گیاه میزبان قرار می گیرد تحریک می شود و به سطح ریشه گیاه میزبان می چسبد و در مرحله پایانی هیف در سطح ریشه گیاه میزبان نفوذ می کنند و وارد سلولهای ریشه می شوند.
میکوریزا و اثرات اغذیه ای آن در گیاه میزبان
تحقیقات متعدد نشان می دهد که فسفر ، ازت، پتاسیم ، روی ، مس ، گوگرد، کلسیم و آهن توسط سیستم میکوریزا جذب می شوند و به گیاه منتقل می شوند . بطور کلی مکانیسم جذب از طریق افزایش حجم خاک قابل دسترس توسط ریسه های قارچ است. در بین عناصر غذایی بیشترین نقش مایکوریزا در جذب فسفر است. نقش میکوریزا در تغذیه ازته گیاه به دلیل دارا بودن ضریب پخش زیاد آن ناچیز است. افزایش جذب ازت بوسیله سیستم های میکوریزایی بخصوص در میکوریزاهای بیرونی همزیست با گیاهان جنگلی مشاهده شده است. هنگامی که فسفر خاک در سطح پایینی باشد سیستم میکوریزا جذب فسفر و در نتیجه رشد گیاه را به نحوه چشمگیری افزایش می دهد . هیف ها قادر هستند که فسفات را از 15 سانتی متر سطح ریشه تا چند متری عمق خاک زیر ریشه دریافت کنند. همچنین هیف ها در منافذی از خاک نفوذ می کنند که امکان نفوذ تارهای کشنده ریشه وجود ندارد ( قطر تارهای کشنده حداقل 20 میکرومتر است در حالیکه هیف ها حداکثر 2-1 میکرو متر می باشند ) بعلاوه هیف ها از راه افزایش سطح تماس یا از راه افزایش طول موثر ریشه جذب عناصر غذایی را به شدت افزایش می دهند. طبق اظهارات آلن و همکاران ( 1992) هر یک سانتیمتر مکعب خاک دارای 2 الی 4 سانتیمتر ریشه ، 1 تا 2 متر تارهای کشنده و بیش از 50 متر هیف می باشد. قسمت اعظم فسفر موجود در خاک غیر محلول و غیر قابل استفاده مستقیم گیاه است. مطالعات متعدد نشان داده است که میکوریزاها می توانند آنزیم فسفاتاز سنتز کنند و از این راه امکان دسترسی به فسفر را افزایش دهند. برخی از انواع میکوریزاها اسیدهای کلات کننده تولید می کنند و از این راه حلالیت فسفر را برای جذب افزایش می دهند.
نقش میکوریزا در بهبود جذب آب
شواهد بسیار زیادی وجود دارد که نشانگر این است که میکوریزا می توانند سبب تغییراتی در روابط آبی گیاه و بهبود مقاومت به خشکی و یا تحمل در گیاه میزبان شود. بسیاری از محققین این خصوصیت را یک واکنش ثانویه در نتیجه بهبود جذب عناصر غذایی می دانند . افزایش هدایت هیدرولیکی آب در درون گیاهان میکوریزایی به شرح ذیل می باشد.
1- افزایش مجموع سطح ریشه به دلیل ایجاد پوشش وسیع میسیلیومی در منطقه ریشه و تارهای کشنده
2- نفوذ هیف به درون کورتکس ریشه و از آنجا به منطقه آندودرم یک مسیر کم مقاومی را در عرض ریشه برای حرکت آب فراهم می آورد و آب با مقاومت کمتری در عرض ریشه تا رسیدن به آوند چوبی روبرو می شود.
3- هیف از راه افزایش جذب عناصر غذایی مقاومت به انتقال آب را در درون ریشه کاهش می دهد.
4- میکوریزا رشد ریشه را افزایش داده و به دنبال آن یک سیستم گسترده از ریشه را برای جذب آب فراهم می نماید.
در مطالعات دیگری مشخص شد که جذب Co2 در حضور نور در گیاهان میکوریزایی بیشتر است لذا فتوسنتز بالاتری دارند. افزایش جذب Co2 در گیاهان میکوریزایی مربوط به کاهش مقاومت فاز مایع سلول های مزوفیلی برای عبور Co2 می باشد. هرایدولیتون ( 1988 ) روابط آبی گیاه را در سطوح مختلف غلظت فسفر مورد بررسی قرار دادند در این مطالعه مشخص شد که با افزایش میزان فسفر خاک تاثیر مفید میکوریزا کاهش می یابد و حداکثر تاثیر میکوریزا در سطوح پایین فسفر ظاهر می شود. میلر ( 2000 ) گزارش نموده است که در گیاهان میکوریزایی به دلیل افزایش فتوسنتز و تولید بیشتر مواد فتوسنتزی به ازای واحد آب مصرفی کارایی مصرف آب افزایش می یابد. قاضی و کاراکی ( 1988) بیان داشتند که گیاهان میکوریزایی به ازای تولید هر واحد ماده خشک آب کمتری مصرف می کنند. بنابراین ( WUE ) بالاتری دارند و WUE در گیاهان میکوریزایی در شرایط تنش خشکی محسوس تر است.

میکوریزا و اختصاص مواد فتوسنتزی
شواهد بسیار زیادی وجود دارد که گیاهان می توانند سرعت فتوسنتز خود را افزایش دهند تا نیازهای همزیست خود را تامین نمایند این عمل از طریق افزایش سطح برگ و افزایش مقدار تثبیت Co2 به ازای واحد وزن برگ انجام می گیرد. گیاهان میکوریزایی در دوره های خشکی بهتر از گیاهان غیر میکوریزایی Co2 را جذب می نمایند. آلن و همکاران بیان داشتند ( 1986 ) که با وجود انتقال بیشتر مواد فتوسنتزی به ریشه ها در گیاهان میکوریزایی این انتقال تاثیری بر وزن خشک نمی گذارد این محققین تایید کردند که بخشی از فتوسنتز اضافی در گیاهان میکوریزایی به وسیله خود میکوریزا مصرف می شود.
میکوریزا و واکنش های مرفوفیزیولوژیکی
گاهی اوقات سیستم های میکوریزایی تغییرات مرفولوژی را در گیاه ایجاد می نمایند که سرانجام آن بهبود بقاء و رشد مناسب تر گیاه می باشد. کریشنا و همکاران و ( 1981 ) بیان داشتند که میکوریزا پیچش و زایه برگها را تغییر می دهد و گیاه این واکنش را در جهت تنظیم و محدودیت جذب تشعشع و برقراری تعادل انرژی در برگ انجام می دهد. در این شرایط گیاهان غیر میکوریزایی از زیادی جذب تشعشع و گرما بشدت آسیب دیده و کاهش رشد نشان دادند. آلن و همکاران ( 1982 ) گزارش کردند که تغییرات هورمونی در گیاه با آلودگی میکوریزایی در ارتباط است و تغییرات مرفولوژیک برگ را در نتیجه واکنش به تغییرات هورمونهای گیاهی گزارش کردند. همچنین این دانشمندان در سال 1980 افزایش غلظت سیتوکنین را در برگ ها و ریشه کراس ها که همزیستی میکوریزایی داشتند گزارش کردند. در ضمن در سال 1986 نشان دادند که در شرایط تنش خشکی میکوریزا فنولوژی گل را به تاخیر می اندازد.دز ضمن دانشمندان دیگری افزایش میزان کلروفیل را در گیاهان میکوریزایی گزارش کرده اند.

ادامه نوشته

کود آلی (ارگانیک)

به کود هایی اطلاق میشوند که منشا طبیعی دارند.

کودهای حیوانی
به مجموعه ای از مواد بستری، ادرار و مدفوع گاو ، گوسفند ، مرغ یا هر حیوان دیگری است که از محل نگهداری آنها بدست می آید اطلاق مي شود. درصد مواد غذایی کود حیوانی و کیفیت فیزیکی آن به عواملی مثل نوع حیوان، کیفیت مواد بستری، میزان پوسیدگی کود، تغذیه دام، میزان سدیم و مقدار بذر علفهای هرز، اسپور بیماریها، لارو و تخم حشرات، شن و خاک دارد.درصد ازت کود گاوی بیشتر از کود گوسفندی و مرغی است. ولی درصد فسفر و پتاسیم کود مرغی از کودهای گاوی و گوسفندی بیشتر است.
درصد مواد غذایی کودها به تغذیه دام بستگی دارد. مثلاً چنانچه جیره غذایی دام از نظر یک عنصر ضعیف باشد، کود حاصله نیز به طریق اولی از نظر آن عنصر ضعیف خواهد بود و یا مثلاً هر چه درصد فیبر جیره غذائی بیشتر باشد درصد فیبر مدفوع نیز زیادتر خواهد بود. فراوانی ترکیبات آلی ازت دار ساده در کود حیوانی تازه بسیار مساله ساز است. تجزیه سریع این مواد سبب آزاد شدن آمونیاک و تجمع آن در مجاورت ریشه ها گشته و موجب مسمومیت گیاه می گردد. پوسیدگی اولیه کود این مشکل را مرتفع می سازد بهمین جهت هیچ گاه نباید کود حیوانی تازه را به محصول کاشته شده داد.
زیادی املاح در کود نیز می تواند از طریق ایجاد پتانسیل اسمزی و یا مسمومیت مستقیم گیاه مساله ساز باشد. بنابراین وجود مقدار متعادلی از عناصر غذائی و عدم زیادی عناصری مثل سدیم در کود دامی مطلوب می باشد. کیفیت مواد بستری نیز نقش مهمی در کیفیت و حالت فیزیکی کود حیوانی دارد. معمولاً اصطبل گوسفند فاقد بستر است.
بدین لحاظ سرعت تجزیه و پوسیدگی کود گوسفندی زیاد و دوام آن در خاک کمتر از سایر کودها می باشد. کود گوسفندی را کود گرم گویند. در مرغداری ها بیشتر از خاک اره و در گاو داریها معمولاً از کاه بعنوان مواد بستری استفاده می کنند. سرعت تجزیه و پوسیدگی کاه بیش از خاک اره می باشد. و بالعکس دوام خاک اره در خاک بیش از کاه است. زررا خاک اره از ترکیبات مقاومتری در مقایسه با کاه تشکیل شده است. بطورکلی، هر چه مقدار مواد نامطلوب مثل بذر علفهای هرز، شن، خاک، اسپور بیماریها و تخم و لارو حشرات در کود کمتر و تجزیه اولیه آن بیشتر باشد، ارزش کیفی کود بیشتر است.
پوسیدگی کود سبب می شود که از میزان بذر علفهای هرز و آلودگی به امراض و حشرات نیز کاسته شود. برای پوسیدگی اولیه کود حیوانی می توان آن را در شرایطی مشابه تهیه کمپوست قرارداد و یا کود حیوانی را مدتی قبل از کاشت در خاک مزرعه اختلاط داد. تجزیه کود در خاک و تبدیل آن به هوموس نیز مستلزم کفایت تهویه، حرارت و رطوبت در خاک می باشد این عوامل از طریق انجام عملیات مناسب زراعی تامین می شوند.
کود حیوانی را در زراعت گیاهان پر ارزشی مانند سبزیجات، سیب زمینی، ذرت ، پنبه و چغندر قند. به مقدار تقریبی 20 تا 50 تن در هکتار به خاک می دهند. کود حیوانی را معمولاً در زمان شروع عملیات تهیه بستر تا حداقل یک ماه قبل از کاشت بر سطح خاک می باشند و با وسایلی مانند گاو آهن، دیسک یا کولتیواتور با خاک سطحی و تا عمق حدود 15 سانتیمتری مخلوط می نمائید.
در زراعتهای کوچک و سنتی کود حیوانی را بصورت کپه هائی در مزرعه قرار می دهند و سپس آنرا با بیل بر سطح خاک پراکنده ساخته و با خاک مخلوط می کنند. در زراعتهای مکانیزه از دستگاه کودپاش حیوانی استفاده می نمایند دستگاه کودپاشی حیوانی مانند یک تریلر است که در کف آن یک نوار نقاله قرار دارد. نوار نقاله کود را به سمت عقب و خارج از تریلز هدایت کرده و روی یک مارپیچ گریز از مرکز می ریزد. چرخش مارپیچ کود را به اطراف پرتاب می کند. از آنجائی که هزینه خرید، حمل و نقل و پاشیدن کود حیوانی بسیار زیاد است و بخصوص در زراعتهای وسیع می تواند مشکلاتی را در برنامه ریزی و زمان بندی عملیات زراعی پیش آورد، لازم است به باقی گذرادن بقایای گیاهی بر خاک و تلاش در حفظ هوموس خاک توجه کافی مبذول گردد.

کودهاي گياهي
کود سبز
یکی دیگر از راههای افزایش ماده آلی خاک استفاده از کود سبز در تناوب زراعی می باشد. منظور از کود سبز شخم زدن گیاه در خاک پس از رشد کافی و بدون برداشت محصول است. اثر کود سبز بر خصوصیات فیزیکی خاک همانند کود حیوانی می باشد.
ولی کود سبز عملاً مواد غذایی به خاک اضافه نمی کند، بلکه آن چه را که طی رشد خود از خاک جذب کرده و در خود ذخیره نموده است به خاک بر می گرداند اما در صورتی که از گیاهان تیره بقولات بعنوان کود سبز استفاده شود تمام ازت تثبیت شده را به خاک بر می گرداند. از طرف دیگر کود سبز با جذب و ذخیره مواد غذایی در خود از شسته شدن آنها جلوگیری می نماید. گیاه مورد استفاده بعنوان کود سبز می بایستی اثرات فیتوتوکسینی بر رشد محصول بعدی نداشته باشد، فصل رشد کوتاهی داشته، تراکم بوته بالا را تحمل کند و رشد سبزینه ای زیادی داشته باشد تا علاوه بر این که مقدار زیادی ماده آلی به خاک اضافه می کند، پوشش کامل خاک را تامین نماید. پوشش کامل خاک برای جلوگیری از فرسایش خاک و بازداری رشد علفهای هرز ضرورت دارد. بنابراین اهداف کود سبز را می توان در افزایش ماده آلی خاک، حفظ مواد غذائی خاک (و در صورت استفاده از گیاهان تیره بقولات افزایش ازت خاک)، جلوگیری از فرسایش خاک و مبارزه با علفهای هرز خلاصه نمود. توجه به اهداف فوق روشن می سازد که کود سبز قبل از گیاهان وجینی در تناوب قرار می گیرد.
کود سبز در سیکل تناوبی فقط می تواند جایگزین آیش فصلی گردد. چنانچه طول آیش فصلی موجود برای تولید یک محصول کفایت می نماید، استفاده از کود سبز طی آن آیش فصلی مجاز نیست. نوع آیش فصلی (زمستانه یا تابستانه) که در شرایط کشت آبی توسط کود سبز جایگزین می شود به شرایط اقلیمی بستگی دارد. در نواحی اقلیمی که با زمستان سرد مشخص می شوند، گیاهان وجینی (مانند چغندرقند، پنبه، ذرت و سیب زمینی) در بهار کاشته می شوند و آیش زمستانه می تواند توسط کود سبز اشغال گردد.
در آن نواحی اقلیمی که با زمستان ملایم مشخص می شوند گیاهان وجینی ممکن است در پائیز (مانند چغندر قند و سیب‌زمینی) یا در بهار (مانند ذرت، پنبه و آفتابگردان) کاشته شوند و کود سبز می تواند محصولی تابستانه یا پائیزه (عکس دوران رشد محصول اصلی) باشد. مهمترین گیاهانی که بعنوان کود سبز در کشت آبی ممکن است مورد استفاده قرار گیرند عبارتند از خلر، لوبیا روغنی، انواع لوبیا، چاودار، شبدر، جو و گندم سیاه. یونجه بعنوان کود سبز کاشته نمی شود، اما در صورتی که پس از حصول رشد کافی سبزینه ای به خاک برگردانده شود، بعضی از هدفهای کود سبز را تامین می کند. گیاهانی مثل گندم سیاه چاودار و شبدر ایرانی به خوب در خاکهای فقیر رشد می کنند و در بهبود باروری و ساختمان خاکها موثر می باشند.
کود سبز را حداقل دو هفته قبل از کاشت محصول اصلی به خاک بر میگردانند. هرچه درصد مواد خشبی کود سبز بیشتر و ازت آن کمتر باشد، می بایستی با فاصله زمانی طولانی تری از کاشت محصول اصلی به خاک برگردانده شود. در صورتی که از گیاهانی مثل یونجه یا شبدر بعنوان کود سبز استفاده می شود می بایستی ابتدا آنها را با ماشین آلاتی مانند کولتیواتور پنجه غازی از پائین طوقه قطع نمود تا خشک گردند و یا آنها را با علف کش راند آپ یا توفوردی خشک کرد و 3 تا 4 هفته بعد از طوقه کن کردن یا تیمار با علف کش در وضعیت گاورو بودن خاک شخم شوند. در غیر این صورت رشد مجدد این گیاهان به وقوع پیوسته و به صورت علف هرز در خواهند آمد. هیچگاه نبایستی کود سبز را بعنوان علوفه برداشت و یا مورد چرای دام قرار داد. این عمل باعث خروج مواد غذائی از خاک گشته و ممکن است رشد و عملکرد محصول بعدی را نقصان دهد. چرای دام یا یک برداشت مختصر علوفه از کود سبز هنگامی امکان پذیر است که کود شیمیائی کافی به خاک داده شود و آیش فصلی موجود اجازه رشد مجدد و کافی را به کود سبز بدهد.
به کار گیری کود سبز در شرایط دیم ایران به نواحی پرباران ساحل خزر محدود می شود. در این نواحی می توان از گیاهانی مانند جو و چاودار بعنوان کود سبز برای محصولات وجینی بهاره مانند پنبه‏ ذرت و آفتابگردان استفاده نمود. در این شرایط کود سبز را می بایستی حدود یک ماه قبل از کاشت در خاک شخم زد تا پوسیدگی مناسبی اتفاق افتاده و رطوبت کافی برای رشد محصول اصلی در خاک ذخیره شود.

کمپوست
کمپوست عبارت از بقایای گیاهی و حیوانی، زباله های شهری و یا لجن فاضلاب است که تحت شرایط پوسیدگی قرار گرفته باشند، بطوری که مواد سمی آنها از بین رفته، مواد پودر شده و فرم اولیه خود را از دست داده باشند. برای تهیه کمپوست می توان از بقایای چوب بریها‏، زباله شهری،‏ بقایای کشتارگاهها و کارخانه های کنسرو ماهی ، لجن فاضلاب و اجساد گیاهان پست غیرآوندی استفاده نمود. بطورکلی، کمپوست ها از نظر مواد غذائی ضعیف هستند (به استثناء بقایای کشتارگاهها و کارخانه های کنسرو ماهی که از نظر ازت غنی می باشند) و معمولاً برای بهبود ساختمان خاک مورد استفاده قرار می گیرند. اثر فیزیکی کمپوست به مقدار ماده آلی آن و اثر شیمیائی کمپوست به ترکیب شیمیائی آن بستگی دارد. تهیه کمپوست از زباله های شهری و لجن فاضلاب راه مفیدی برای مصرف مجدد و دفع بهداشتی این مواد است. مواد اخیر از این نظر که دارای املاح کم، فاقد مولدین امراض و آفات گیاهی، بذر علفهای هرز و خاک می باشند مناسب بوده و به سرعت در خاک می پوسند. لجن فاضلاب را پس از تخمیر غیر هوازی و حرارت دادن (برای کشتن عوامل بیماریزای آن) مورد استفاده قرار می دهند برای تهیه کمپوست روش کلی زیر انجام پذیر است. موادی را که می خواهند. کمپوست نمایند بصورت لایه ای به ضخامت 7 تا 10 سانتیمتر روی سطح زمین یا حفره ای که در زمین تهیه نموده اند قرار می دهند و به ازاء هر سطل از مواد کمپوست شونده حدود 100 گرم فسفات دی آمونیم یا سوپر فسفات بر روی مواد می باشند (در صورتی که از سوپر فسفات استفاده می شوند بهتر است حدود 40 گرم اوره به ازاء هر 100 گرم سوپر فسفات اضافه شود) پس از پاشیدن کود شیمیائی اقدام به آبپاشی این لایه نموده و سپس لایه های جدید را به همین روش اضافه می کنند. ممکن است لایه هائی از کود حیوانی و یا خاک را بطور متناوب با لایه های مواد کمپوست شونده قرار دهند. در صورتی که از لایه های کود حیوانی استفاده می شود به اضافه کردن کود ازت در زمان انباشتن مواد کمپوست شونده نیازی نیست، اما به فسفات و همچنین سولفات کلسیم ممکن است نیاز باشد. ترکیب کود شیمیائی که برای تحریک و تکمیل پوسیدگی و تعادل عناصر به کمپوست اضافه می شود به نسبت کربن به ازت و ترکیب شیمیائی مواد کمپوست شونده بستگی دارد.
پاشیدن چند کیلوگرم اوره به ازاء هر تن مواد کمپوست شونده روی توده کمپوست قبل از هر بار آبپاشی مفید است در مورد بقایای چوب بریها لازم است کلیه عناصر غذائی به کمپوست اضافه شود. مواد کمپوست شونده را می بایستی همیشه مرطوب نگهداشت و هر 2 تا 4 هفته یکبار آن را مخلوط و زیرورو نمود تا به خوبی تهویه و یکنواخت گردد.
زیرورو کردن زیاد توده موجب می شود که حرارت کمپوست بالا نرفته و آفات و عوامل بیماریزای موجود در مواد از بین نروند.
کمپوست هنگامی آماده مصرف است که مواد کمپوست شونده پوسیده و پودر شده باشند. مدت لازم برای کمپوست شدن با مواد مصرفی و شرایط کار فوق می کند. زباله های شهری پس از مدتی حدود 6 هفته کمپوست می شوند. کمپوست شد کامل خاک اره گاهی چندین ماه طول می کشد. معمولاً خاک اره راحدود 6 هفته در شرایط مناسب می پوسانند تا ترکیبات سمی محلول آن پوسیده شوند و سپس مصرف می کنند. از مسائل تهیه کمپوست توسعه و تجمع مگس و پشه و بوی نامطلوب تخمیر آن است.
افزایش تهویه مواد از شدت بو می کاهد. برای مبارزه با مگس و پشه می بایستی از حشره کشها استفاده نمود. کمپوست را می توان به جای کود حیوانی مورد استفاده قرار داد.

فواید استفاده از کمپوست:
• در ایجاد کشاورزی پایدار مناسب است و از کاهش محصول جلوگیری کرده و باعث افزایش آن می‌گردد.
• ذخیره کننده بزرگی از عناصرو آب بوده و به این ترتیب اعتماد و دلگرمی کشاورزان با استفاده از آن در مزارع بیشتر می‌شود و قابلیت ذخیره آب در خاک را افزایش می‌دهد.
• باعث بهبودی ساختمان خاک شده و عملیات شخم را آسانتر می‌کند همچنین قابلیت ذخیره آب در خاک را افزایش می‌دهد.
• هوموس و مواد آلی خاک را افزایش داده و بعضی از ویتامین‌ها، هورمونها و آنزیمهای مورد نیاز را تأمین می‌کند که این مواد نمی‌توانند بوسیله کودهای شیمیایی تأمین گردند. بنابراین در خاکهای با کمبود مواد آلی بسیار مفید و مناسب می‌باشد.
• در جلوگیری از تغییر اسیدیته خاک همانند یک بافر عمل می‌کند.
• وقتی که در هنگام مرحله کمپوست شدن درجه حرارت به 60 درجه یا بیشتر می‌رسد، عوامل پاتوژن و بیماریزا، تخم انگلها، بذور علفهای هرز را از بین برده و آنها را نابود می‌کند.
• کمپوستی که کاملاً آماده شده و رسیده باشد، براحتی با خاک در حال تعادل قرار می‌گیرد و تهویه خاک را بهبود می‌بخشد.
• کودهای اضافه شده را براحتی و با جلوگیری از تلف شدن و هدر روی در اختیار گیاه قرار می‌دهد.
• بسیاری از عناصر‌و مواد غذایی پر‌مصرف‌و ‌کم‌مصرف را که در‌خود داشته است در خاک آزاد کرده‌و در اختیار‌گیاه قرار می‌دهد.
• وزن مخصوص ظاهری خاک را به شدت کاهش داده و بنابرای برای خاک سنگین و رسی بسیار مناسب و مفید است.
• چون ظرفیت نگهداری عناصر در سطح آن زیاد می‌شود، بنابراین در کاهش عناصر و مواد غذایی گیاه در خاکهای سبک و شنی بسیار مناسب و مفید است.
• آزولا گیاهی مفید برای شالیزار می‌باشد در صورتیکه رشد مناسب و معقولی در منطقه داشته باشد. ولی اقلیم و شرایط منطقه و همچنین افزایش آلودگی آبها در منطقه به عناصر مختلف خصوصاٌ ازت و فسفر باعث رشد زیاد‌و بی‌رویه آن شده است بطوریکه امروزه تهدیدی بسیار جدی برای شالیزارها، استخرها، آب‌بندانها و تالابها شده و رشد برنج و جمعیت آبزیان را در معرض خطر قرار داده است.

ادامه نوشته

انواع کودهای شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی

هر نوع موادی که جهت تقویت خاک و بالا بردن حاصلخیزی آن که چه از نظر کیفی و چه از نظر کمی باعث افزایش عملکرد محصول می شود کود گفته می شود.
کودها به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتند از کودهای شیمیایی ، کود آلی و کود بیولوژیک.
کودهای شیمیایی:
تاریخچه:
تولید این نوع کودها، در کشاورزی و ازدیاد تولید محصولات زراعی انقلابی را به وجود آورد. طی مرور زمان تولید این کودها رو به فزونی گذاشته و از آنجا که علاوه بر این که این کود ها باعث ازدیاد محصول می‌گردد باید این را هم در نظر داشت که، این کودها صدمات زیادی را به خاک، موجودات زنده و اکوسیستم وارد می‌نمایند.
ترکیب شیمیایی و درصد خلوص کودهای مختلف حاوی یک عنصر، بسیار متفاوتند. این تفاوتها بر مورد مصرف، نحوه پخش، زمان کوددهی و اثر بخشی کودها تاثیر بسیار مهمی دارند. بنابراین شناخت کافی از انواع کودهای شیمیائی قبل از انتخاب و یا مصرف آنها ضرورت دارد.
کودهای شیمیایی به دو دسته که برخی جزء عناصر پر مصرف گیاه یا ماکرو المنت و برخی نیز جز عناصر کم مصرف گیاه ( میکرو المنت ) میباشد تقسیم می شود.
عناصر پر مصرف (ماکرو) شامل: ازت - فسفر - پتاس - کلسیم - منیزیم
عناصر کم مصرف (میکرو) شامل : آهن - روی - منگنز - مس - بور
کود های شیمیایی بر اساس نوع عنصر تقسیم بندی می کنند. به عنوان مثال کودهای ازتی، فسفری و پتاسیمی دارای یک یا دو عنصر هستند .اگر یک کود همه عناصر را با هم و به نسبت متناسب داشته باشد اصطلاحاً کود کامل نامیده می شود.
کودهای شیمیایی در کارخانجات کود سازی تهیه می شوند. اساس تولید کودهای شیمیایی واکنش زیر است:
واکنش هابر _ بوش N2+3H2 ______________ 2 NH3
N2 از هوا و H2 از گاز متان و CH4 تأمین می شود. یعنی N2+3H2 در حضور دما و فشار کاتالیزور مناسب تبدیل به 2NH3 (مولکول) می شود.
آمونیاکی که طی این واکنش تولید می شود یک کود ازت است. کود ازته با ٨٢ درصد نیتروژن یا ازت در خیلی از کشورها مستقیماً به عنوان کود در خاک تزریق می شود و در ایران امکانات برای مصرف آن کم است. آمونیاک به عنوان ماده اولیه می تواند برای تولید سایر کودهای ازته مورد استفاده قرار گیرد.
اگر NH3 را با مولکول 3o2 ترکیب کنیم کود اوره تولید می شود که از پر مصرف ترین کودهای شیمیایی است.
اگر NH3 را با H2SO4 ترکیب کنیم کود فسفات آمونیوم تولید می شود که از بهترین کودها برای شرایط خاک های قلیایی است، یعنی کودی است دارای خاصیت اسیدی و بسیار مطلوب و مناسب برای شرایط خاک ایران.

ادامه نوشته

سیکاس رولوتا

 

  سیکاس یکی از معروف ترین گونه ها جهت باغچه کاری (landscape)و استفاده در فضای داخلی منزل در جهان است، خصوصاً گونه (revolute) رولوتا. این گیاه بیشتر از همه گونه های دیگر سیکاس در جهان استفاده می گردد. همچنین میلیون ها عدد از برگ این گیاه جهت تزیین دسته گل،تاج گل و مراسم عید پاک و... در سراسر جهان مورد استفاده قرار می گیرد.
  سیکاس از خانواده سیکاداسه (cycadaceae)می باشد. این گیاه عمدتاً بومی جنوب،جنوب شرق آسیا، استرالیا، هند، چین، تعداد کمی آفریقاوماداگاسکار می باشد.
  این گیاه متعلق به دوران مزوزوییک بوده و از 200 میلیون سال تاکنون تغییرات بسیار کمی داشته است.
  96 گونه از سیکاسهای مختلف تاکنون به ثبت رسیده است.
  به طور عمده سیکاس ها گیاهانی پیازدار و دو پایه می باشند، یعنی دارای پایه نر و پایه ماده می باشند که هر پایه دارای گلی متفاوت از هم هستند. تشخیص نر و ماده بودن پیاز فقط به دو طریق میسر است. 1) روش آزمایشگاهی و ژنیتیکی 2) از طریق دیدن گل هر پیاز
  کلمه سیکاس یک نام تیپی است و به گیاهانی از خانواده Cycadها اطلاق میشود. سیکاس مورد نظر ما و سیکاسی که بیشتر در ایران کشت شده با نام علمی Cycas revoluta و از بستگان دور پالم‌ها به شمار میرود
  پایانَخل یا سیکاس یکی از ۹۵ گونه گیاهان خانواده پایانخلیان[۴] است. این گیاه یک گیاه آپارتمانی مربوط به مناطق گرم و مرطوب است، اولین بار در چین و ژاپن پیدا شده‌است و برگهایش کشیده و شبیه به نخل هستند
  در گیاه سیکاس برگها به صورت دایره ای ظاهر میگردند که در ابتدا بسیار نرم و لطیف می باشند، ولی پس از یک یا دو هفته حالت سفت تر و خشبی تر به خود می گیرند.اکثر گونه ها برگ هایی مانند برگ نخل دارند،ولی براق تر، چرمی تر و نوک تیز ترند. البته نوع رولوتا که در ایران و عمدتاً در شمال ایران کشت می گردد دارای برگ های سبز پررنگی است. گونه های دیگری از سیکاس به رنگ های آبی فیروزه ای، خاکستری و... نیز وجود دارد. خود برگها دارای برگچه هایی هستند که به طور منظم در دو طرف رگ برگ اصلی قرار دارند. برگها به صورت متحد المرکزمعولا در اردیبهشت همه با هم به یکباره ظاهر می گردند و در صورت مهیا بودن شرایط از نظر رطوبت و دما در شهریور نیز برگ دهی می نمایند.
  طول برگ های سیکاس می تواند از یک تا دو متر بنابه شرایط نوری که گیاه در آن قرار دارد نوسان داشته باشد. برگ، دانه، پیاز این گیاه سمی بوده، در نتیجه باید در باغها و مکان هایی که حیوانات اهلی قرار دارند دقت بیشتری نمود.
  گیاه سیکاس دارای سرعت رشد بسیار کم و عمر طولانی می باشد. به عنوان مثال یک نمونه 220 ساله قدیمی در باغ گیاهشناسی (kew)کیو انگلستان وجود دارد که از جنوب آفریقا خریداری شده و ارتفاع پیاز آن چهار متر می باشد.
  سیکاس Cycas، گونه ای از خانواده سیکاداسه Cycadaceae و از جنس سیکاس Cycas میباشد و درخت نواحی استوائی و نیمه استوائی محسوب می شود .
  این گیاه به بلندی چند متر می رسد و بلندی گونه سیکاس Cycas medica که در ایالت کوئین لاند Queen Land واقع در شمال شرقی استرالیا وجود دارد 20 متر است .
  بودائی ها درخت سیکاس Cycas را نشانه جاودانی Immorteite می دانند .که گونه های مهمی نظیر سیکاس سیرسینالیس C.Circinalis و سیکاس رولوتا C.revoluta به بلندی 10 تا 15 متر و یا تنه خیلی کوتاه مانند سیکاس رومفی C.rumphii و سیکاس توآرسی C.thouarsii دارند .
  درخت سیکاس Cycas در جنوب ژاپن در جزیره ماداگاسکار در آندونزی ، در هندوستان و در سریلانکا ( سیلان) و استرالیا وجود دارد .
  درخت سیکاس Cycas در هیچ جا بطور انبوه و زیاد وجود ندارد بلکه به شکل دسته های کوچک در سواحل دریا دیده می شوند .
  سیکاس Cycas با نگاه اول شبیه به درختان خانواده نخلها به نظر میآید و در قدیم آن را از خانواده نخل ها میدانستند و لینه Linne گیاهشناس مشهور نام علمی آن را ابتداء لینه Linne که از نام محلی نخل کوسکا Kuscas گرفته شده تعیین کرد و سپس آن را جزو طبقه سرخس ها ( به علت شباهت برگهای فنر مانند سرخس در موقع بازشدن ) دانست .
  تنه این درخت از بقایای دمبرگها تشکیل شده ، سنگین و به مقدار کمی خشبی است و قسمت نزدیک به سطح زمین آن بسیار محکم است .
  در داخل تنه یا مغز آن مایع چسبنده و لزجی وجود دارد که ماده غذائی خوبی را تشکیل می دهد .
  در روی تنه اصلی سیکاس Cycas گاهی انشعاباتی بخصوص در درخت نر بوجود می آیند .
  سیکاس Cycas درخت دو پایه ای است ( پایه نر و پایه ماده ) و پایه نر دارای کیسه محتوی گرده گل و گیاه ماده دارای تخمدان است .
  برگهای پایه نر کوتاه ، پهن و کلفت بوده و در سطح زیر آن چندین کیسه گرده وجود دارد که بوسیله یک شکاف طولی مقدار بسیار زیادی گرده گل به خارج می ریزند .
  برگهای پایه ماده مسطح است و از کرکهای خرمائی رنگ پوشیده شده و در سطح بالائی آنها شرابه ای انگشت مانند یا دندانه دار می باشد .
  طول برگهای سیکاس Cycas ممکن است به دو متر برسد و رنگ آنها سبز تیره می باشد .
  عرض برگها نسبت به گونه سیکاس Cycas فرق می کند. به ترتیب که گونه سیکاس سی انسیالیسCiecinalis دارای پهنه برگ کم عرض و گونه سیکاس رولوتا C.revoluta دارای برگ نوک تیز یا نیزه ای میباشد .
  برگهای قدیمی پس از 3 تا 5 سال ( در شرایط عادی ) زرد شده و می افتند . ( در سیکاس های زینتی باید برگهای زرد شده را قطع کرد ) برگهای پایه نر در گونه سیکاس رومفی C. rhumphlii به رنگ زرد روشن بوده و در موقع گل دادن بوی نامطبوعی پخش می کند .
  دمای قابل تحمل برای سیکاس در حدود ((42+)_( 11-)) سانتیگراد می باشد. اگر دما از 11- درجه کمتر شود امکان دارد سیکاس از بین برود. ولی اگر نرم شود باز هم امکان بهبودی آن وجود دارد.بارش تگرگ سبب ایجاد لکه های زرد رنگ به صورت نقطه ای بر روی سطح برگچه ها می گردد.
  میزان رطوبت خاک سیکاس باید از کمی مرطوب و تر تا خشک باشد البته خاکی که همواره خیس باشد به طوری که ریشه ها نتوانند به اصطلاح به آسانی تنفس نمایند سبب پوسیدگی ریشه ها و در نتیجه پیاز می گردد.
  سیکاس در نور مستقیم خورشید رشد می کند، ولی خود را با محیط داخل اتاق نیز تطبیق می دهد به طوری که چند ساعتی از نور صبح یا غروب آفتاب به آن بتابد. همچنین زمانی که برگ های تازه و جوان سیکاس که نرم و لطیف هستند ظاهر می گردد تا دو هفته ای که به خود حالت سخت و خشبی بگیرد یکی از حساس ترین دوران برای سیکاس است. زیرا کوچک ترین ضربه به برگچه ها و همچنین فعالیت بیش از حد حشرات نیز می تواند به آن ها آسیب برساند. درطول این دوره براثر عاملی به نام نور گرایی (phototropism) اگر برگ ها در محیطی پر نور ظاهر شوند به دلیل شدید بودن نور،برگ ها کوتاه می مانند ولی در غیر این صورت برگ ها بلند با فاصله زیاد بین برگچه ها می گردد. در ضمن براساس تجربه افزایش آبیاری در دوران برگ دهی سیکاس Cycas سبب بهبود برگ دهی و رشد و نمود آن ها می شود البته به اندازه کافی!
  خاک مطلوب برای سیکاس خاکی است مخلوط از خاک برگ، ماسه، کمی خاک رس. در کاشت گیاه باید در نظر داشت که گیاه را طوری کاشت کنیم که کمی از سطح خاک بالا تر باشد. پیاز سیکاس باید طوری در خاک قرار گیرد که نیمی از آن در خاک و نیم دیگر آن از خاک بیرون باشد.
  آب و کود سیکاس Cycas به نیاز گیاه و مقدار نوری که به سطح خاک تابیده می شود بستگی دارد. سیکاس زیاد در مقابل کمبود آب و مواد غذایی از خود اثر نشان نمی دهد. اگر گیاه در گلدان قرار دارد ابتدا همیشه اجازه دهید که خاک گلدان کاملاً خشک شود و سپس آن را آبیاری کنید.
  زمان کوددهی مناسب،یکی درطول بهار و دیگری در اواخر تابستان است. اگر از کود های ارگانیک مانند کودهای حیوانی و کود هایی که دیر جذب می شوند استفاده می کنید بهتر است از باقی ماندن این کود ها در دهانه و نوک پیاز جلوگیری کنید، زیرا این عمل امکان دارد که آرایش منظم برگهای تازه را که در آینده بیرون می آیند بهم بزنند.
  موارد استفاده از سیکاس : قسمتهای مختلف گیاه سیکاس دارای سمیت کمی می باشند . ولی بومیان با علم به این موضوع به خود تلقین می کنند که سم اگر بمقدار کم مصرف شود خاصیت درمانی دارد . 1 – برگهای درخت سیکاس که گاه به عنوان مواد غذائی مورد استفاده قرار می گیرد نسبتا سمی بوده ولی در جزایر کئی Kei و ملوک Maluques برگهای جوان را می برند و بعنوان سبزی می خورند . 2 – میلیونها برگ این درخت ( گونه سیکاس رولوتا C.revoluta ) از ژاپن به کشورهای اروپائی و آمریکای شمالی صادر و فروخته می شوند و در تاج گلهای روی قبور مردگان و عید آخرین یکشنبه قبل از عید پاک مورد استفاده قرار می گیرند . 3 – بومیان از دانه و آرد حاصل از مغز بعنوان آرد ساکو Sagous ، درخت سیکاس پس از خشک کردن ، شستن و گرم کردن استفاده می کنند . 4 – از دانه های این گیاه پس از پختن به عنوان دارو استفاده می شود . 5 – بومیان جزیره ملوک در قدیم دانه های این گیاه را پس از خشک شدن آسیاب کردن و پختن به صورت سوپ در مراسم عزاداری میخوردند. 6 – ساکنین جزایر ، سلب مایع بدست آمده از پختن دانه این گیاه را به بچه های خود می خوراندند تا از شیطنت آنها که مانع فعالیت و آزادی عمل درکارشان می شوند راحت شوند . 7 – سیکاس Cycas درمناطق معتدله به عنوان گیاه زینتی در منازل و باغات و گلخانه ها پرورش داده میشود .
  برگ های کهنه ممکن است به دلیل آب وکود زیاد هم زرد گردند واگر برگهای تازه دچار زرد شدگی گردند ممکن است بدلیل کود زیاد و یا فقر خاک باشد.
  اگر همه برگها به یکباره زرد گردند باید گیاه از خاک و از جایی که در آن قرار دارد جابجا گردد زیرا عدم زهکشی درست خاک و راکد ماندن آب در گلدان و خاک نیز سبب چنین عارضه هایی در گیاه می گردد.
  در صورت دیدن هاله ای از زردی در کلیه برگها نشان دهنده پر آبی وهمچنین نور و گرمای مستقیم خورشید بر برگها می باشد.
  حشراتی که به سیکاس حمله میکنند محدودند .گاهی سبب لکه های سفید و یا قهوه ای در پوسته سیکاس می گردند،معمولا در صورت دیدن لکه های قهوه ای پر رنگ در گیاه نشان دهنده ابتلای گیاه به کنه می باشد و بر روی برگهای سالهای قدیمی تر ودر اثر آلودگی محیط ایجاد می گردند.
  در صورت آلودگی خاک ورطوبت و زخمی شدن پیاز در حین فعالیتهای باغبانی که سبب پوسیدگی وقارچی شدن پیاز می گردد در این حالت پیاز حالت نرم ولحیدگی پیدا می کند که می تواند با استفاده از قارچ کشها از این مورد جلو گیری کرد.
  - انتقال(Transplaning) : سیکاس را بهتر است در اوایل بهار ودر طول زمستان که در این دوران فعالیت رویش ورشد ندارند جابجا نمود . هنگامی که یک نهال سیکاس را در یک ظرف کاشتید نیاز به تعویض مجدد را می توان از بررسی حجم ریشه ها تشخیص داد. البته جابه جایی و تعویض گلدان به نسبت دیگر گیاهان با فاصله زمانی بیشتر باید صورت گیرد، زیرا هم سیکاس کند رشد تر از دیگر گیاهان است و هم تطبیق سیکاس با شرایط جدید با سرعت کمتری صورت می گیرد. سیکاس ها و نوع ریشه این گونه از خانواده ها نیاز به گلدان هایی دارند که دارای عمق بیشتری باشند در این حالت سیکاس به سرعت ریشه زایی نموده و گلدان را پر می نماید. معمولاً بهتر است از گلدانی استفاده گردد که عمق آن به اندازه یک و نیم برابر حجم ریشه خاک بگیرد. یعنی اگر ارتفاع حجم ریشه شش سانتی متر باشد باید از گلدانی که ارتفاع آن سه سانتی متر عمیق تر از حجم ریشه باشد استفاده کرد.

: منابع  
 
ادامه نوشته

تقویم زنبورداری

فروردین
از باز کردن بی جهت کندوها خودداری کنید. تنها زمانی کندو را بازدید کنید که واقعا لازم باشد.
با دقت در سوراخ پرواز می توانید از وضع داخلی کندو آگاه شوید. هرگاه زنبورها گرده گل به کندو حمل کنند، جمعیت هم ملکه دارد، هم تخم و هم لارو.
در صورت کمبود عسل در کندو جمعیت باید تغذیه شود.
مواظب سمپاشی نابهنگام شکوفه های درختان میوه باشید.
این ماه بهترین زمان تبدیل کندوهای بومی به مدرن است.
در صورت از بین رفتن ملکه در کندو، بایستی ملکه بارور به کندو معرفی کرد و یا با کندوی دیگر ادغام نمود.
برای تحریک و افزایش تخمگذاری ملکه، بایستی زنبوران را هر روز با شربت ( شکر و آب یک به یک ) به مقدار ۱/۴ – ۱/۲ لیتر تغذیه نمود.
از پوکه های سال قبل ( تمیز با رنگ روشن ) جهت تخمگذاری ملکه در کندو می توان استفاده کرد.
اردیبهشت
روی کندوهایی که جمعیت آن ها قوی هستند ( ۱۰-۹ قاب پر از زنبور دارند ) طبقه بگذارید.
به دلیل فراوانی گرده گل در این ماه، زنبورهای جوان گرفتار یبوست می گردند.
در این ماه نیز می توان به آسانی کندوهای بومی را به مدرن تبدیل کرد.
معمولا در این ماه فصل پرورش ملکه ( بچه دادن کندوها ) شروع می گردد.
در صورت نیاز می توان ملکه را تعویض نمود.
از صفحات موم آجدار می توان در داخل کندوهای قوی استفاده کرد.
خرداد
در این ماه ملکه معمولا بیشترین میزان تخمگذاری سالیانه را ( در صورت وجود شهد و گل فراوان در طبیعت ) انجام می دهد و جمعیت قویتر از سایر ماه های سال است.
تعویض ملکه در این ماه هنوز امکان دارد.
فصل جریان شهد در این ماه شروع می شود. باید برای برداشت محصول خوب کندوها را به مناطق ییلاقی با پوشش خوب گیاهی منتقل کرد.
در صورت مساعد بودن شرایط آب و هوایی بایستی با رعایت شرایط لازم اقدام به کوچ کندوها کرد.
تیر
اگر در خرداد ماه جمعیت ها را مهاجرت نداده اید. در این ماه این کار را انجام دهید.
با تهیه تقویم زنبورداری از زمان شروع و پایان شهد دهی گلها ( فصل جریان شهد ) در منطقه آگاه باشید تا بتوانید در مورد زمان مهاجرت دادن کندوها صحیح تر تصمیم بگیرید.
این ماه معمولا فصل پایان پرورش ملکه است که با دور ریختن زنبورهای نر توسط زنبورهای کارگر از کندو و وجود لاشه های زنبوران در جلوی دریچه پرواز کاملا مشهود است ( نر کشی ).
مرداد
معمولا از نیمه دوم این ماه برداشت عسل در بعضی از نقاط شروع می گردد.
از تمیز کردن موم های اضافی روی کادرها ( قاب ها ) جدا خودداری کنید.
شهریور
غارت در این ماه و ماه بعد مشکل بزرگی است که باید خیلی مواظب بود.
ضعیف شدن جمعیت ها از این ماه به بعد یک امر طبیعی است.
زنبورستان در جریان همین ماه معمولا باید از وجود نرها پاک شده باشد. ( توسط زنبورهای کارگر )
با انجام آخرین مهاجرت، کندوها را به محل زمستانی شان برگردانید.
ملکه های جمعیت های خیلی ضعیف را عوض کنید.
جمعیت های ضعیف را در جمعیت های متوسط یا قوی ادغام کنید.
تغذیه زمستانی را شروع کنید.
معمولا در این ماه برداشت عسل خاتمه می یابد.
از اواخر این ماه مبارزه با آفات ( مایت و اروا، نوزما ) را شروع کنید.
مهر
تغذیه زمستانی باید حداکثر در این ماه پایان پذیرفته باشد.
در صورت شروع غارت سر کندو را گذاشته و از ادامه کار موقتا صرف نظر نموده، سوراخ های پرواز را تا حدود یک سانتی متر کوچک کنید.
روی قاب ها را با یک پارچه دو لای کتانی و مقداری روزنامه بپوشانید.
به مقدار لاروها و تخم ها توجه داشته باشید. هر چه بیشتر باشند جمعیت در بهار آینده قوی تر خواهند بود.
کندوهای جمعیت های ضعیف را تنگ کنید.
بایستی کندوها برای زمستان گذرانی به محل قشلاقی انتقال داده و اقدامات لازم انجام گیرد.
آبان
هرگاه زنبورها را کنار آب در حال مکیدن دیدید بدانید که در کندو تخم و لارو وجود دارد و ملکه هنوز مشغول تخم ریزی است.
مقدار محصول عسل کندوها را محاسبه و پر محصول ترین جمعیت هایتان را بشناسید.
چنان چه در بهار ملکه کندوهای نیش زن را عوض نکرده اید، قبل از آن که به خوشه روند عوض کنید.
برای جلوگیری از کپک زدن داخل کندو، بین آخرین قاب های طرفین و دیوار کندو به اندازه یک سانتی متر فاصله بگذارند.
آذر
معمولا زنبوران در این ماه خوشه زمستانی را تشکیل داده و داخل آن به زندگیشان ادامه می دهند.
زنبوران شدیدترین سرما را می توانند تحمل کنند ولی کوچکترین جریان هوا ( کوران ) می تواند آن ها را تلف کند.
با شروع بارش برف، حتما جلوی سوراخ پرواز را تمیز کنید.
موم های سیاه و کهنه را جمع آوری و ذوب کنید.
دی
از مطالعه کتب زنبورداری غفلت نکنید.
در کلاس های آموزشی زنبورداری شرکت کنید.
وسایل زنبورداری خود را برای سال آینده آماده کنید.
کندوهای خالی معیوب را تعمیر کنید.
وضعیت کندوها را تنها از راه سوراخ پرواز کنترل کنید.
شناسنامه های کندوها را برای استفاده در سال آینده تعیین کنید.
بهمن
هرگاه جمعیت غذای کافی نداشت باید با خمیر شیرین و یا شانهای پر از عسل تغذیه شوند.
به محض اینکه گرمای هوا از ۸ درجه سانتی گراد بالاتر رفت زنبورها به خارج پرواز کرده و پس از دفع مدفوع به سرعت به کندوهایشان بر می گردند.
مثل ماه گذشته بایستی نسبت به افزایش اطلاعات علمی خود از طریق مطالعه کتب زنبورداری و شرکت در کلاس های آموزشی اقدام نمایید.
اسفند
فعالیت تخم ریزی ملکه در این ماه زیادتر از بهمن ماه است.
هرگاه در سوراخ پرواز زنبوران را در حال حمل گرده گل دید از زنده بودن ملکه مطمئن باشید.
غذا و تغذیه زنبوران را به کمک خمیر شیرین و یا عسل کنترل کنید. چون زنبوران در این ماه خیلی بیشتر از ماه های قبل غذا مصرف می کنند.
در صورت نیاز کندوها به تغذیه با کیک جانشین گرده تغذیه را حتما شروع کنید.
کندوها را گرم نگه دارید.

منبع: http://www.kharidemajazi.ir/?p=988#ixzz2xlcOtfDh

کنترل و جلوگيري از ضايعات دان

هزينه تامين غذا يکي از مهمترين اقلام در پرورش طيور مي باشد به طوري که حداقل 70 درصد هزينه توليد را تشکيل مي دهد بنابراين کاهش ضايعات غذا يکي از معيارهاي اصلي است که مي تواند موجب کاهش هزينه توليد و افزايش درآمد در مرغداري گردد ضايعات دان که اغلب 5 تا 10 درصد مقدار دان مصرفي در سال را در بر مي گيرد مي توان به دو صورت مستقيم و غير مستقيم تقسيم بندي نمود .

ضايعات مستقيم دان
مقدار ضايعات مستقيم دان در مزارع پرورش طيور و کارخانجات تهيه دان بيش از حد تصور مي باشد و ده اشکال زير رخ مي دهد :

الف – تغذيه جوجه هاي جوان :
گاهي براي تغذيه جوجه ها در 3 روز اول زندگي مقداري دان روي کاغذ باطله روزنامه يا مقواهاي نازک مي ريزند که اين کاغذها در زير پاي جوجه و در اثر رطوبت آبخوريها و غيره پاره شده دان بر روي بستر مي ريزد به منظور اجتناب از پر کردن بيش از حد سيني هاي دان نيز ، عمل غذا دادن بايد در خلال روز طي چندنوبت انجام شود .

ب – تغذيه جوجه ها در سيستم بستر :

ارتفاع دانخوريها معمولا به حدي پايين است که امکان تکان دادن آنها و در نتيجه ريخت و پاش غذا توسط جوجه ها وجود دارد ارتفاع دانخوريها از سطح زمين بايد 1 تا 2 سانتي متر بالاتر از ارتفاع پشت جوجه ها باشد .

ج – تغذيه جوجه ها در قفس :
پربودن ترافهاي دانخوري مهمترين علت ضايعات دان در اين شکل از پرورش مي باشد چنانچه ترافها پر باشد ميزان ضايعات دان به 12 درصد مي رسد در حالي که هرگاه فضاي ترافهاي دانخوري پر باشد ميزان ضايعات دان به کمتر از 5 درصد کاهش مي يابد .

د- آبخوريها :
آبخوريهاي پلاستيکي معمولا به آساني تغيير شکل يافته و مي شکنند هرگاه ترافهاي آبخوريها نشست نموده و آب وارد ترافهاي دانخوري شود بايد دان مرطوب شده را فورا در دانخوريها پخش نموده و مرغها را تشويق نمود تاقبل از کپک زدن آن را مصرف نمايند ترافهاي آبخوري پلاستيکي بايد هر روزه جهت کنترل نشت آب از آنها بررسي شده و در صورت خرابي فورا تعمير گردند .

ه – پرهيز غذايي :
تغذيه بيش از حد پولتهاي در حد رشد نه تنها باعث افزايش ضايعات دان شده بلکه موجب ازدياد وزن مرغان تخمگذار نيز مي گردد که بدين ترتيب اثرات نامطلوبي بر سيکل توليد وارد مي شود بنابراين نيمچه ها بايد بر مبناي برنامه غذايي پرورش يابند که متناسب با سن و با توجه به کيفيت جيره مقدار اخذ غذا توسط پرنده تنظيم شده باشد وزن پولت ها بايد به طور مرتب کنترل شود .

و – سيلوهاي ذخيره دان :
در مواردي که سقف سيلوهاي ذخيره دان در اثر وزش بادهاي شديد جدا مي گردد گاهي اوقات آب باران به داخل سيلوهاي دان نفوذ کرده و رطوبت آن موجب کپک زدن دان گرديده و ضمن آنکه باعث اتلاف دان مي شود مشکلات شديدتري را در اثر آلودگي با کپک و سموم قارچي به وجود مي آورد . سيلوهاي دان بايد به طور مطمئني پوشانده شوند .

ز- پرندگان وحشي و جوندگان :
پرندگان وحشي و جوندگان اغلب به تعداد زيادي در داخل و اطراف مرغداري ها و کارخانجات تهيه دان زندگي مي کنند اين حيوانات مي توانند مقدار زيادي دان مرغها را مصرف نموده و به عنوان ناقل بسياري از بيماريها عمل نمايند کنترل جوندگان بايد به طور دائم انجام شود و جهت مبارزه با پرندگان وحشي بايد جلو پنجره ها و هواکشها توري فلزي نصب گردد .

ط- نگهداري مواد اوليه دان :

مواد اوليه دان و دان ساخته شده در صورت نگهداري در شرايط نامطلوب در اثر رطوبت و يا ايجاد حرارت زياد دچار ضايعات مي گردند چنانچه مواد اوليه درون کيسه نگهداري مي شوند کيسه ها بايد 20 سانتي متر بالاتر از کف بر روي تخته هاي چوبي يا سکوهايي نگهداري شوند در صورتي که ناگزير به نگهداري مواد اوليه در فضاي باز باشند بايد آنها را با چادرهاي پلاستيکي غير قابل نفوذ ذخيره شده بايد تهويه گرديده و دماي داخل مواد براي جلوگيري از سوختگي کنترل شود محتويات کيسه هاي پاره شده نبايد مورد استفاده قرار گيرد غذايي که در موقع تخليه و بار گيري روي زمين ريخته مي شود بايد فورا جمع آوري شده و تميز گردد .


ضايعات غير مستقيم دان
الف- تنظيم نادرست فرمول جيره :
چنانچه ارزش غذايي بيشتر از احتياجات پرنده بر حسب وزن ، ميزان رشد و توليد آن باشد ممکن است منجر به اتلاف غذا شود فرمول جيره بايد بر اساس سن گله تخمگذار ، درجه حرارت محيط و ميزان توليد تخم مرغ تنظيم شود دقت بيشتر در تامين نيازهاي غذايي پرنده ازهدر رفتن مواد مغذي با ارزش جلوگيري مي نمايد .

ب- استفاده از سنگريزه در دان :
عدم استفاده از سنگريزه نامحلول در تغذيه طيور به طور منظم ، قابليت هضم مواد غذايي را بين 10-3 درصد کاهش مي دهد دان مصرفي طيور در اثر عمل سايش سنگريزه ها طي حرکات دودي در سنگدان خرد مي شود با توجه به اينکه ماکيان فاقد دندان مي باشند اين عمل ضروري است سنگريزه نامحلول بايد هفته اي يک بار به پرنده داده شود .

ج-پارگي الک آسياب :
گاهي اوقات ذرات مواد غذايي آسياب نشده در دان مشاهده مي شوند اين مواد اوليه که به طور مناسب آسياب نشده اند به طور کامل قابل هضم نخواهند بود در نتيجه دفع مي شوند و هدر خواهند رفت علت اين امر ممکن است در آمدن لبه الک از داخل آسياب و يا پارگي الک آسياب در اثر وجود اجسام خارجي نظير آهن آلات ياسنگ در مواد اوليه باشد به همين جهت وضعيت آسياب بايدمرتبا کنترل شود .

د- نگاهداري مواد اوليه دان به مدت طولاني :
گاهي اوقات گله هاي طيور علائم کمبود ويتامين رانشان مي دهند علاوه بر مواردي که برخي از روابط آنتاگونيستي ناشي از مصرف توام ويتامين ها و آنتي بيوتيک ها مي تواند موجب بروز چنين حالتي شود ذخيره و نگهداري مواد غذايي به مدت بسيار طولاني نيز ممکن است منجر به کاهش مقدار بعضي مواد مغذي نظير ويتامينهاي A ، E و B12 شود به طور معمول غذابايد تنها براي مدت يک هفته ذخيره شود در صورت نگهداري غذا براي مدت طولاني تر ممکن است ارزش مواد مغذي کاهش يابد همچنين دان طيور بايد در شرايط مناسب در دماي کمتر از 13 درجه سانتي گراد و رطوبت نسبي کمتر از 80درصد نگهداري شود اين اقدام موجب کنترل رشد باکتريها و قارچ هاي مضر شده و به پيشگيري از آلودگي غذا و کاهش ارزش مواد مغذي آن کمک مي کند .

ه – درجه حرارت محيطي نامطلوب :
مصرف غذا و آب ، هضم مواد مغذي در طيور را تحت تاثير قرار مي دهد درجه حرارت بهينه جهت دستيابي به راندمان غذايي براي تمام انواع پرندگان تخمگذار 20 درجه سانتي گراد مي باشد با خنک و گرم نمودن سالن بايد تلاش نمود تا درجه حرارت سالن دراين حد حفظ گردد سرعت رشد و توان توليد خوب در مرغان تخمگذار موجب صرفه جويي در مصرف غذا مي گردد .

و – آلودگي غذا :
در هنگام خريد مواد اوليه دان از بازار بايددقت زيادي به عمل آورد کيفيت پايين دان موجب عدم رشد و پايين آمدن راندمان مرغ تخمگذار مي گردد مواد اوليه ممکن است تقلبي باشد به عنوان مثال ممکن است پودر ماهي با اوره و همچنين پودر خون با پودر پر ويا اينکه سويا با ذرت مخلوط شده باشد بنابراين مواد اوليه خريداري شده بايد با استفاده از امکانات آزمايشگاههاي محلي از لحاظ کيفي کنترل شوند .

ز- نوک چيني درزمان نامناسب :
پس از نوک چيني ، دان گله در مقايسه با گله نوک چيني نشده تا 3% کاهش مي يابد در صورت انجام نوک چيني اين کار بايد در زمان مناسب در سن 7 روزگي و يا در سن 8 هفتگي و فقط توسط افراد ماهر و با شيوه مطمئن صورت گيرد انجام عمل قطعه نوک درزمان مناسب و به طرز صحيح موجب عدم بروز خود خوري و کاني باليسم در مرغها و صرفه جويي در مصرف دان مي گردد .

ح- استفاده ازغذاي نامناسب :

غذا ممکن است به شکل آردي ، پلت يا نيم دانه تهيه شود نتايج آزمايشهاي متعدد نشان مي دهند که دان پلت شده مي تواند تعادل کاملي از مواد مغذي را همراه با خوش خوراکي فراهم نموده و ضايعات دان راکاهش دهد در حال حاضر تنها مشکل موجود در زمينه استفاده ازدان پلت شده نياز به هزينه بيشتر براي ساخت آن و مصرف مقادير بيشتري آب به علت استفاده از بخار در طي فراوري پلت مي باشد به منظور ممانعت از کپک زدگي ممکن است نياز به خشک کردن دان پلت شده باشد .

آلودگي هاي انگلي
چنانچه گله مبتلا به آلودگي انگلي باشد ضريب تبديل غذايي کاهش مي يابد انگلهاي داخلي نه تنها مقاديري از مواد مغذي را مصرف مي کنند بلکه با ايجاد جراحات به غشاهاي داخلي دستگاه گوارش آسيب رسانده و برهضم غذا اثر نامطلوب به جاي مي گذارند گله هاي نيمچه به خصوص گله هايي که در سيتسم بستر پرورش داده مي شوند بايد به طور مرتب بر عليه آلودگيهاي کرمي تحت درمان قرار گرفته همچنين قبل از انتقال به قفس در سالنهاي تخمگذار دوباره از اين حيث درمان شوند مرغهاي تخمگذار نيز بايد سالي يک بار بر عليه آلودگيهاي کرمي درمان شوند بنابراين اتلاف دان در اغلب موارد هم در واحدهاي مرغداري و هم درکارخانجات تهيه دان ديده ميشود که در مرغداريها واجد مديريت خوب ميزان آن کمتر از مرغدرايها يي است که مديريت ضعيفي دارند .

آشنایی با قوانین پرورش اسب

اولین صادرات ایران به اروپا و به ویژه به انگلستان و فرانسه اسب بوده و این کار در دوره ی قاجار به وقوع پیوسته است.
اسب های اصیل ایرانی از قبیل: ترکمن، کردی و قره باغی و اسبچه خزر پس از اینکه به عنوان دام طبقه بندی شدند، برنامه ریزی هایی از طرف معاونت امور دام برای پرورش و اصلاح نژاد آن به عمل آمد. همچنین چند سالی است که صادرات گوشت اسب نیز به صورت موفق در کارنامه کشور ما قرار دارد.
پرورش اسب می تواند به منظور بهره برداری به صورت واحدهای پرورش و اصلاح نژاد اسب یا به صورت کانون های سوارکاری و مراکز نگهداری اسب یا به صورت واحدهای تکثیر اسب و استر (ایلخی محدود) یا به صورت واحدهای تربیت اسب یا به صورت واحدهای نگهداری سیلمی یا به صورت کره کشی انجام گیرد. در صورت توام بودن فعالیت های ورزشی و پرورشی باید مجوزهای لازم را از سازمان تربیت بدنی و معاونت امور دام کسب نمایند.
ـ ضوابط صدور پروانه تاسیس واحدهای پرورش اسب
۱ـ ظرفیت: ظرفیت واحدهای پرورش اسب جدیدالتاسیس به شرح زیر تعیین می شود:
ـ واحدهای پرورش و اصلاح نژاد اسب: حداقل ظرفیت ۸ و حداکثر ظرفیت ۳۰ سر مادیان.
ـ واحدهای تکثیر اسب و استر (ایلخی محدود): حداقل ظرفیت ۱۲ مادیان و ۲ سیلمی و حداکثر ۳۰۰ سر.
ـ واحدهای نگهداری سیلمی: حداقل ظرفیت ۵ و حداکثر ۲۰ سر.
۲ـ زمین: حداقل زمین مورد نیاز جهت تاسیس واحدهای پرورش اسب سه برابر مساحت زیربنا تعیین می گردد.
این مساحت اضافی که معادل سه برابر مساحت مسقف و حدود ۱۰۰ مترمربع به ازای هر سر می باشد، به منظور گردشگاه در نظر گرفته می شود.
در خصوص پرورش، نگهداری، اصلاح نژاد و همچنین تکثیر اسب و استر به صورت ایلخی محدود، به ازای هر سر مادیان و کره به میزان هزار مترمربع چراگاه مصنوعی در نظر گرفته می شود.
چراگاه های طبیعی نیز می توانند بر اساس امکانات متقاضی و ضوابط خاص خود، مورد استفاده و بهره برداری قرار گیرند.
۳ـ نقشه جایگاه: جهت نگهداری و پرورش اسب، نقشه تیپ برای ظرفیت ۸ سر مادیان و ۲ سر سیلمی در اقلیم معتدل، به شرح منظم به نظام طراحی، پیش بینی و ترسیم شده است.
مبانی محاسباتی نقشه تهیه شده بر حسب یک سر مادیان تعیین می شود و متوسط مساحت زیربنای مفید مورد نیاز یک سر ۶/۳۱ مترمربع مسقف و ۵/۳۲ مترمربع غیر مسقف، به شرح زیر می باشد:
مقدار زیر بنای مورد نیاز جایگاه سیلمی در واحدهای پرورش اسب، برمبنای زیر محاسبه و به میزان کل زیربنای تعیین شده یک واحد پرورش اسب با هر ظرفیتی اضافه می گردد.
از ۵۰ سر مادیان به بالا، تعداد سیلمی توسط کمیسیون صدور پروانه استان و با توجه به دیدگاه کارشناسان مربوطه تعیین و بر آن اساس، میزان مورد نیاز مشخص و به کل زیربنا اضافه می شود.
در خصوص واحدهایی که نگهداری اسب در آنها به صورت اصطبل جمعی صورت می گیرد، مساحت جایگاه های یاد شده، به دو سوم کاهش می یابد.
در خصوص واحدهایی که نگهداری اسب در آنها به صورت ایلخی و به شکل پادوک صورت می گیرد، مساحت جایگاه های یاد شده، به یک دوم کاهش می یابد.
۴ ـ فواصل: رعایت فواصل در مورد واحدهای پرورش و اصلاح نژاد اسب و واحدهای نگهداری سیلمی، به منظور اصلاح نژاد، مطابق واحدهای اصلاح نژادی در جدول فواصل می باشد. رعایت فواصل در مورد سایر واحدها، مطابق واحدهای پرورش چهارپایان داشتی است.

ژنومیکس چیست؟

يكي از شاخه هاي علمي شناخته شده در حوزه زيست شناسي ، ژنتيك است كه در واقع علم مطالعه توارث يا انتقال صفات از نسلي به نسل ديگر است.
ژن ها حامل دستورالعمل هاي لازم براي ساختن پروتئين ها هستند كه به نوبه خود فعاليت هاي سلول و اعمال مختلف بدن را تعيين مي كنند و به اين ترتيب در بروز صفات گوناگون نقش دارند. بتازگي دانشمندان در قالب حوزه جديدي از علم با عنوان ژنوميكس به مطالعه اين دستورالعمل هاي ژنتيكي پرداخته اند. در حقيقت ژنوميكس واژه جديدي است كه به مطالعه همه ژن هاي موجود در بدن يك ارگانيسم (ژنوم) و نيز تعامل اين ژن ها با يكديگر و با محيط اطراف او مي پردازد و به عبارتي توالي ، ساختار و عملكرد ژنوم را مطالعه مي كند. تمركز اين شاخه علمي نوين بر مطالعه و تفسير اطلاعات ژنتيكي يا همان ژنوم ارگانيسم است.
اين اطلاعات شامل اعمال هر يك از ژن ها به تنهايي ، شيوه تنظيم فعاليت آنها و چگونگي تاثيرپذيري اين ژن ها از ژن هاي ديگر و محيط اطرافشان مي شود. ژنوميكس شناخت ما از ارگانيسم هاي زنده را از سطح ملكولي تا سلول ، همه ارگانيسم و بالاخره در سطح جمعيت متحول مي كند و دركمان را از تكامل و روابط بين گونه ها ارتقا مي دهد. مجموعه فعاليت دانشمندان در حوزه ژنوميكس با استفاده از نسل جديد ابزار علمي صورت مي گيرد كه به آنها در تعيين ترادف يا توالي ژن ها، پيام هاي اين ژن ها و محصولات پروتئيني آنها و بالاخره تعبير و تفسير اطلاعات به دست آمده كمك مي كند. يكي از مراحل بررسي هاي ژنوميكس به كارگيري روش هاي سريع براي توالي يابي ژن هاست كه اكنون در بيشتر آزمايشگاه هاي پيشرفته بخش اعظم آن به كمك ربات ها و رايانه ها انجام مي شود. مرحله بعد شامل به كارگيري اطلاعات است. يك ژنوم مشخص حاوي ميليون ها قطعه كد ژنتيكي است.
محققان در حال حاضر از يك كيت (بسته آزمايشگاهي براي يك منظور خاص) رايانه اي و روش هاي رياضي كه در مجموع بيوانفورماتيك گفته مي شود براي تفسير، دستكاري و آناليز اين اطلاعات استفاده مي كنند. يك شبكه رايانه اي جهاني به نام grid در حال شكل گيري است تا به دانشمندان امكان دهد هزار بار سريع تر از آنچه با استفاده از اينترنت ميسر بود، به اطلاعات مشترك دست يابند و اين اطلاعات ژنتيكي را مبادله و دستكاري كنند.از ديگر مراحل مهم ژنوميكس مي توان به تهيه عكس هاي فوري يا اسنپ شات هاي ژنتيكي اشاره كرد. به دليل آن كه در يك زمان خاص همه ژن هاي يك ارگانيسم فعال نيستند و رديابي عملكرد ژن ها در حالي كه فعال هستند ميسر است.
دانشمندان بايد تصاويري از عملكرد ژن ها طي يك فرآيند خاص در حال انجام تهيه كنند تا آن روند را بخوبي شناسايي كنند.از نكات مهم بررسي هاي آزمايشگاهي در حوزه ژنوميكس استفاده از گونه هاي مدل است.
ژن هاي منفرد و محل آنها در طول كروموزوم ها ممكن است در گونه هاي مختلف تشابه زيادي داشته باشند؛ بنابراين مطالعات ژنوميكس در تعدادي گونه مدل ، اطلاعاتي فراهم مي كند كه براي ديگر گونه ها نيز قابل استفاده است. براي مثال ، نتايج به دست آمده از مطالعه روي مگس ميوه يا مخمر در مورد انسان نيز كاربرد دارد. اگر دانشمندان دقيقا دريابند بدن چطور به پيوندهاي بافتي واكنش نشان مي دهد موفق به ارتقاي سيستم هاي پيوند و ترميم سلول مي شوند و بالاخره شناخت فاكتورهايي كه ميزان و نوع مواد شيميايي ساخته شده در يك سلول را تعيين مي كنند دستيابي به فرآيندهاي بهتر و جديد بيوتكنولوژي صنعتي را ممكن خواهد كرد. همه اين موفقيت ها و پيشرفت ها در سايه بهره مندي از علم نوين ژنوميكس صورت مي پذيرد و تكنيك هاي ملكولي مورد استفاده در ژنوميكس امكان مطالعه سيستم هاي بيولوژيك را با دقت و حساسيت بسيار بالا كه پيش از اين قابل دستيابي نبود، فراهم مي كنند.

لوفا

Scientific classification
Kingdom: Plantae
(unranked): Angiosperms
(unranked): Eudicots
(unranked): Rosids
Order: Cucurbitales
Family: Cucurbitaceae
Subfamily: Cucurbitoideae
Tribe: Benincaseae
Subtribe: Luffinae
Genus: Luffa

 

Vernacular names : Smooth loofah, sponge gourd, vegetable sponge, dishcloth gourd, dishrag gourd, rag gourd (En). Courge torchon, éponge végétale, liane torchon, pétole, luffa (Fr). Esponja vegetal (Po). Uziuzi, madodoki, mdodoki (Sw) Origin and geographic distribution : Luffa cylindrica is widely distributed in the tropics and subtropics, as a cultivated and naturalized plant. Its cultivation is of ancient origin and it is hard to determine whether the native home is Africa or Asia. The plant occurs wild in West Africa, but this is often believed to be a result of escape from cultivation, as the plant is known as ‘white people’s sponge’ in several communities in the region. However, evidence of an Asian origin is rare. How the plant has spread over the entire tropical zone is also not clear. Some argue for ocean currents as a dispersal mechanism, but more often human dispersal is raised as the probable cause of the wide distribution of Luffa cylindrica Uses : When the fruit becomes old and dry the endocarp becomes a persistent fibrous vascular network which is used in various ways. A major use is as a sponge for washing and scrubbing utensils as well as the human body. It is also used for the manufacture of hats, insoles of shoes, car-wipers, pot-holders, table-mats, door and bath-mats, sandals and gloves. The fibre has also been used for its shock and sound absorbing properties, for instance in helmets and armoured vehicles, and as a filter in engines. In Ghana the dry fibre is used to filter water and palm wine. In Central Africa it is used to brush clothes. Fungal biosorbents immobilized on Luffa cylindrica sponges have been used for the biosorption of heavy metals from olive oil mill wastewater and other wastewaters.
The young fruit is eaten fresh or cooked as a vegetable, but it has to be picked before the fibrous vascular bundles harden and before the purging compounds develop. In Guinea and Côte d’Ivoire edible cultivars are grown. Edible forms have also been developed in India and the Philippines where the plant is commonly cultivated. In India and China a type of curry is prepared with the fruit which is peeled, sliced and fried. In Japan the fruits are eaten fresh or sliced and dried to be eaten later. The leaves are also eaten as a vegetable. The roasted seeds are edible and contain an edible oil. The oil has been used in the United States in soap manufacture. The bitter and toxic seedcake is unsuitable as feed for cattle, but can be used as fertilizer given that it is rich in N and P. The fruits and leaves are browsed by goats. Bees feed on the flowers.
In traditional African medicine pulp of the whole plant is used as a suppository against constipation. Root preparations are taken for the treatment of constipation and as a diuretic. In Gabon a root preparation is used as remedy of nose cancer. In DR Congo a decoction of the roots and leaves is recorded to be drunk or used in an enema as an abortifacient, but in Tanzania a root decoction and leaf sap are recorded to be drunk to reduce the danger of abortion. The leaves are used to promote wound healing and to maturate abscesses. In Togo leaf preparations are applied on oedemas and taken for the treatment of malaria. In the Central African Republic ground leaves are introduced rectally for the treatment of enterobiasis. In Congo the leaf juice is considered to be effective against filaria, and an aqueous maceration of fresh leaves is taken for the treatment of whooping cough. In Rwanda the leaves are pounded with water and the sap is taken for the treatment of stomach-ache. In Uganda leaf preparations are used to facilitate childbirth. Zulu people in South Africa take a leaf decoction to treat stomach-ache. The fruit is used in Guinea on tumours and swellings, and the fruit pulp is used in Guinea and Nigeria as an emollient. The fruit sap is taken as a strong purgative. The seeds are credited with emollient and anthelminthic properties. They are also emetic and cathartic. The seed oil is used for the treatment of skin problems. Unripe fruits have been used as fish poison. Production and international trade : Japan is among the primary world producers and importers of Luffa cylindrica sponges and has established a grading system to ensure uniformity. Products from Japan are considered to be of superior quality. In recent years the product has been imported from Japan into the United States as cosmetic sponge. There is also trade between the United States and other countries in Asia and Latin America. It is a traditional product of commerce in the whole Mediterranean, known under the arabic name ‘luff’. Luffa cylindrica sponges are produced and traded in tropical Africa, but statistics are not available. Commercial grade sponges are preferably between 15 and 40 cm long, free of seeds and with pale, uniform colour. Young fruits can be found as a vegetable in Chinese groceries in the West. Properties : Sponges from the fruit of Luffa cylindrica are soft and non-scratching, making them very suitable as wash cloth and for cleaning glass and china. The sponges tolerate mechanical stress and resume their original shape after being pressed down. Moreover, they are rotproof and appreciated in body care as a substitute for massage gloves. Luffa cylindrica fibre has a high water absorption capacity, making it suitable as an absorbent, for instance to decolour aqueous effluents. Another potential use is the reinforcement of resin matrix composite materials, but in this case a barrier layer, for instance of glass fibres, is necessary to avoid water absorption from the environment. The sponge has a high degree of porosity, high specific pore volume, stable physical properties and is non-toxic and biodegradable. These properties make it suitable as support matrix to plant, algal, bacterial and yeast cells. The fibre strands contain 50–62% α-cellulose, 20–28% hemicellulose and 10–12% lignin.
The raw leaves contain per 100 g edible portion: moisture 94.0 g, energy 58 kJ (14 kcal), protein 1.6 g, fat 0.1 g, carbohydrates (including fibre) 2.7 g, ash 1.6 g, Ca 330 mg, P 33 mg (Leung, Busson & Jardin, 1968). Leaf extracts, containing saponins, alkaloids and cardiac glycosides, have shown antibacterial activity against Bacillus subtilis, Escherichia coli, Staphylococcus aureus and Salmonella typhi. Aqueous extracts of the leaves have shown in-vitro oxytocic activity. In one study ethanolic leaf extracts showed in-vitro antiplasmodial activity against Plasmodium falciparum, while in another study the crude ethanolic extract had no significant antimalarial activity, but the petroleum ether fraction of the ethanolic extract was active against Plasmodium falciparum.
The immature fruit contains per 100 g edible portion: moisture 94.0 g, energy 88 kJ (21 kcal), protein 0.6 g, fat 0.2 g, carbohydrates 4.9 g, Ca 16 mg, P 24 mg, Fe 0.6 mg, vitamin A 235 IU, thiamin 0.04 mg, riboflavin 0.02 mg, niacin 0.3 mg and ascorbic acid 7 mg. The fruit also contains saponins. Fruits of wild forms are bitter and poisonous. Various antioxidant compounds have been isolated from the fruit. Lucyosides isolated from the fruit have shown antitussive activity. Ethanolic extracts of the fruit have shown antibacterial and antifungal activity.
Seeds from Sudan contained per 100 g: moisture 4.1 g, protein 32.8 g, fat 37.0 g, crude fibre 12.7 g, carbohydrate 8.9 g and ash 4.5 g. Dehulled seeds from Nigeria contained per 100 g: moisture 2.3 g, crude protein 37.6 g, crude fat 42.3 g, crude fibre 3.0 g, carbohydrate 10.6 g and ash 4.3 g. Seed extracts, containing saponins, alkaloids and cardiac glycosides, have shown antibacterial activity against Bacillus subtilis, Escherichia coli, Staphylococcus aureus and Salmonella typhi. Luffin-a and luffin-b, proteins isolated from the seed, have shown abortifacient and antitumour activity, and protein-biosynthesis inhibitory activity. Luffacylin, luffin p1 and luffin-s have shown ribosome inactivating activity; luffacylin also has antifungal activity against Fusarium oxysporum and Mycosphaerella arachidicola, and luffin p1 has anti-HIV-1 activity. The seed contains various triterpene saponins, some of them highly toxic. Two triterpenoids isolated from the seed (sapogenins 1 and 2) have shown in-vivo immunostimulatory effects in mice. The triterpene oleanolic acid has shown anti-inflammatory activity. Aqueous seed extracts and polysaccharides and proteins from the seed have shown in-vitro antitumour activity. An ethanolic extract of the seed reduced blood glucose levels in streptozotocin diabetic rats, but had no effects on blood glucose levels in normal rats.
The seed oil is variously described as colourless or green or brownish, probably depending on the extraction method. The main fatty acids in the seed oil are palmitic acid (10–23%), stearic acid (7–19%), oleic acid (7–40%) and linoleic acid (43–65%).
Bryonolic acid, a pentacyclic triterpene isolated from cultured cells of Luffa cylindrica, has shown in-vivo anti-allergic and anti-inflammatory effects in rats and mice Adulterations and substitutes : The fruit of Luffa acutangula (L.) Roxb. (‘ridged gourd’) is primarily used as a vegetable but when dry its fibre can also be used as a sponge. However, the sponge of Luffa acutangula is of low quality and therefore the plant is rarely grown for its spongy characteristics Description : Monoecious, annual, climbing or trailing herb up to 15 m long, stem 5-angled, finely hairy; tendrils 2–6-fid. Leaves alternate, simple; stipules absent; petiole up to 15 cm long; blade ovate in outline, 6–25 cm × 6–27 cm, palmately 3–7-lobed with triangular or ovate lobes, cordate at the base, lobes acute or subacute and apiculate at the apex, margin sinuate-dentate, scabrous, dark green, palmately veined. Male inflorescence racemose, 5–20-flowered; peduncle 7–32 cm long, finely hairy; female flowers solitary. Flowers uni***ual, regular, 5-merous, 5–10 cm in diameter; petals free, entire, broadly obovate, 2–4.5 cm long, deep yellow; male flowers on bracteate pedicels 3–13 mm long, receptacle tube obconic below, expanded above, 3–8 mm long, with triangular lobes 8–12 mm long, sepals ovate, 8–14 mm long, stamens 3 or 5, free, inserted on the receptacle tube, connectives broad; female flowers on pedicel 1.5–14.5 cm long, receptacle tube shortly cylindrical and 2.5–6 mm long, with ovate lobes c. 1 cm long, sepals ovate-lanceolate or lanceolate, 8–16 mm long, ovary inferior, stigmas 3, 2-lobed. Fruit an ellipsoid or cylindrical capsule up to 60(–90) cm × 10(–12) cm, beaked, not prominently ribbed, brownish, dehiscent by an apical operculum, glabrous, many-seeded. Seeds lenticular, broadly elliptical in outline, compressed, 10–15 mm × 6–11 mm × 2–3 mm, smooth, dull black, with a narrow, membranous wing-like border. Seedling with epigeal germination; cotyledons ovate, c. 5 cm long. Other botanical information : Luffa comprises 7 species, 4 of these native to the Old World tropics and 3 somewhat more distantly related species indigenous to South America. Luffa cylindrica hybridises with other species of the genus, but in most cases hybrids show a great reduction in fertility or even sterility. Hybrids of Luffa cylindrica and Luffa acutangula are found in cultivation. These are bitter and inedible, but suitable for the production of sponges.
Within Luffa cylindrica cultivated and wild forms are distinguished:
– Smooth Loofah Group (synonym: var. aegyptiaca): the large-fruited, less bitter, cultivated forms, with different cultivars for the production of the best sponge or the best vegetable.
– var. leiocarpa (Naudin) Heiser & Schilling: the wild forms occurring in Asia. Anatomy : The differentiation of the strands in the fruit begins when the ovary primordium is about 1 mm and new strands continue to form until cell division ceases. A complex anastomosing fibre network is then produced. Each fibre consists of 200–500 cells connected by their cell wall and surrounding a central longitudinal channel. The fibre elements are in fact dead sclerenchymatic cells with thick, lignified walls and reabsorbed protoplasm. The fibres are difficult to separate and can differ considerably in diameter, length, and spacing of the fibre strands Growth and development : Flowers open in the early morning. Pollination is by insects. Luffa cylindrica is self-compatible and natural propagation is by seed. At maturity, the operculum of the fruit opens and frees the seeds which are carried by wind, though not over long distances. Ecology : Luffa cylindrica persists in old cultivations and near dwellings, frequently becoming naturalized in forest, woodland, bushland, thicket and grassland, from sea-level up to 1500(–1800) m altitude.
In cultivation the crop grows well in tropical regions. In temperate regions it is suitable for summer growing conditions. The plant is sensitive to frost. Excessive rainfall during flowering and fruiting adversely affects fruit yields. A deep sandy loam is preferred. Propagation and planting [ edit ] Propagation is by seed. The 1000-seed weight is 70–100 g. In cultivation the seeds are saved from the previous crop. Seeds of hybrid cultivars should not be collected for planting. Germination is best at temperatures of 20–30°C. Plantations can be established by direct sowing or transplanting. Luffa cylindrica is usually planted c. 1 m apart. Management : Like many other cucurbit species Luffa cylindrica has a moderate nutrient requirement. In cultivation a trellis is required to support the climbing stem. In Africa the plant is mostly grown in home gardens with little management. For commercial production of Luffa cylindrica sponges it is important to adequately manage plant spacing, fruit size and the number of fruits per plant as this might influence yields. Side branches are best pruned to promote growth of the main stem, and not more than 20–25 fruits per stem should be allowed to grow. Diseases and pests : A number of common cucurbit diseases and pests are also found in Luffa cylindrica cultivation. These include powdery mildew, downy mildew, pumpkin flies and red spider mite. For instance several species of pumpkin flies (including Bactrocera depressa and Bactrocera scutellata) attack the immature fruit. These dark brown insects penetrate the fruit skin and the tissue around the puncture mark dries and becomes darker and slightly sunken Harvesting : Mature fruits to be used for their fibre are harvested 3–6 months after sowing, when they start to turn yellow. Fruits for consumption should be harvested before they become fibrous; their harvesting starts 2 months after planting. Immature fruits do not store well, and should be marketed or prepared for consumption as soon as they are harvested. Yield : Reports from India and Japan show that Luffa cylindrica can produce more than 62,000 fruits/ha with a plant density of 11,000 plants/ha, the number of fruits per plant being limited to 5–6. In natural stands, the number of fruits produced per plant can be much higher than 6. For instance, a report from Columbia indicated that with 5300 plants/ha the production was 200,000 fruits/ha with a fruit size of 30–90 cm × 8–12 cm and a crop cycle of 15 months. Handling after harvest : The basic method for preparing sponges is to immerse the dry, mature fruit in water for 2–3 days to soften the skin and flesh and be able to easily remove these and the seeds. In other processing methods boiling water is used. In commercial enterprises the fruits are placed in tanks with running water until the skin and pulp disintegrate, after which they are washed to remove the pulp and seeds. The fibrous endocarp is bleached in a sodium hypochlorite solution before a final washing and drying, or it is dried and bleached in the sun. Genetic resources and breeding : The largest ex-situ collections of Luffa species are held in the United States, India and the Philippines. A DNA bank of 131 accessions of Luffa cylindrica collected from 8 West African countries is available at the Genebank Department of the Leibniz Institute of Genetics and Crop Plants Research (IPK, Gatersleben). Genetic resources of wild forms are not under threat as the species is ubiquitous and grows widely in tropical regions. Cultivated forms in Africa, however, require urgent inventory and conservation actions to promote local growers’ efforts for cultivar selection and improvement. Breeding : Variability exists in the thickness of the outer zones of the fibre network (which form the bulk of the sponge), the compactness of the network, the diameter of the strands and the length of the fibre cells. These traits are inherited and thus offer prospects for selection and breeding. Numerous cultivars and interspecific hybrids are available in the major production countries. Prospects : Luffa cylindrica fruits are a very useful local source of fibre used for sponges and other applications and of edible fruits. There may even be scope for commercial production of sponges for the export market. To increase the profitability, the production of sponges combined with oil extraction from the seeds may offer prospects. The wide application in traditional medicine and the results of pharmacological investigations indicate medicinal potential.

نام بومی: صاف loofah، کدو اسفنج، اسفنج سبزی، کدو کهنه ظرف شویی، dishrag کدو، کدو پوش (FA). torchon Courge، éponge végétale، liane torchon، pétole، luffa (جلو). Esponja گیاهی (پو) است. Uziuzi، madodoki، mdodoki (ص)

خاستگاه و توزیع جغرافیایی: Luffa cylindrica است که به طور گسترده ای در مناطق استوایی و زیر استوایی، توزیع شده است، به عنوان یک گیاه زراعی و تابعیت. کشت آن از منشاء باستانی و آن سخت است برای تعیین اینکه آیا خانه بومی آفریقا و آسیا است. این گیاه وحشی در غرب آفریقا، رخ می دهد، اما این است که اغلب تصور می شود در نتیجه فرار از کشت، گیاه به عنوان «اسفنج سفید از مردم در جوامع مختلف در منطقه شناخته شده است. با این حال، شواهدی از یک منشاء آسیایی نادر است. چگونه گیاه گسترش بر تمام منطقه استوایی نیز مشخص نیست. برخی از جریان های اقیانوسی به عنوان یک ساز و پراکندگی استدلال می کنند، اما در اغلب موارد پراکندگی انسان به عنوان علت احتمالی از توزیع گسترده ای از Luffa cylindrica مطرح

کاربرد: هنگامی که میوه می شود و خشک درون تبدیل به یک شبکه عروقی مداوم لیفی است که در شیوه های مختلف استفاده می شود. استفاده عمده این است که به عنوان یک اسفنج برای شستشو و شستشو ظروف و همچنین در بدن انسان است. همچنین برای ساخت کلاه، کفی کفش، ماشین برف پاک کن، دیگ دارندگان، جدول تشک، درب و حمام تشک، صندل و دستکش استفاده می شود. فیبر برای شوک و صدا خواص جذب، استفاده می شود به عنوان مثال در کلاه و وسایل نقلیه زره پوش، و به عنوان یک ***** در موتورهای است. در غنا فیبر خشک مورد استفاده قرار گیرد برای ***** کردن آب و شراب خرما. در آفریقای مرکزی از آن استفاده شده است به قلم مو رنگ لباس. قارچی biosorbents بی حرکت بر روی اسفنج cylindrica Luffa شده اند برای جذب فلزات سنگین از فاضلاب کارخانه روغن زیتون و فاضلاب مورد استفاده قرار گیرد.
میوه جوان خورده است تازه و یا پخته شده به عنوان یک سبزی است، اما آن را به قبل از بسته نرم افزاری سخت لیفی عروقی را برداشت و قبل از این ترکیبات در پاکسازی توسعه است. در گینه و ساحل عاج رقم خوراکی افزایش یافته است. اشکال خوراکی نیز در هند و فیلیپین که در آن گیاه است که معمولا کشت. در هند و چین، یک نوع کاری با میوه آماده است که پوست کنده، قطعه قطعه شده و سرخ شده است. در ژاپن میوه به شکل تازه خورده و یا قطعه قطعه و خشک خورده شود. برگ ها نیز به عنوان سبزی خورده می شود. دانه بوداده خوراکی هستند و شامل روغن خوراکی. است که از نفت در ایالات متحده در ساخت صابون استفاده می شود. seedcake تلخ و سمی به عنوان خوراک گاو نامناسب است، اما می تواند به عنوان کود با توجه به آن است که غنی در N و P. میوه ها و برگ ها توسط بز مرور مورد استفاده قرار گیرد. زنبورها تغذیه بر روی گل.
در طب سنتی پالپ آفریقایی از کل گیاه به عنوان یک شیاف در برابر یبوست مورد استفاده قرار می گیرد. آماده سازی ریشه برای درمان یبوست و به عنوان یک دیورتیک، گرفته شده است. در گابن آماده سازی ریشه است که به عنوان درمان سرطان بینی مورد استفاده قرار می گیرد. در کنگو DR جوشانده ریشه و برگ ثبت مست یا به مورد استفاده در انما عنوان سقط جنین، اما در تانزانیا جوشانده ریشه و از SAP برگ ثبت مست خطر سقط جنین را کاهش می دهد. برگ ها مورد استفاده قرار گیرد به تسریع بهبود زخم و آبسه سرباز. در توگو آماده سازی برگ در oedemas اعمال می شود و برای درمان مالاریا گرفته شده است. در آفریقای مرکزی جمهوری زمین برگ مقعدی برای درمان enterobiasis معرفی شده است. در کنگو آب برگ در نظر گرفته شده است به موثر در برابر filaria، و لاغری آبی برگ های تازه برای درمان سیاه سرفه گرفته شده است. در رواندا برگ ها با آب زد و SAP برای درمان درد معده می شود. در اوگاندا آماده سازی برگ استفاده می شود به منظور تسهیل زایمان. مردم زولو در آفریقای جنوبی را جوشانده برگ برای درمان درد معده. این میوه در گینه در تومورها و تورم استفاده می شود و پالپ میوه در گینه و نیجریه به عنوان نرم کننده استفاده می شود. شیره میوه به عنوان یک مسهل قوی گرفته شده است. دانه ها با خواص نرم کننده و anthelminthic اعتبار شده است. آنها همچنین استفراغ و مسهل است. روغن دانه برای درمان مشکلات پوستی استفاده می شود. میوه های نارس به عنوان سم ماهی استفاده می شود شده اند.

تولید و تجارت بین المللی ژاپن در میان تولید کنندگان جهان اولیه و وارد Luffa اسفنج cylindrica و ایجاد یک سیستم درجه بندی برای اطمینان از یکنواختی است. محصولات از ژاپن به کیفیت برتر می باشد در نظر گرفته شده است. در سال های اخیر شده است از ژاپن به ایالات متحده به عنوان اسفنج لوازم آرایشی و بهداشتی وارد شده است. تجارت بین ایالات متحده و کشورهای دیگر در آسیا و آمریکای لاتین نیز وجود دارد. این محصول سنتی تجارت در دریای مدیترانه، کل، شناخته شده و تحت عنوان 'قسمت جلو باد کشتی به نام عربی است. Luffa اسفنج cylindrica و داد و ستد در مناطق استوایی آفریقا، اما آمار در دسترس نیست. اسفنج درجه تجاری ترجیحا بین 15 تا 40 سانتی متر می رسد، عاری از دانه و با رنگ پریده، رنگ یکنواخت است. میوه های جوان را می توان به عنوان یک سبزی در مواد غذایی چینی در غرب یافت می شود.

خواص: اسفنج از میوه Luffa cylindrica نرم و غیر خارش، ساخت آنها بسیار به عنوان پارچه شستشو و مناسب برای تمیز کردن شیشه و چین هستند. اسفنج ها را تحمل استرس مکانیکی و از سرگیری شکل اولیه خود را پس از فشرده شدن پایین. علاوه بر این، آنها در مراقبت از بدن به عنوان یک جایگزین برای دستکش ماساژ rotproof و قدردانی است. Luffa فیبر cylindrica دارای ظرفیت جذب آب بالا، ساخت آن را به عنوان یک جاذب مناسب، به عنوان مثال به فاضلاب decolour آبی. یکی دیگر از استفاده بالقوه تقویت کامپوزیت از مواد رزین ماتریس است، اما در این مورد یک لایه سد، به عنوان مثال از الیاف شیشه ای، لازم است برای جلوگیری از جذب آب از محیط زیست است. اسفنج دارای درجه بالایی از تخلخل، حجم منافذ خاص بالا، خواص فیزیکی پایدار و غیر سمی و تجزیه پذیر است. این خصوصیات آن را به عنوان ماتریس به گیاه، جلبک ها، باکتری ها و سلول های مخمر مناسب است. رشته های فیبر حاوی 50-62٪ α-سلولز، همی سلولز 20-28٪ و 10-12٪ لیگنین است.
برگ خام در هر 100 گرم قسمت خوراکی حاوی اطلاعات زیر می باشد: رطوبت 94.0 گرم، انرژی 58 کیلوژول (14 کیلوکالری)، پروتئین 1.6 گرم در، چربی 0.1 گرم، کربوهیدرات ها (شامل فیبر) 2.7 گرم، خاکستر 1.6 گرم، کلسیم 330 میلی گرم، P 33 میلی گرم ( لئونگ، Busson و Jardin، 1968). عصاره برگ، حاوی ساپونین، آلکالوئیدها و گلیکوزیدهای قلبی، فعالیت ضد باکتریایی در مقابل باسیلوس سوبتیلیس، اشرشیاکلی، استافیلوکوکوس اورئوس و سالمونلا تیفی نشان داده شده است. عصاره آبی برگ فعالیت oxytocic در شرایط آزمایشگاهی نشان داده شده است. در یک مطالعه، عصاره اتانولی برگ نشان داد در شرایط آزمایشگاهی فعالیت antiplasmodial در برابر پلاسمودیوم فالسی پاروم، در حالی که در مطالعه دیگری عصاره خام تا به حال هیچ فعالیت قابل توجهی ضد مالاریا، اما نفت کسر اتر عصاره اتانولی فعال در برابر پلاسمودیوم فالسی پاروم بود.
میوه نارس در هر 100 گرم قسمت خوراکی حاوی: رطوبت 94.0 گرم، انرژی 88 کیلوژول (21 کیلوکالری)، پروتئین 0.6 گرم در، چربی 0.2 گرم، کربوهیدرات 4.9 گرم در، کلسیم، 16 میلی گرم، P، 24 میلی گرم، آهن 0.6 میلی گرم، ویتامین A 235 IU ، تیامین 0.04 میلی گرم، ریبوفلاوین، 0.02 میلی گرم، نیاسین 0.3 میلی گرم و اسید اسکوربیک 7 میلی گرم است. این میوه همچنین حاوی ساپونین. میوه ها از اشکال وحشی تلخ و سمی است. ترکیبات آنتی اکسیدان های مختلف از میوه جدا شده اند. Lucyosides جدا شده از میوه ها نشان داده اند که فعالیت ضد سرفه است. عصاره میوه نشان داده اند که فعالیت ضد باکتری و ضد قارچ است.
دانه در هر 100 گرم از سودان موجود: رطوبت، 4.1 گرم، پروتئین 32.8 گرم، چربی 37.0 گرم، فیبر خام 12.7 گرم، کربوهیدرات 8.9 گرم و خاکستر، 4.5 G. دانه Dehulled از نیجریه در هر 100 گرم موجود در: رطوبت 2.3 گرم، پروتئین خام 37.6 گرم، خام چربی 42.3 گرم، خام 3.0 G، کربوهیدرات 10.6 گرم و خاکستر 4.3 G. عصاره بذر، حاوی ساپونین، آلکالوئیدها و گلیکوزیدهای قلبی، فعالیت ضد باکتریایی در مقابل باسیلوس سوبتیلیس، اشرشیاکلی، استافیلوکوکوس اورئوس و سالمونلا تیفی، نشان داده شده است. و Luffin--B luffin، پروتئین جدا شده از دانه، سقط جنین و فعالیت antitumour، نشان داده اند و فعالیت بیوسنتز پروتئین مهار شده است. Luffacylin، luffin P1 و luffin-S نشان داده اند ریبوزوم غیر فعال کردن فعالیت luffacylin همچنین دارای فعالیت ضد قارچی بر علیه قارچ Fusarium oxysporum و arachidicola Mycosphaerella، و P1 luffin ضد HIV-1 فعالیت است. دانه حاوی ساپونین های تری ترپنی مختلف، برخی از آنها به شدت سمی است. دو triterpenoids جدا شده از دانه (sapogenins 1 و 2) که در داخل بدن عوارض ایمنی در موش نشان داده شده است. اسید oleanolic تری ترپنی نشان داده است که فعالیت ضد التهابی است. عصاره آبی دانه گیاه و پلی ساکاریدها و پروتئین از دانه نشان داده اند آزمایشگاهی فعالیت antitumour. عصاره الکلی دانه کاهش سطح گلوکز خون در موش صحرایی دیابتی استرپتوزوتوسین، اما تا به حال هیچ اثرات آن بر سطح گلوکز خون در موش صحرایی نرمال.
روغن دانه گوناگون به عنوان بی رنگ و یا سبز و یا قهوه ای شرح داده شده است، احتمالا بسته به روش استخراج است. اسیدهای چرب اصلی در روغن دانه اسید پالمتیک (10-23٪)، اسید استئاریک (7-19٪)، اسید اولئیک (7-40٪) و اسید لینولئیک (43-65٪).
اسید Bryonolic، تری ترپنی pentacyclic جدا شده از سلول های کشت Luffa cylindrica، نشان داده است که اثرات در داخل بدن ضد آلرژی و ضد التهاب در موش و موش

تقلب و جایگزین: میوه Luffa acutangula (L.) Roxb. (مضرس کدو) است که در درجه اول به عنوان سبزی استفاده می شود اما وقتی که خشک فیبر آن نیز می تواند به عنوان یک اسفنج استفاده می شود. با این حال، اسفنج Luffa acutangula از کیفیت پایین و در نتیجه گیاه به ندرت برای ویژگی های اسفنجی آن رشد کرده است

توضیحات: خنثی، سالانه، بالا رفتن و یا انتهایی گیاه تا 15 متر طولانی، ساقه 5، زاویه دار، بطور عالی یا ظریف یا ریز مو پیچک 2-6-FID. برگها متناوب، ساده، stipules وجود ندارد. دمبرگ تا 15 طولانی سانتی متر، بیضوی تیغه در طرح، 6-25 سانتی متر × 6-27 سانتی متر، palmately 3-7-lobed با لوب مثلثی یا تخم مرغی، قلبی شکل در پایه، لب حاد یا تحت حاد و apiculate در راس، حاشیه موجی دندانه دار، پوسته پوسته، سبز تیره، palmately veined. پسر گل آذین خوشهای، 5-20-گل، دمگل 7-32 سانتی متر، بطور عالی یا ظریف یا ریز مودار، گل زن انفرادی. گل های جنسی، منظم، 5-merous، 5-10 سانتی متر در قطر، گلبرگ، کل، به طور گسترده obovate، 2-4.5 سانتی متر می رسد، در عمق زرد، گل های نر در pedicels bracteate 3-13 میلی متر طول، obconic لوله نهنج زیر، گسترش یافته است بالا، 3-8 میلی متر طول، با لوب مثلثی شکل 8-12 میلی متر طول، کاسبرگ بیضوی، 8-14 میلی متر طول، پرچم 3 یا 5، رایگان، قرار داده شده بر روی لوله نهنج، connectives گسترده، گلهای ماده بر روی ساق 1.5-14.5 سانتی متر لوله دراز مدت کوتاهی نهنج استوانه و 2.5-6 میلی متر طول، با لوب تخم مرغی C. 1 سانتی متر طول، کاسبرگ، بیضوی نوک تیز یا نیزه ای 8-16 میلی متر طولانی، تخمدان تحتانی، کلاله 3، 2 lobed. میوه کپسول استوانه ای شکل بیضوی یا تا 60 (-90) سانتی متر × 10 (-12) سانتی متر، beaked، برجسته نمی آجدار، قهوه ای، شکوفان شده توسط اپرکول آپیکال، بدون کرک، بسیاری از دانه است. دانه عدسی، به طور گسترده بیضوی در طرح، فشرده، 10-15 میلی متر × 6-11 میلی متر × 2-3 میلی متر، صاف، سیاه و سفید کسل کننده، تنگ، بال غشایی مانند مرز است. نهال با جوانه زنی epigeal. لپه بیضوی، ج. 5 سانتی متر می رسد.

اطلاعات دیگر گیاه شناسی: Luffa شامل 7 گونه، 4 از این بومی مناطق استوایی جهان قدیمی و 3 تا حدودی دورتر مرتبط با گونه های بومی آمریکای جنوبی به. Luffa cylindrica hybridises با گونه های دیگر این جنس است، اما در اغلب موارد هیبرید ها نشان می دهد که کاهش در باروری و یا حتی نازایی. ارقام در از Luffa cylindrica و Luffa acutangula در کشت یافت می شود. این تلخ و غیر قابل خوردن است، اما مناسب برای تولید اسفنج.
در داخل Luffa cylindrica کشت و اشکال وحشی متمایز:
- صاف Loofah گروه (مترادف: کد: var aegyptiaca.): های بزرگ-fruited، کمتر تلخ، اشکال، کشت ارقام مختلف برای تولید بهترین اسفنج یا بهترین سبزی.
- ور. leiocarpa (Naudin) Heiser و شیلینگ: فرم وحشی در آسیا اتفاق می افتد.

آناتومی: تفکیک رشته در میوه آغاز می شود زمانی که primordium تخمدان حدود 1 میلی متر و رشته های جدید همچنان به را تشکیل می دهند تا تقسیم سلولی متوقف می باشد. و پیچیده شبکه فیبر anastomosing است و پس از آن تولید می شود. هر فیبر شامل 200-500 سلول متصل شده توسط دیواره سلولی خود و اطراف آن یک کانال مرکزی طولی است. عناصر فیبر در واقع سلول های مرده sclerenchymatic با دیوارهای ضخیم، lignified و باز جذب پروتوپلاسم می باشند. الیاف برای جدا کردن آنها بسیار دشوار است و در قطر، طول و فاصله از رشته های فیبر قابل ملاحظه ای می تواند متفاوت باشد

رشد و توسعه: گلها در صبح زود باز می شود. گرده افشانی توسط حشرات است. Luffa cylindrica خود سازگار و طبیعی تکثیر توسط بذر است. در بلوغ، operculum از میوه باز می شود و آزاد دانه که توسط باد انجام شده است، هر چند در طول فواصل بلند نیست.

اکولوژی: Luffa cylindrica همچنان ادامه دارد در کشت های قدیمی و نزدیک به خانه، غالبا در حال تبدیل شدن تابعیت در جنگل، درختزار، bushland، زاغهها و مرتع، از سطح دریا تا 1500 (-1800) متر ارتفاع است.
در کشت محصول رشد می کند و در مناطق گرمسیری است. در مناطق معتدل آن است که مناسب برای تابستان شرایط در حال رشد است. گیاه حساس به فراست می باشد. بارش بیش از حد در طول گلدهی و باردهی منفی بر عملکرد میوه تاثیر می گذارد. با بافت لوم شنی عمیق است ترجیح داده می شود.

انتشار و کاشت [ویرایش] انتشار توسط دانه. وزن 1000 دانه 70-100 گرم است. در کشت دانه ها را از محصول قبلی را نجات داد. دانه ارقام هیبرید باید برای کاشت جمع آوری نمی شود. جوانه زدن در درجه حرارت از 20-30 درجه سانتی گراد مزارع را می توان با کاشت مستقیم یا پیوند تاسیس شده است. Luffa cylindrica معمولا کاشته. 1 متر از هم جدا.

مدیریت: مانند بسیاری از کدو دیگر گونه Luffa cylindrica نیاز به مواد مغذی در حد متوسط ​​است. در کشت داربست مورد نیاز برای حمایت از ساقه بالا رفتن است. در آفریقا، این گیاه عمدتا در باغ خانه با مدیریت کمی افزایش یافته است. برای تولید تجاری از اسفنج cylindrica Luffa مهم است که به اندازه کافی فاصله بوته، اندازه میوه و تعداد میوه در هر بوته را به عنوان این ممکن است عملکرد را تحت تاثیر قرار. شاخه های جانبی هرس به ترویج رشد ساقه اصلی، و نه بیش از 20-25 میوه ها را در ساقه باید اجازه داده شود به رشد است.

بیماریها و آفات: A تعدادی از بیماری ها و آفات کدو مشترک نیز در Luffa کشت cylindrica یافت می شود. این خدمات عبارتند از کپک پودری، کپک کرک دار، کدو تنبل مگس و کنه عنکبوتی قرمز. به عنوان مثال چندین گونه از پشه کدو (از جمله Bactrocera depressa و Bactrocera scutellata) حمله به میوه های نارس. این حشرات قهوه ای تیره در پوست نفوذ میوه و بافت اطراف سوراخ علامت گذاری بفرم خشک و تیره تر می شود و کمی فرو رفته است

برداشت: میوه های بالغ به فیبر استفاده می شود، 3-6 ماه پس از کاشت برداشت شده است، در زمانی که آنها شروع به زرد است. میوه ها برای مصرف باید برداشت قبل از تبدیل شدن آنها به لیفی، برداشت خود را 2 ماه پس از کاشت شروع می شود. میوه نارس ذخیره خوب، و باید به بازار عرضه شده و یا آماده برای مصرف به عنوان به زودی به عنوان آنها برداشت.

عملکرد: گزارش از هند و ژاپن نشان می دهد که Luffa cylindrica می تواند بیش از 62،000 میوه ها / هکتار با تراکم بوته با 11،000 گیاهان / در هکتار، تعداد میوه در هر بوته که به 5-6 محدود شده است. در توده های طبیعی، تعداد میوه در هر بوته تولید می تواند بسیار بالاتر از 6 است. به عنوان مثال، یک گزارش از کلمبیا نشان داد که با 5300 گیاهان / در هکتار تولید 200.000 میوه / ولز اندازه میوه از 30-90 سانتی متر × 8-12 سانتی متر و یک چرخه محصول از 15 ماه بود.

دست زدن پس از برداشت: روش اساسی برای آماده سازی اسفنج ها، میوه خشک و بالغ برای 2-3 روز در آب غوطه ور پوست و گوشت نرم می شود و به راحتی قادر به حذف این و دانه است. در روش های دیگر پردازش آب جوش استفاده می شود. در شرکت های تجاری میوه ها در مخازن با آب در حال اجرا تا زمانی که پوست و پالپ را متلاشی و پس از آن آنها شسته شده و به حذف پالپ و دانه ها قرار گرفته است. درون فیبری در محلول سدیم هیپوکلریت قبل از شستشو و خشک کردن، یا آن را در آفتاب خشک شده و رنگ نهایی رنگ شده است.

منابع ژنتیک و اصلاح نباتات: بزرگترین درجا سابق مجموعه ای از گونه های Luffa در ایالات متحده، هند و فیلیپین برگزار می شود. بانک DNA از 131 الحاق Luffa cylindrica جمع آوری شده از 8 کشور غرب آفریقا در دسترس است در بانک ژن گروه از موسسه لایبنیتس ژنتیک و گندم تحقیقات گیاهان (IPK، Gatersleben). منابع ژنتیکی از اشکال وحشی در معرض خطر هستند، نه به عنوان گونه در همه جا حاضر است و به طور گسترده ای در مناطق گرمسیری رشد می کند. انواع کشت در آفریقا، با این حال، نیاز به موجودی فوری و عملیات حفاظت را به گسترش تلاش های پرورش دهندگان محلی برای انتخاب رقم و بهبود است.

اصلاح: تنوع در ضخامت از مناطق بیرونی از شبکه فیبر (که تشکیل می دهند بخش عمده ای از اسفنج) وجود دارد، فشردگی از شبکه، قطر رشته ها و طول سلولهای فیبر است. این ویژگی به ارث برده و در نتیجه ارائه چشم انداز برای انتخاب و اصلاح شده است. ارقام و هیبریدهای دارای خصوصیاتی بین تعداد زیادی در دسترس هستند در کشورهای عمده تولید.

چشم انداز [ویرایش] Luffa میوه cylindrica یک منبع محلی بسیار مفید فیبر استفاده می شود برای اسفنج ها و برنامه های کاربردی دیگر و از میوه های خوراکی است. حتی ممکن است وجود داشته باشد دامنه را برای تولید تجاری از اسفنج برای بازار صادرات. برای افزایش سودآوری، تولید اسفنج همراه با استخراج روغن از دانه ها ممکن است چشم انداز را ارائه دهند. کاربرد گسترده ای در طب سنتی و نتایج حاصل از تحقیقات دارویی نشان می دهد پتانسیل دارویی.

منبع:
www.masiid.blogfa.com