فرسایش5

13. فرسايش شبه كارستي يا شيميايي
اين فرسايش كه در نتيجه عوامل شيميايي به وجود مي آيد حفره هايي ايجاد مي شود. اين فرسايش در مواردي رخ مي دهد كه تشكيلات داراي حلاليت بالايي باشند، در اين صورت توده خاك در آب حل شده، به صورت حفره در مي آيد.
14. فرسايش گلخرابي
فرسايش گل خرابي فرسايشي است كه از برخورد قطرات باران با سطح خاك و تخريب خاكدانه ها و جدا ساختن آنها به وجود مي آيد. دراين مرحله در واقع قطرات ريز همراه با ذرات وارد خلل وفرج خاك شده و يك سطح گل و شل با نفوذ پذيري كم به وجود مي آورند كه پس از خشك شدن به سله تبديل مي گردد. اين فرسايش يك تخريب فيزيكي است و درآن شستشوي خاك و انتقال ذرات رخ نمي دهد بلكه بيشتر ساختمان فيزيكي و بيولوژيكي آن تخريب مي شود. در هرحال در اثر اين فرسايش حاصلخيزي خاك كم مي شود.
15. فرسايش حاصلخيزي
اين نوع فرسايش عبارت است از خارج شدن مواد غذايي خاك به وسيله عمل فرسايش وآبدوي، يعني فرسايش وآبدوي با از بين بردن ذرات ريز خاك، مواد غذايي موجود در آنها را نيز با خود مي برد. البته از بين رفتن مواد غذايي مختلف به دو صورت انجام مي گيرد. براي نمونه فسفر چون برروي ذرات كلوييدي چسبيده است معمولاً همراه آنها از دست مي رود، ذرات كه محلول در آب مي باشد مي تواند در آب حل شده، از زمين خارج گردد.

ادامه نوشته

فرسایش 4

5. فرسايش خندقي
اين فرسايش را فرسايش گودالي يا آبكند نيز مي گويند. خندق آبراهه اي است نسبتاً دائمي كه جريان هاي موقت آب در هنگام بارندگي از آن مي گذرد و مقدار بسيار زيادي رسوب در خود حمل مي كند. به طور كلي وقتي آبراهه هاي فرسايش يافته موجود در سطح زمين به اندازه اي بزرگ باشد كه وسايل كشت وزرع نتواند به طور عمومي از آنها عبور كند يا به عبارت ديگر نتوان آنها را به وسيله عمليات كشت و زرع معمولي تسطيح كرد خندق ناميده مي شود. بايد در نظر داشت كه فرسايش خندقي از بسياري جهات شبيه فرسايش شياري است به عبارت ديگر مرز مشخصي كه فرسايش خندقي و شياري را از يكديگر جدا كند وجود ندارد. در واقع تفاوت فرسايش خندقي و شياري در اين است كه در فرسايش خندقي عرض و عمق خندق ها خيلي با هم اختلاف ندارند، در حالي كه فرسايش شياري عرض شيارها معمولاً چندين برابر عمق آنهاست. "فوستر" فرق بين شيار و خندق را بر اساس تعداد و تراكم آنها در سطح زمين بيان مي كند. يعني شيارها مجاري كوچكي هستند كه در يك منطقه به مقدار زياد وبه طور متراكم وگسترده وجود دارند، در حالي كه تعداد خندق ها در يك سطح كمتر مي باشد . او همچنين فرق شيار و خندق را بر اساس مقدار رسوب حاصل از آنها نسبت به رسوب كل منطقه بيان كرده است، به اين صورت كه اگر مقدار رسوب منتقله به وسيله آبراهه نسبت به مقدار كل رسوب حوزه قابل توجه باشد فرسايش از نوع خندقي است و در غيراين صورت شياري مي باشد.
فرسايش خندقي غالباً در مناطق با خاك هاي فقير غير مستعد براي كشاورزي خوب و با پوشش گياهي پراكنده و همچنين در تشكيلات مارني و شيل ديده مي شود. در اين نوع فرسايش علاوه بر عوامل زمين شناسي وآب و هوايي، عوامل انساني به ويژه راه سازي و بهره برداري هاي نادرست كشاورزي نقش عمده اي دارد.

ادامه نوشته

فرسایش3

6. نقش كلوئيد هاي خاك در فرسايش پذيري خاك
نوع كلوئيد هاي خاك به دليل تاثيرشان در ميزان نفوذ پذيري در فرسايش خاك مؤثرند. هرچه كلوئيد هاي خاك در اثر جذب رطوبت بيشتر متورم شود از قطر خلل و فرج آنها بيشتر كاسته مي شود. به اين دليل است كه آبدوي حاصل در خاك هاي كاملاً رسي مركب از رسهاي آماس پذير بيشتر خواهد بود. البته خاك هاي حاوي كلوئيد هاي ئيدروفيل (آبدوست) نيز با جذب آب ميزان آبدوي را كاهش داده ، فرسايش را محدود مي سازند.
مراحل ايجاد فرسايش آبي


1. مرحله تهيه و برداشت
براي اينكه سنگ و يا خاك آماده برداشت گردد، عوامل گوناگوني دخالت دارندكه عبارتند از:

  • تخريب فيزيكي يا مكانيكي
  • تخريب شيميايي
  • تخريب انحلالي


پس از اينكه سنگ و يا خاك تحت تأثير عوامل تخريب قرار گرفت و به صورت عناصر ناپيوسته وجدا درآمده و به وسيله آب ويا باد حمل مي گردد. علاوه برآن، آب نيز مستقيماً در اثر انرژي خود در روي دامنه، مواد را برداشت وحمل نموده واشكال مختلف فرسايش آبي را ايجاد مي نمايد. اين پديده موقعي اتفاق مي افتد كه حالت چسبندگي خاك در اثر از بين رفتن مواد آلي و هوموس، كاهش يافته و قابليت جذب آب آن كم شده در اين صورت آب به جاي نفوذ در خاك در سطح آن جاري گرديده و انواع مختلف فرسايش را موجب مي گردد.

2. مرحله حمل يا انتقال
پس از اينكه عوامل مختلف تخريب، عناصر را به شكل ناپيوسته ايجاد نمودند، آب به عنوان فرآيند حمل، مواد را برداشت كرده و با توجه به نيروي خود حمل مي نمايد، طول مسير حمل متفاوت مي باشد. گاهي عامل برداشت وحمل، سيلاب بوده كه در زمان بسيار كوتاه، هزاران تن خاك را تخريب نموده و با خود حمل مي نمايد.

ادامه نوشته

فرسایش2

2. نقش تگرگ در فرسايش خاك
فرسايش حاصل ازتگرگ به دليل جرم زياد و درشتي دانه ها و در نتيجه بالا بودن سرعت سقوط قطرات به مراتب بيشتر ناشي از باران هاي شديد است، زيرا سرعت سقوط دانه هاي تگرگ خيلي بيشتر از سرعت سقوط دانه هاي قطرات باران است. تگرگ علاوه بر اينكه سبب تجزيه خاك مي شود، پوشش گياهي موجود در روي آن را نيز نابود مي سازد و اين امر فرسايش را تشديد مي كند . اثر تخريبي تگرگ در صورتي كه همراه با باران باشد بيشتر است زيرا ضربه دانه هاي تگرگ خاكدانه ها را خرد كرده و خلل وفرج را مسدود مي سازد وآب ناشي از باران ذرات خرد شده را منتقل مي كند. به طوري كه" زاخار" اظهار مي دارد تگرگ همراه باران قادر است تمام خاك سطحي را از بين ببرد و سبب فرسايش گردد. در ايران تگرگ معمولاً دراراضي كوهستاني، در اواسط بهار يا اواخر تابستان اتفاق مي افتد و سبب وقوع فرسايش و سيل هاي غير منتظره مي گردد.
3. نقش برف در فرسايش خاك
اثر فرسايندگي باران و تگرگ به علت تخريب خاكدانه ها و پاشمان ناشي از برخورد قطرات با سطح خاك خشك است و فرسايش آب ناشي از برخورد با سطح خاك خيس است، در حالي كه اثر فرسايندگي آب ناشي از ذوب برف به دليل تخريب خاكدانه ها در اثر يخبندان همچنين كاهش نفوذ پذيري به علت يخ زدن لايه هاي زيرين مي باشد. در اثر ذوب برف آبدوي ايجاد مي شود كه مي تواند فرسايش ايجاد كند. با وجود اينكه اين فرسايش در برخي از مناطق مهمترين نوع فرسايش است ولي قابل مقايسه با فرسايش حاصل از ضربات قطرات باران نمي باشد. اين نوع فرسايش در صورتي شديد خواهد بود كه مقدار زيادي برف برروي زمين متراكم شده، به طور ناگهاني ذوب شود.
4. نقش يخبندان در فرسايش خاك
يخبندان مي تواند به روش هاي مختلف در فرسايش موثر باشد :

الف ) آب باران وبرف وارد شكاف وخلل وفرج خاك ها شده، در اثر يخبندان منبسط گرديده، فشار زيادي به خاك وارد مي آورد، در نتيجه خاك دانه ها را خردكرده و ذرات ريز زيادي از خاك جدا مي كند و يا موجب آماس خاك مي شود. اگر در پي اين پديده باران شديدي ببارد، يا برف متراكم شده به طور ناگهاني ذوب شود، آبدوي زيادي ايجاد كرده، آب حاصل مي تواند سبب شسته شدن خاك گردد.

ب ) هنگامي كه زمين يخ بزند مانع نفوذ آب در داخل خاك مي شود، بنابر اين آب باران از يك طرف به جاي نفوذ در خاك به صورت آبدوي جاري مي شود و ممكن است فرسايش ايجاد كند از طرف ديگر به جاي آنكه ذخيره شود، براي رشد گياهان مورد استفاده قرار گيرد هرز ميرود، اين عامل خود سبب كاهش پوشش گياهي كه نقش مهمي در جلوگيري از فرسايش دارد مي شود.

ج ) در مواردي كه قسمت سطحي لايه يخ زده خاك، آب شود و قسمت پايين آن به صورت يخبندان باقي بماند سبب فرسايش شديدي در روي شيب ها مي شود زيرا خاكي كه يخ در داخل آن ذوب شده باشد به شكل مخلوطي از آب وخاك مي باشد كه حتي در صورت عدم وجود آبدوي، خود تمايل به حركت دارد، همچنين لايه يخ موجود در زير سطح خاك لغزنده است و مخلوط آب و خاك در روي آن مي تواند به سهولت لغزيده و به طرف پائين حركت كند.

ادامه نوشته

فرسایش1

فرسایش
تعريف: كلمه فرسايش كه در انگليسي و فرانسه به آن اروژن و اروزيون(Erosion) مي گويند از ريشه لاتين به معناي سائيدگي مي باشد وعبارتست از سائيده شدن سطح زمين.
به طور كلي فرسايش به فرآيندي گفته مي شود كه طي آن ذرات خاك از بستر اصلي خود جدا شده و به كمك يك عامل انتقال دهنده به مكاني ديگر حمل مي شوند. در صورتي كه عامل جداكننده ذرات از بستر و انتقال آنها به مكاني ديگر حمل مي شود، آب باشد به آن فرسايش آبي گفته مي شود. اگر عامل جدا كردن ذرات وانتقال آنها باد باشد فرسايش بادي واگر يخچال باشد فرسايش يخچالي ناميده مي شود .
فرسايش پيوسته در حال انجام گرفتن بوده هست و در آينده نيز همچنان ادامه خواهد يافت. سطح كره زمين مدام با پديده هايي نظير برافراشته شدن كوهها، عميق تر وعريض تر شدن دره ها، عقب نشيني سواحل در نقطه اي و پيشروي آنها در نقطه ديگر، در حال تغيير است. وضعيت فيزيكي سطح كره زمين كه ما امروز شاهد آن هستيم نتيجه يك شكل پذيري سريع و ناگهاني نبوده بلكه اين وضعيت نتيجه تغييراتي است بدان حد آهسته كه فقط بعد از گذشت قرن ها اثراتش قابل تشخيص مي گردد. فرسايش تنها يكي از جنبه هاي اين پديده تغيير دائمي است كه لازمه تشكيل خاك هاي آبرفتي و سنگ هاي رسوبي است فعاليت هاي بشر به ندرت باعث كندي اين پديده مي گردد بلكه در اغلب موارد سرعت آن را زياد تر مي كند.
تاريخچه مبارزه با فرسايش در جهان
فرسايش خاك از حدود7000 سال پيش سبب سقوط تمدن هاي بزرگ شده است. در قرآن كريم به قوم سبا كه رواناب هاي سطحي را كنترل مي كردند وبا احداث سد، سيلاب ها راكنترل و موجب عمران وآباداني آن سرزمين شده بودند اشاره شده است، البته اين قوم به سبب نافرماني از خدا و پيامبران و غفلت و غرور، مستوجب عذاب پروردگار الهي شدند. هم چنين در كتاب تورات نيز به خشك شدن نهر ها و وقوع قحطي اشاره شده است. ايرانيان و يونانيان باستان در نوشته هاي خود مطالبي در مورد فرسايش زمين بيان كرده اندبه طور مثال هخامنشيان آب را مظهر پاكي مي دانستند و هر آن كس و چيزي را كه عامل از بين رفتن آب و زمين زراعتي شود، پست مي شمردند. افلاطون نيز اظهار ميدارد كه جاري شدن سيل و فرسايش به علت از بين رفتن پوشش گياهي است.
اكثر بررسي هاي امروزي در مورد فرسايش بعد از ساخت سد هاي مخزني به منظور جلوگيري از رسوب آنها در كشور هاي غربي آغاز شده است. در قرن نوزده اليوت ودين از نخستين افرادي بودندكه به فرسايش خاك توجه كرده اند. دراين زمينه بررسي هايي انجام دادند وانجام شخم عميق ،كشت روي خطوط تراز وتراس بندي راتوصيه كردند.
اولين تحقيقات علمي در زمينه فرسايش خاك در بين سال هاي 1877 و1895 توسط ولني دانشمند آلماني انجام گرفت. اين دانشمند اثر پوشش را در جلوگيري از برخورد باران با خاك بررسي نمود و به اين نتيجه رسيد كه تاثير عمده پوشش گياهي خاك مربوط به خاصيت حفاظتي آن در برابر برخورد قطرات باران است. اوهمچنين تأثير عوامل مختلف مانند پوشش گياهي ، شيب زمين و نوع خاك را روي آب سطحي و فرسايش تحت مطالعه قرار داد.
اولين آزمايش كمي در مورد فرسايش در سال 1915در ايالت یوتاي آمريكا توسط سازمان جنگل ها انجام شد و سپس در سال 1917ميلر درايالت ميسوري آزمايش هايي مشابهي انجام داد و اولين آزمايش هاي كرتي را عرضه كرد. اونيز مانند ولني دريافت كه فرسايش رابطه مستقيمي با مقدار پوشش نباتي خاك دارد.
دانشمندان عامل عمده فرسايش را روان آب سطحي مي دانستند، بنابر اين براي كاهش فرسايش با آبدوي مبارزه مي كردند ولي در سال هاي اخير اين نظريه كه ضربه قطرات باران نيز مي تواند فرساينده باشد مورد توجه قرار گرفت و در نتيجه عده اي از دانشمندان به طور جداگانه تاثير فرساينده قطرات برروي خاك هاي لخت را مورد مطالعه قرار دادند. السون در سال 1944 در اين زمينه مطالعات مبسوطي انجام داد. او براي اولين بار متوجه شد كه عامل اصلي فرسايش ضربه قطرات باران به خاك لخت است. با كشف اثر ضربه قطرات باران محققين راه حل موفقيت آميزي براي مبارزه با فرسايش به دست آوردند. روشن نبودن نقش قطرات باران در فرسايش يكي از دلايلي بودكه اقدامات بشر را در طي 7000 سال براي حفظ زمين در برابر فرسايش آبي با مشكل مواجه مي ساخت.
اگر ملل باستاني به نقش قطرات باران برروي خاك هاي لخت آگاه بودند بي گمان زمين هاي متعلق به اين تمدن ها كمتر آسيب مي ديدند و امروزه تا اين حد اراضي باير و فرسوده وجود نداشت. بعد ها ويشماير با به كار گيري تكنيك هاي پيشرفته براي تجزيه تحليل داده ها و نتايج آزمايش هاي مزرعه اي توانست فرسايش را به طور كمي تعيين نمايد.
بعد از كشور هاي غربي به تدريج در ساير نقاط جهان نيز به مساله حفاظت خاك توجه شد براي نمونه در الجزاير موسسسه دي-آر- اس تاسيس شد. پس از ايجاد اين موسسه ساكاردي پس از 5 سال بررسي توانست سيستم بانكت بندي را در شرايط محلي الجزاير پياده كند. از روش دي – آر – اس الجزاير بعد ها در ساير كشورها از جمله مراكش، تونس، يوگسلاوي، تركيه، ايران وفرانسه استفاده شد. از سال 1960 عده اي به ايران آمدند تا تكنيك فرانسوي- الجزايري احداث بانكت را در احياي خاك به ايرانيان ارائه دهند.
به طور اجمال آغاز تحقيقات مدون فرسايش خاك به حدود90 سال پيش باز مي گردد و قسمت اعظم تحقيقات عملي ومزرعه اي در 50 سال اخير صورت صورت گرفته است مطالعات در مورد اثر ضربه قطرات باران در فرسايش از آن هم جديدتر است.

ادامه نوشته

کودهاي بيولوژيک يا زيستي

که نسل جدیدی از کود های موجود میباشند در حقیقت میکرو ارگانیسم های مفیدی هستند که در تغذیه گیاهان نقش همزیستی داشته و به تثیبت و جذب بهتر عناصر کمک میکنند.
کودهای زیستی (کود بیولوژیک) به مواد حاصل‌خیزکننده‌ای گفته می‌شود که دارای تعداد کافی از یک یا چند گونه از میکروارگانیسم‌های سودمند خاکزی هستند. کودهای زیستی، ریزاندامگان هایی (میکروارگانیسم‌هایی) هستند که قادرند عناصر غذایی خاک را در یک فرآیند زیستی تبدیل به مواد مغذی همچون ویتامینها و دیگر مواد معدنی کرده و به ریشه خاک برساند. مصرف کودهای زیستی کم هزینه تر هستند و در اکوسیستم آلودگی به وجود نمی‌آورد. کودهای زیستی مواد نگه‌دارندهٔ میکروارگانیزم‌های سودمند خاک می‌باشند.
عواملی که باعث کاهش جمعیت میکروارگانیسم های مورد نظر در خاکهای یک منطقه می شوند:
1- تنش های محیطی بلند مدت ( خشکی – حرارت زیاد و یخبندان – غرقاب … )
2- استفاده بی رویه از سموم شیمیایی
3- عدم حضور گیاه میزبان مناسب به مدت طولانی

دسته بندی با توجه به نوع میکروارگانیسم‌ها کودهای زیستی:
۱- ریزاندامگان کارآ ( میکروارگانیسم‌های سودمند EM )
۲- کودهای زیستی باکتریایی (ریزوبیوم- ازتوباکتر- آزوسپریلیوم-…)
۳- کودهای زیستی قارچی (میکوریزا)
۴- کودهای زیستی جلبکی (جلبک‌های سبز- آبی و آزولا)
۵- کودهای زیستی اکتینومیست‌ها (فرانکیا)
نخستین کود بیولوژیک با نام تجارتی نیتراژین تولید شد که در اواخر قرن نوزدهم مورد استفاده قرار گرفت
ارگانیزم‌هایی که در تولید کودهای بیولوژیک مورد استفاده قرار می‌گیرند عمدتاً از خاک جداسازی می‌شوند. در شرایط آزمایشگاه در محیط‌های کشت مخصوص تکثیر و پرورش پیدا می‌کنند و بعد به صورت پودرهای بسته‌بندی شده و آماده، مصرف می‌شوند.
انواع کودهای بیولوژیک با توجه به اعمالی که میکروارگانیسم ها انجام می دهند
مهم ‌ترین کودهای بیولوژیک عبارتند از:

1) تثبیت کننده ازت هوا؛
2) قارچ‌های میکوریزی، که با ریشه بعضی از گیاهان ایجاد همزیستی کرده و اثرات مفیدی ایجاد می‌کند؛
3) میکرو ارگانیزم‌های حل کننده فسفات، که فسفات نا محلول خاک را به فسفر محلول و قابل جذب گیاه تبدیل می‌کنند؛
4) اکسید کننده گوگرد (تیو باسیلوس)، کودی که دارای باکتری تیو باسیلوس بوده و باعث اکسایش بیولوژیکی گوگرد می‌شود؛
5) کرم‌های خاکی، در تولید هوموس مورد استفاده قرار می‌گیرند و نوعی کود کمپوست به نام ورمی کمپوست (Wermy compost) تولید می‌کنند.
تثبیت کننده های ازت مولکولی :
با سابقه ترین و در حال حاضر رایج ترین انواع کودهای زیستی مربوط به تثبیت کننده های ازت است که در سطح جهانی مجموع مقدار ازتی که از این طریق به خاک اضافه می شود حدود 175 میلیون تن در سال بر آورد شده است. در چند دهه اخیر با توجه به افزایش جمعیت و تقاضای روز افزون برای مواد غذایی از کودهای شیمیایی به عنوان ابزاری برای نیل به حداکثر تولید در واحد سطح استفاده بی رویه شده که از جمله زیان ها و پیامدهای آن علاوه بر اتلاف سرمایه و خسارت مالی . شامل آلودگی منابع آبی و خاک. به هم خوردن تعادل عناصر غذایی خاک . کاهش بازده محصولات کشاورزی در اثر کمبود یا سمی بودن عناصر. تجمع مواد آلاینده ( نظیر نیترات ) در اندام های مصرفی محصولات زراعی و بطور کلی به خطر افتادن حیات و سلامتی انسانها و سایر موجودات زنده بوده است. امروزه رایج ترین کودهای میکروبی عرضه شده در سطح وسیع تجارتی مربوط به باکتری های تثبیت کننده ازت و مهمترین آنها مورد توجه برای استفاده های علمی شامل ریزوبیوم ها در همزیستی با لگومینوزها. فرانکیا با انواعی از گیاهان چوبی غیر لگومینوز. آزوسپریلیوم برای غلات و سیانو باکترها به حالت آزاد و یا همزیست با آزولا برای شالیزارهاست
قارچهای میکوریزا:
واژه میکوریزا اولین بار از سوی فرانک در سال 1885 ارائه شد. میکوریزا از دو کلمه ( Myco ) به معنی قارچ و ( Rhiza ) به معنی ریشه تشکیل شده است. میکوریزا نشان دهنده مشارکت در همزیستی بین قارچ و ریشه گیاه میزبان می باشد . در این سیستم قارچ پوشش گسترده ای از رشته های نخ مانند به هم تابیده به نام میسیلیوم را در اطراف ریشه گیاه میزبان تشکیل می دهد در این همزیستی قارچ قند، اسید های آمینه ، ویتامین ها و برخی مواد آلی دیگر را از میزبان دریافت و در مقابل معدنی و بیشتر از سایر مواد فسفات را خاک جذب و در اختیار گیاه قرار می دهد. اکثر گیاهان قادر به تشکیل سیستم میکوریزایی هستند بطور کلی 83 درصد از دولپه ای ها و 79 درصد از تک لپه ایها قادر به تشکیل سیستم میکوریزایی هستند. تعداد محدودی از گیاهان زراعی قادر به تشکیل سیستم میکوریزایی نیستند و بیشتر این گیاهان از خانواده های ( Cruciferae ) نظیر جنس های (Sinpsis ، Brassica) و خانواده Chenopodiaceae جنس Beta و خانواده Polygonaceae جنس Fagopyrum میباشند.
جنبه های زیست شناختی میکوریزا: میکوریزا بر اساس وضعیت قرار گرفتن میسیلیوم های آنها روی ریشه گیاهان میزبان به دو گروه کلی تقسیم می شوند.

الف ) میکوریزای بیرونی ( Eetomycorrhizae )

این نوع میکوریزاها بیشتر در اکوسیستم های جنگلی که دارای مخلوطی از درختان پهن برگ و سوزنی برگ هستند مشاهده می شود . در این نوع همزیستی قارچ تولید میسیلیوم انبوه و متراکمی روی سطح ریشه می کند ولی با این نوع قارچ آلوده شده اند با پوشش متراکمی از ریسه قارچها پوشیده شده اند و مستقیم با خاک تماس ندارند.این نوع میکوریزا از راه افزایش سطح جذب ریشه باعث افزایش تحمل به خشکی گیاه میزبان به خصوص در مناطق خشک می شوند
ب ) میکوریزای درونی( Endomycorrhizae)
در این نوع میکوریزا آثار قارچی روی ریشه میزبان قابل مشاهده نیست و از نظر ظاهری فرقی بین ریسه های آلوده و غیر آلوده ندارد. هیف این قارچها از راه تارهای کشنده یا از راه سلول های اپیدرمی ریشه وارد سلول میزبان می شوند. هیف پس از ورود به سلول میزبان تولید شبکه ای می کند که این شبکه از رشته های نازک دو شاخه ای بنام آربا سکول تشکیل شده که دارای ساختاری شبیه اندام های مکنده می باشد تبادل متابولیت ها بین قارچ و سیتوپلاسم میزبان از طریق همین مناطق آرباسکول ها انجام می گیرد.آرباسکول معمولا 20 الی 40 درصد حجم سلول را در بر می گیرند پس از مدتی از بین رفته و هضم می شوند. انشعابات میسیلیوم های درونی ساختمان های کیسه مانندی با دیواره ضخیم ایجاد می کنند که به آنها وزیکول می گویند. وزیکول اندام های ذخیره ای مواد غذایی و همچنین شکل پایدار قارچ هستند وجود ساختمان های وزیکول و آرباسکول در این نوع میکوریزاها سبب شده است که آنها را قارچهای وزیکولار آربا سکولار بنامند.
مراحل تشکیل سیستم میکوریزایی
پس از آن که کلامیدوسپور در محیط مناسبی قرار گرفت جوانه زده و تشکیل میسیلیوم اولیه را می دهد اسپور قارچهای همزیست با ریشه گیاهان همگامی جوانه می زنند که ریشه های گیاهان میزبان تشکیل شده باشند ترشح مواد از سطح ریشه گیاه میزبان می تواند جوانه زنی اسپور را تحریک کند و سبب رشد جهت دار میسیلیوم به سمت ریشه گیاهان میزبان شود. این مواد همچنین در سرعت رشد هیف، منشعب شدن آن و تشکیل کلاف میسیلیومی تاثیر دارند. ترشحات ریشه اش بسته به نوع گیاهان ممکن است مواد فرار ، مواد قابل حل در آب و یا مواد متصل به سطح ریشه باشند. هنگامی که لوله هیف کنار ریشه گیاه میزبان قرار می گیرد تحریک می شود و به سطح ریشه گیاه میزبان می چسبد و در مرحله پایانی هیف در سطح ریشه گیاه میزبان نفوذ می کنند و وارد سلولهای ریشه می شوند.
میکوریزا و اثرات اغذیه ای آن در گیاه میزبان
تحقیقات متعدد نشان می دهد که فسفر ، ازت، پتاسیم ، روی ، مس ، گوگرد، کلسیم و آهن توسط سیستم میکوریزا جذب می شوند و به گیاه منتقل می شوند . بطور کلی مکانیسم جذب از طریق افزایش حجم خاک قابل دسترس توسط ریسه های قارچ است. در بین عناصر غذایی بیشترین نقش مایکوریزا در جذب فسفر است. نقش میکوریزا در تغذیه ازته گیاه به دلیل دارا بودن ضریب پخش زیاد آن ناچیز است. افزایش جذب ازت بوسیله سیستم های میکوریزایی بخصوص در میکوریزاهای بیرونی همزیست با گیاهان جنگلی مشاهده شده است. هنگامی که فسفر خاک در سطح پایینی باشد سیستم میکوریزا جذب فسفر و در نتیجه رشد گیاه را به نحوه چشمگیری افزایش می دهد . هیف ها قادر هستند که فسفات را از 15 سانتی متر سطح ریشه تا چند متری عمق خاک زیر ریشه دریافت کنند. همچنین هیف ها در منافذی از خاک نفوذ می کنند که امکان نفوذ تارهای کشنده ریشه وجود ندارد ( قطر تارهای کشنده حداقل 20 میکرومتر است در حالیکه هیف ها حداکثر 2-1 میکرو متر می باشند ) بعلاوه هیف ها از راه افزایش سطح تماس یا از راه افزایش طول موثر ریشه جذب عناصر غذایی را به شدت افزایش می دهند. طبق اظهارات آلن و همکاران ( 1992) هر یک سانتیمتر مکعب خاک دارای 2 الی 4 سانتیمتر ریشه ، 1 تا 2 متر تارهای کشنده و بیش از 50 متر هیف می باشد. قسمت اعظم فسفر موجود در خاک غیر محلول و غیر قابل استفاده مستقیم گیاه است. مطالعات متعدد نشان داده است که میکوریزاها می توانند آنزیم فسفاتاز سنتز کنند و از این راه امکان دسترسی به فسفر را افزایش دهند. برخی از انواع میکوریزاها اسیدهای کلات کننده تولید می کنند و از این راه حلالیت فسفر را برای جذب افزایش می دهند.
نقش میکوریزا در بهبود جذب آب
شواهد بسیار زیادی وجود دارد که نشانگر این است که میکوریزا می توانند سبب تغییراتی در روابط آبی گیاه و بهبود مقاومت به خشکی و یا تحمل در گیاه میزبان شود. بسیاری از محققین این خصوصیت را یک واکنش ثانویه در نتیجه بهبود جذب عناصر غذایی می دانند . افزایش هدایت هیدرولیکی آب در درون گیاهان میکوریزایی به شرح ذیل می باشد.
1- افزایش مجموع سطح ریشه به دلیل ایجاد پوشش وسیع میسیلیومی در منطقه ریشه و تارهای کشنده
2- نفوذ هیف به درون کورتکس ریشه و از آنجا به منطقه آندودرم یک مسیر کم مقاومی را در عرض ریشه برای حرکت آب فراهم می آورد و آب با مقاومت کمتری در عرض ریشه تا رسیدن به آوند چوبی روبرو می شود.
3- هیف از راه افزایش جذب عناصر غذایی مقاومت به انتقال آب را در درون ریشه کاهش می دهد.
4- میکوریزا رشد ریشه را افزایش داده و به دنبال آن یک سیستم گسترده از ریشه را برای جذب آب فراهم می نماید.
در مطالعات دیگری مشخص شد که جذب Co2 در حضور نور در گیاهان میکوریزایی بیشتر است لذا فتوسنتز بالاتری دارند. افزایش جذب Co2 در گیاهان میکوریزایی مربوط به کاهش مقاومت فاز مایع سلول های مزوفیلی برای عبور Co2 می باشد. هرایدولیتون ( 1988 ) روابط آبی گیاه را در سطوح مختلف غلظت فسفر مورد بررسی قرار دادند در این مطالعه مشخص شد که با افزایش میزان فسفر خاک تاثیر مفید میکوریزا کاهش می یابد و حداکثر تاثیر میکوریزا در سطوح پایین فسفر ظاهر می شود. میلر ( 2000 ) گزارش نموده است که در گیاهان میکوریزایی به دلیل افزایش فتوسنتز و تولید بیشتر مواد فتوسنتزی به ازای واحد آب مصرفی کارایی مصرف آب افزایش می یابد. قاضی و کاراکی ( 1988) بیان داشتند که گیاهان میکوریزایی به ازای تولید هر واحد ماده خشک آب کمتری مصرف می کنند. بنابراین ( WUE ) بالاتری دارند و WUE در گیاهان میکوریزایی در شرایط تنش خشکی محسوس تر است.

میکوریزا و اختصاص مواد فتوسنتزی
شواهد بسیار زیادی وجود دارد که گیاهان می توانند سرعت فتوسنتز خود را افزایش دهند تا نیازهای همزیست خود را تامین نمایند این عمل از طریق افزایش سطح برگ و افزایش مقدار تثبیت Co2 به ازای واحد وزن برگ انجام می گیرد. گیاهان میکوریزایی در دوره های خشکی بهتر از گیاهان غیر میکوریزایی Co2 را جذب می نمایند. آلن و همکاران بیان داشتند ( 1986 ) که با وجود انتقال بیشتر مواد فتوسنتزی به ریشه ها در گیاهان میکوریزایی این انتقال تاثیری بر وزن خشک نمی گذارد این محققین تایید کردند که بخشی از فتوسنتز اضافی در گیاهان میکوریزایی به وسیله خود میکوریزا مصرف می شود.
میکوریزا و واکنش های مرفوفیزیولوژیکی
گاهی اوقات سیستم های میکوریزایی تغییرات مرفولوژی را در گیاه ایجاد می نمایند که سرانجام آن بهبود بقاء و رشد مناسب تر گیاه می باشد. کریشنا و همکاران و ( 1981 ) بیان داشتند که میکوریزا پیچش و زایه برگها را تغییر می دهد و گیاه این واکنش را در جهت تنظیم و محدودیت جذب تشعشع و برقراری تعادل انرژی در برگ انجام می دهد. در این شرایط گیاهان غیر میکوریزایی از زیادی جذب تشعشع و گرما بشدت آسیب دیده و کاهش رشد نشان دادند. آلن و همکاران ( 1982 ) گزارش کردند که تغییرات هورمونی در گیاه با آلودگی میکوریزایی در ارتباط است و تغییرات مرفولوژیک برگ را در نتیجه واکنش به تغییرات هورمونهای گیاهی گزارش کردند. همچنین این دانشمندان در سال 1980 افزایش غلظت سیتوکنین را در برگ ها و ریشه کراس ها که همزیستی میکوریزایی داشتند گزارش کردند. در ضمن در سال 1986 نشان دادند که در شرایط تنش خشکی میکوریزا فنولوژی گل را به تاخیر می اندازد.دز ضمن دانشمندان دیگری افزایش میزان کلروفیل را در گیاهان میکوریزایی گزارش کرده اند.

ادامه نوشته

کود آلی (ارگانیک)

به کود هایی اطلاق میشوند که منشا طبیعی دارند.

کودهای حیوانی
به مجموعه ای از مواد بستری، ادرار و مدفوع گاو ، گوسفند ، مرغ یا هر حیوان دیگری است که از محل نگهداری آنها بدست می آید اطلاق مي شود. درصد مواد غذایی کود حیوانی و کیفیت فیزیکی آن به عواملی مثل نوع حیوان، کیفیت مواد بستری، میزان پوسیدگی کود، تغذیه دام، میزان سدیم و مقدار بذر علفهای هرز، اسپور بیماریها، لارو و تخم حشرات، شن و خاک دارد.درصد ازت کود گاوی بیشتر از کود گوسفندی و مرغی است. ولی درصد فسفر و پتاسیم کود مرغی از کودهای گاوی و گوسفندی بیشتر است.
درصد مواد غذایی کودها به تغذیه دام بستگی دارد. مثلاً چنانچه جیره غذایی دام از نظر یک عنصر ضعیف باشد، کود حاصله نیز به طریق اولی از نظر آن عنصر ضعیف خواهد بود و یا مثلاً هر چه درصد فیبر جیره غذائی بیشتر باشد درصد فیبر مدفوع نیز زیادتر خواهد بود. فراوانی ترکیبات آلی ازت دار ساده در کود حیوانی تازه بسیار مساله ساز است. تجزیه سریع این مواد سبب آزاد شدن آمونیاک و تجمع آن در مجاورت ریشه ها گشته و موجب مسمومیت گیاه می گردد. پوسیدگی اولیه کود این مشکل را مرتفع می سازد بهمین جهت هیچ گاه نباید کود حیوانی تازه را به محصول کاشته شده داد.
زیادی املاح در کود نیز می تواند از طریق ایجاد پتانسیل اسمزی و یا مسمومیت مستقیم گیاه مساله ساز باشد. بنابراین وجود مقدار متعادلی از عناصر غذائی و عدم زیادی عناصری مثل سدیم در کود دامی مطلوب می باشد. کیفیت مواد بستری نیز نقش مهمی در کیفیت و حالت فیزیکی کود حیوانی دارد. معمولاً اصطبل گوسفند فاقد بستر است.
بدین لحاظ سرعت تجزیه و پوسیدگی کود گوسفندی زیاد و دوام آن در خاک کمتر از سایر کودها می باشد. کود گوسفندی را کود گرم گویند. در مرغداری ها بیشتر از خاک اره و در گاو داریها معمولاً از کاه بعنوان مواد بستری استفاده می کنند. سرعت تجزیه و پوسیدگی کاه بیش از خاک اره می باشد. و بالعکس دوام خاک اره در خاک بیش از کاه است. زررا خاک اره از ترکیبات مقاومتری در مقایسه با کاه تشکیل شده است. بطورکلی، هر چه مقدار مواد نامطلوب مثل بذر علفهای هرز، شن، خاک، اسپور بیماریها و تخم و لارو حشرات در کود کمتر و تجزیه اولیه آن بیشتر باشد، ارزش کیفی کود بیشتر است.
پوسیدگی کود سبب می شود که از میزان بذر علفهای هرز و آلودگی به امراض و حشرات نیز کاسته شود. برای پوسیدگی اولیه کود حیوانی می توان آن را در شرایطی مشابه تهیه کمپوست قرارداد و یا کود حیوانی را مدتی قبل از کاشت در خاک مزرعه اختلاط داد. تجزیه کود در خاک و تبدیل آن به هوموس نیز مستلزم کفایت تهویه، حرارت و رطوبت در خاک می باشد این عوامل از طریق انجام عملیات مناسب زراعی تامین می شوند.
کود حیوانی را در زراعت گیاهان پر ارزشی مانند سبزیجات، سیب زمینی، ذرت ، پنبه و چغندر قند. به مقدار تقریبی 20 تا 50 تن در هکتار به خاک می دهند. کود حیوانی را معمولاً در زمان شروع عملیات تهیه بستر تا حداقل یک ماه قبل از کاشت بر سطح خاک می باشند و با وسایلی مانند گاو آهن، دیسک یا کولتیواتور با خاک سطحی و تا عمق حدود 15 سانتیمتری مخلوط می نمائید.
در زراعتهای کوچک و سنتی کود حیوانی را بصورت کپه هائی در مزرعه قرار می دهند و سپس آنرا با بیل بر سطح خاک پراکنده ساخته و با خاک مخلوط می کنند. در زراعتهای مکانیزه از دستگاه کودپاش حیوانی استفاده می نمایند دستگاه کودپاشی حیوانی مانند یک تریلر است که در کف آن یک نوار نقاله قرار دارد. نوار نقاله کود را به سمت عقب و خارج از تریلز هدایت کرده و روی یک مارپیچ گریز از مرکز می ریزد. چرخش مارپیچ کود را به اطراف پرتاب می کند. از آنجائی که هزینه خرید، حمل و نقل و پاشیدن کود حیوانی بسیار زیاد است و بخصوص در زراعتهای وسیع می تواند مشکلاتی را در برنامه ریزی و زمان بندی عملیات زراعی پیش آورد، لازم است به باقی گذرادن بقایای گیاهی بر خاک و تلاش در حفظ هوموس خاک توجه کافی مبذول گردد.

کودهاي گياهي
کود سبز
یکی دیگر از راههای افزایش ماده آلی خاک استفاده از کود سبز در تناوب زراعی می باشد. منظور از کود سبز شخم زدن گیاه در خاک پس از رشد کافی و بدون برداشت محصول است. اثر کود سبز بر خصوصیات فیزیکی خاک همانند کود حیوانی می باشد.
ولی کود سبز عملاً مواد غذایی به خاک اضافه نمی کند، بلکه آن چه را که طی رشد خود از خاک جذب کرده و در خود ذخیره نموده است به خاک بر می گرداند اما در صورتی که از گیاهان تیره بقولات بعنوان کود سبز استفاده شود تمام ازت تثبیت شده را به خاک بر می گرداند. از طرف دیگر کود سبز با جذب و ذخیره مواد غذایی در خود از شسته شدن آنها جلوگیری می نماید. گیاه مورد استفاده بعنوان کود سبز می بایستی اثرات فیتوتوکسینی بر رشد محصول بعدی نداشته باشد، فصل رشد کوتاهی داشته، تراکم بوته بالا را تحمل کند و رشد سبزینه ای زیادی داشته باشد تا علاوه بر این که مقدار زیادی ماده آلی به خاک اضافه می کند، پوشش کامل خاک را تامین نماید. پوشش کامل خاک برای جلوگیری از فرسایش خاک و بازداری رشد علفهای هرز ضرورت دارد. بنابراین اهداف کود سبز را می توان در افزایش ماده آلی خاک، حفظ مواد غذائی خاک (و در صورت استفاده از گیاهان تیره بقولات افزایش ازت خاک)، جلوگیری از فرسایش خاک و مبارزه با علفهای هرز خلاصه نمود. توجه به اهداف فوق روشن می سازد که کود سبز قبل از گیاهان وجینی در تناوب قرار می گیرد.
کود سبز در سیکل تناوبی فقط می تواند جایگزین آیش فصلی گردد. چنانچه طول آیش فصلی موجود برای تولید یک محصول کفایت می نماید، استفاده از کود سبز طی آن آیش فصلی مجاز نیست. نوع آیش فصلی (زمستانه یا تابستانه) که در شرایط کشت آبی توسط کود سبز جایگزین می شود به شرایط اقلیمی بستگی دارد. در نواحی اقلیمی که با زمستان سرد مشخص می شوند، گیاهان وجینی (مانند چغندرقند، پنبه، ذرت و سیب زمینی) در بهار کاشته می شوند و آیش زمستانه می تواند توسط کود سبز اشغال گردد.
در آن نواحی اقلیمی که با زمستان ملایم مشخص می شوند گیاهان وجینی ممکن است در پائیز (مانند چغندر قند و سیب‌زمینی) یا در بهار (مانند ذرت، پنبه و آفتابگردان) کاشته شوند و کود سبز می تواند محصولی تابستانه یا پائیزه (عکس دوران رشد محصول اصلی) باشد. مهمترین گیاهانی که بعنوان کود سبز در کشت آبی ممکن است مورد استفاده قرار گیرند عبارتند از خلر، لوبیا روغنی، انواع لوبیا، چاودار، شبدر، جو و گندم سیاه. یونجه بعنوان کود سبز کاشته نمی شود، اما در صورتی که پس از حصول رشد کافی سبزینه ای به خاک برگردانده شود، بعضی از هدفهای کود سبز را تامین می کند. گیاهانی مثل گندم سیاه چاودار و شبدر ایرانی به خوب در خاکهای فقیر رشد می کنند و در بهبود باروری و ساختمان خاکها موثر می باشند.
کود سبز را حداقل دو هفته قبل از کاشت محصول اصلی به خاک بر میگردانند. هرچه درصد مواد خشبی کود سبز بیشتر و ازت آن کمتر باشد، می بایستی با فاصله زمانی طولانی تری از کاشت محصول اصلی به خاک برگردانده شود. در صورتی که از گیاهانی مثل یونجه یا شبدر بعنوان کود سبز استفاده می شود می بایستی ابتدا آنها را با ماشین آلاتی مانند کولتیواتور پنجه غازی از پائین طوقه قطع نمود تا خشک گردند و یا آنها را با علف کش راند آپ یا توفوردی خشک کرد و 3 تا 4 هفته بعد از طوقه کن کردن یا تیمار با علف کش در وضعیت گاورو بودن خاک شخم شوند. در غیر این صورت رشد مجدد این گیاهان به وقوع پیوسته و به صورت علف هرز در خواهند آمد. هیچگاه نبایستی کود سبز را بعنوان علوفه برداشت و یا مورد چرای دام قرار داد. این عمل باعث خروج مواد غذائی از خاک گشته و ممکن است رشد و عملکرد محصول بعدی را نقصان دهد. چرای دام یا یک برداشت مختصر علوفه از کود سبز هنگامی امکان پذیر است که کود شیمیائی کافی به خاک داده شود و آیش فصلی موجود اجازه رشد مجدد و کافی را به کود سبز بدهد.
به کار گیری کود سبز در شرایط دیم ایران به نواحی پرباران ساحل خزر محدود می شود. در این نواحی می توان از گیاهانی مانند جو و چاودار بعنوان کود سبز برای محصولات وجینی بهاره مانند پنبه‏ ذرت و آفتابگردان استفاده نمود. در این شرایط کود سبز را می بایستی حدود یک ماه قبل از کاشت در خاک شخم زد تا پوسیدگی مناسبی اتفاق افتاده و رطوبت کافی برای رشد محصول اصلی در خاک ذخیره شود.

کمپوست
کمپوست عبارت از بقایای گیاهی و حیوانی، زباله های شهری و یا لجن فاضلاب است که تحت شرایط پوسیدگی قرار گرفته باشند، بطوری که مواد سمی آنها از بین رفته، مواد پودر شده و فرم اولیه خود را از دست داده باشند. برای تهیه کمپوست می توان از بقایای چوب بریها‏، زباله شهری،‏ بقایای کشتارگاهها و کارخانه های کنسرو ماهی ، لجن فاضلاب و اجساد گیاهان پست غیرآوندی استفاده نمود. بطورکلی، کمپوست ها از نظر مواد غذائی ضعیف هستند (به استثناء بقایای کشتارگاهها و کارخانه های کنسرو ماهی که از نظر ازت غنی می باشند) و معمولاً برای بهبود ساختمان خاک مورد استفاده قرار می گیرند. اثر فیزیکی کمپوست به مقدار ماده آلی آن و اثر شیمیائی کمپوست به ترکیب شیمیائی آن بستگی دارد. تهیه کمپوست از زباله های شهری و لجن فاضلاب راه مفیدی برای مصرف مجدد و دفع بهداشتی این مواد است. مواد اخیر از این نظر که دارای املاح کم، فاقد مولدین امراض و آفات گیاهی، بذر علفهای هرز و خاک می باشند مناسب بوده و به سرعت در خاک می پوسند. لجن فاضلاب را پس از تخمیر غیر هوازی و حرارت دادن (برای کشتن عوامل بیماریزای آن) مورد استفاده قرار می دهند برای تهیه کمپوست روش کلی زیر انجام پذیر است. موادی را که می خواهند. کمپوست نمایند بصورت لایه ای به ضخامت 7 تا 10 سانتیمتر روی سطح زمین یا حفره ای که در زمین تهیه نموده اند قرار می دهند و به ازاء هر سطل از مواد کمپوست شونده حدود 100 گرم فسفات دی آمونیم یا سوپر فسفات بر روی مواد می باشند (در صورتی که از سوپر فسفات استفاده می شوند بهتر است حدود 40 گرم اوره به ازاء هر 100 گرم سوپر فسفات اضافه شود) پس از پاشیدن کود شیمیائی اقدام به آبپاشی این لایه نموده و سپس لایه های جدید را به همین روش اضافه می کنند. ممکن است لایه هائی از کود حیوانی و یا خاک را بطور متناوب با لایه های مواد کمپوست شونده قرار دهند. در صورتی که از لایه های کود حیوانی استفاده می شود به اضافه کردن کود ازت در زمان انباشتن مواد کمپوست شونده نیازی نیست، اما به فسفات و همچنین سولفات کلسیم ممکن است نیاز باشد. ترکیب کود شیمیائی که برای تحریک و تکمیل پوسیدگی و تعادل عناصر به کمپوست اضافه می شود به نسبت کربن به ازت و ترکیب شیمیائی مواد کمپوست شونده بستگی دارد.
پاشیدن چند کیلوگرم اوره به ازاء هر تن مواد کمپوست شونده روی توده کمپوست قبل از هر بار آبپاشی مفید است در مورد بقایای چوب بریها لازم است کلیه عناصر غذائی به کمپوست اضافه شود. مواد کمپوست شونده را می بایستی همیشه مرطوب نگهداشت و هر 2 تا 4 هفته یکبار آن را مخلوط و زیرورو نمود تا به خوبی تهویه و یکنواخت گردد.
زیرورو کردن زیاد توده موجب می شود که حرارت کمپوست بالا نرفته و آفات و عوامل بیماریزای موجود در مواد از بین نروند.
کمپوست هنگامی آماده مصرف است که مواد کمپوست شونده پوسیده و پودر شده باشند. مدت لازم برای کمپوست شدن با مواد مصرفی و شرایط کار فوق می کند. زباله های شهری پس از مدتی حدود 6 هفته کمپوست می شوند. کمپوست شد کامل خاک اره گاهی چندین ماه طول می کشد. معمولاً خاک اره راحدود 6 هفته در شرایط مناسب می پوسانند تا ترکیبات سمی محلول آن پوسیده شوند و سپس مصرف می کنند. از مسائل تهیه کمپوست توسعه و تجمع مگس و پشه و بوی نامطلوب تخمیر آن است.
افزایش تهویه مواد از شدت بو می کاهد. برای مبارزه با مگس و پشه می بایستی از حشره کشها استفاده نمود. کمپوست را می توان به جای کود حیوانی مورد استفاده قرار داد.

فواید استفاده از کمپوست:
• در ایجاد کشاورزی پایدار مناسب است و از کاهش محصول جلوگیری کرده و باعث افزایش آن می‌گردد.
• ذخیره کننده بزرگی از عناصرو آب بوده و به این ترتیب اعتماد و دلگرمی کشاورزان با استفاده از آن در مزارع بیشتر می‌شود و قابلیت ذخیره آب در خاک را افزایش می‌دهد.
• باعث بهبودی ساختمان خاک شده و عملیات شخم را آسانتر می‌کند همچنین قابلیت ذخیره آب در خاک را افزایش می‌دهد.
• هوموس و مواد آلی خاک را افزایش داده و بعضی از ویتامین‌ها، هورمونها و آنزیمهای مورد نیاز را تأمین می‌کند که این مواد نمی‌توانند بوسیله کودهای شیمیایی تأمین گردند. بنابراین در خاکهای با کمبود مواد آلی بسیار مفید و مناسب می‌باشد.
• در جلوگیری از تغییر اسیدیته خاک همانند یک بافر عمل می‌کند.
• وقتی که در هنگام مرحله کمپوست شدن درجه حرارت به 60 درجه یا بیشتر می‌رسد، عوامل پاتوژن و بیماریزا، تخم انگلها، بذور علفهای هرز را از بین برده و آنها را نابود می‌کند.
• کمپوستی که کاملاً آماده شده و رسیده باشد، براحتی با خاک در حال تعادل قرار می‌گیرد و تهویه خاک را بهبود می‌بخشد.
• کودهای اضافه شده را براحتی و با جلوگیری از تلف شدن و هدر روی در اختیار گیاه قرار می‌دهد.
• بسیاری از عناصر‌و مواد غذایی پر‌مصرف‌و ‌کم‌مصرف را که در‌خود داشته است در خاک آزاد کرده‌و در اختیار‌گیاه قرار می‌دهد.
• وزن مخصوص ظاهری خاک را به شدت کاهش داده و بنابرای برای خاک سنگین و رسی بسیار مناسب و مفید است.
• چون ظرفیت نگهداری عناصر در سطح آن زیاد می‌شود، بنابراین در کاهش عناصر و مواد غذایی گیاه در خاکهای سبک و شنی بسیار مناسب و مفید است.
• آزولا گیاهی مفید برای شالیزار می‌باشد در صورتیکه رشد مناسب و معقولی در منطقه داشته باشد. ولی اقلیم و شرایط منطقه و همچنین افزایش آلودگی آبها در منطقه به عناصر مختلف خصوصاٌ ازت و فسفر باعث رشد زیاد‌و بی‌رویه آن شده است بطوریکه امروزه تهدیدی بسیار جدی برای شالیزارها، استخرها، آب‌بندانها و تالابها شده و رشد برنج و جمعیت آبزیان را در معرض خطر قرار داده است.

ادامه نوشته

انواع کودهای شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی

هر نوع موادی که جهت تقویت خاک و بالا بردن حاصلخیزی آن که چه از نظر کیفی و چه از نظر کمی باعث افزایش عملکرد محصول می شود کود گفته می شود.
کودها به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتند از کودهای شیمیایی ، کود آلی و کود بیولوژیک.
کودهای شیمیایی:
تاریخچه:
تولید این نوع کودها، در کشاورزی و ازدیاد تولید محصولات زراعی انقلابی را به وجود آورد. طی مرور زمان تولید این کودها رو به فزونی گذاشته و از آنجا که علاوه بر این که این کود ها باعث ازدیاد محصول می‌گردد باید این را هم در نظر داشت که، این کودها صدمات زیادی را به خاک، موجودات زنده و اکوسیستم وارد می‌نمایند.
ترکیب شیمیایی و درصد خلوص کودهای مختلف حاوی یک عنصر، بسیار متفاوتند. این تفاوتها بر مورد مصرف، نحوه پخش، زمان کوددهی و اثر بخشی کودها تاثیر بسیار مهمی دارند. بنابراین شناخت کافی از انواع کودهای شیمیائی قبل از انتخاب و یا مصرف آنها ضرورت دارد.
کودهای شیمیایی به دو دسته که برخی جزء عناصر پر مصرف گیاه یا ماکرو المنت و برخی نیز جز عناصر کم مصرف گیاه ( میکرو المنت ) میباشد تقسیم می شود.
عناصر پر مصرف (ماکرو) شامل: ازت - فسفر - پتاس - کلسیم - منیزیم
عناصر کم مصرف (میکرو) شامل : آهن - روی - منگنز - مس - بور
کود های شیمیایی بر اساس نوع عنصر تقسیم بندی می کنند. به عنوان مثال کودهای ازتی، فسفری و پتاسیمی دارای یک یا دو عنصر هستند .اگر یک کود همه عناصر را با هم و به نسبت متناسب داشته باشد اصطلاحاً کود کامل نامیده می شود.
کودهای شیمیایی در کارخانجات کود سازی تهیه می شوند. اساس تولید کودهای شیمیایی واکنش زیر است:
واکنش هابر _ بوش N2+3H2 ______________ 2 NH3
N2 از هوا و H2 از گاز متان و CH4 تأمین می شود. یعنی N2+3H2 در حضور دما و فشار کاتالیزور مناسب تبدیل به 2NH3 (مولکول) می شود.
آمونیاکی که طی این واکنش تولید می شود یک کود ازت است. کود ازته با ٨٢ درصد نیتروژن یا ازت در خیلی از کشورها مستقیماً به عنوان کود در خاک تزریق می شود و در ایران امکانات برای مصرف آن کم است. آمونیاک به عنوان ماده اولیه می تواند برای تولید سایر کودهای ازته مورد استفاده قرار گیرد.
اگر NH3 را با مولکول 3o2 ترکیب کنیم کود اوره تولید می شود که از پر مصرف ترین کودهای شیمیایی است.
اگر NH3 را با H2SO4 ترکیب کنیم کود فسفات آمونیوم تولید می شود که از بهترین کودها برای شرایط خاک های قلیایی است، یعنی کودی است دارای خاصیت اسیدی و بسیار مطلوب و مناسب برای شرایط خاک ایران.

ادامه نوشته

کلوخ اندازی خاک، تاثیرات آن بر کشت

یکی از مشکلاتی که در هنگام کشت باید مورد توجه قرار گیرد وجود کلوخ در سطخ زمین و بستر کاشت است...

برخی عوارض وجود کلوخ ها
جلوگیری از کارکرد صحیح ماشین آلات به ویژه بذر کارها
ممانعت از اتصال بذرها با ذرات خاک(بحث کاهش سطح ویژه)خواهند شد. که هرچقدر بذرها ریزتر باشند این موضوع بیشتر مشکل آفرین میشود.
ممانعت از گسترش یکنواخت کودهای شیمیایی در خاک
تهویه بیش از حد خاک و خشکی مزرعه
براي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  DSC01022.JPG
نمايش ها: 3
حجم:  89.3 كيلو بايت
متاسفانه علت تشکیل کلوخ در زمینهای ما غالبا مربوط به 3عامل عمده است


  • شخم زدن زمین در رطوبتهای بالا(بالاتر از رطوبت گاو رو)

که دراین حالت زمین پس از خشک شدن با کلوخهای درشتی مواجه میشه


  • مصرف غیر متعارف کودهای فسفاته طی سالیان متمادی

این کودها خیلی سریع توی خاک تثبیت میشن واز دسترس گیاه خارج خواهند شد...مثل ذرات سیمان ذرات خاک رو بهم اتصال میدن ، خاک سفت شده و مهیای کلوخ شدن میشه.


  • کمبود مواد آلی در خاک

این مورد هم در نهایت باعث تمایل چسبیدن ذرات خاک بهم میشه.(بحث بارهای الکتریکی)

بعلاوه سنگینی بافت خاک هم تمامی این عوامل را تشدید میکند.

براي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  DSC01098.JPG
نمايش ها: 4
حجم:  92.1 كيلو بايت
یکی از علائم کمبود مواد آلی خاک براق شدن قسمتهایی از کلوخهاست که در تماس با ماشین آلات(درزمان رطوبت) بوده اند

بحث کلوخ اندازی خاک در شخمهای پاییزه که هنوز بارندگی موثر اتفاق نیوفتاده و خاک مدت زیادی(تابستان) بدون رطوبت مانده(به ویژه دیمزارها) ودر حقیقت هیچ رطوبتی روی نرم شدن خاک برای عدم ایجاد کلوخه وجود نداشته خیلی خودنمایی میکنه.

خورد کردن کلوخها

با ادواتی مثل انواع دیسکها اینکار صورت میگیره....همچنین از روتیواتر هم برای هرچه بیشتر ریز کردن کلوخ ها استفاده میشه.

انواع صحراها

از مهمترین مشخصات صحراها بارش کم‌باران ، کم بودن پوشش گیاهی و اختلاف زیاد درجه حرارت روزانه می‌باشد. در واقع صحرا‌ به نواحی اطلاق می‌شود که با کمی رطوبت ، موجودات زنده و تغییر شدید درجه حرارت شب و روز مشخص می‌شوند.

انواع صحرا

صحراهای قطبی :
این صحراها شامل نواحی وسیعی می‌باشند که بوسیله یخ پوشیده شده‌اند و به علت پایین بودن درجه حرارت و سرمای زیاد ناحیه خیلی خشک می‌باشند.

صحراهای توپوگرافی :
صحراهایی هستند که کمی رطوبت آنها به علت دور بودن از اقیانوس‌ها و قرار گرفتن در مرکز قاره‌ها و یا وجود کوههای بلند و مرتفع که جلوی بادهای اصلی ناحیه را گرفته و از رسیدن رطوبت به این نواحی جلوگیری می‌کنند، می‌باشد. نمونه این نوع صحراها کویر مرکزی ایران می‌باشد.

صحراهای استوایی :
این صحراها که به مراتب وسیعتر از صحراهای قطبی می‌باشند. در فاصله بین 15 تا 30 درجه شمال و جنوب خط استوا قرار دارند. به عنوان مثال می‌توان صحرای شمال آفریقا و صحرای عربستان را نام برد.

تخریب در صحراها
تخریب شیمیایی در صحراها به علت کمی رطوبت بندرت انجام می‌گیرد. از این جهت بیشتر قطعات و ذرات کانی‌ها و همچنین سنگ‌ها در صحراها دستخوش تغییرات شیمیایی نشده‌اند. از انواع تخریب‌های فیزیکی که در صحراها انجام می‌گیرد، می‌توان عمل نیروی ثقل (گرانشی) ، انرژی باد و تغییرات درجه حرارت را نام برد که از جمله عوامل موثر در تخریب مکانیکی می‌باشند. تغییرات درجه حرارت سبب انبساط و انقباض سنگ‌ها شده و باعث تخریب آنها می‌گردد. عدم وجود پوشش گیاهی در صحراها موجب می‌شود که مواد حاصل از تخریب بوسیله باد به سهولت جابجا و پراکنده شود.

آبها در صحرا
مقدار آبهای جاری در صحراها بسیار کم است ولی بارانهای اتفاقی اغلب بصورترگبار نازل می‌شود. در نواحی خشک به علت کمی پوشش گیاهی مقدار آبی که در سطح زمین جریان می‌یابد نسبت به مناطق دیگر با پوشش گیاهی زیاد با باران مشابه خیلی بیشتر است و در نتیجه هر چند که مقدار این آبها نیز کم باشد در تخریب ، حمل و نقل و رسوبگذاری در صحراها نقش مهمی دارد.
در صحراها ممکن است رودخانه‌های کمی جاری می‌باشند که از نقاط مرطوب منشا گرفته و از صحراها عبور می‌کنند، ولی اکثر این رودخانه‌ها به حوضه‌های داخلی ریخته و وارد دریا نمی‌شوند.

عمل باد در صحراها
گرچه باد از نظر فرسایش از آب به مراتب دارای اهمیت کمتری می‌باشد. ولی نقش مهمی را در فرسایش صحراها به عهده دارد. در مناطق خشک که رسوبات تخریبی و سست توسط هیچ پوشش گیاهی محافظت نمی‌شوند. بادها به آسانی مواد را از جایی برداشته و در جایی دیگر انباشته می‌سازند. در نتیجه باد علاوه بر عمل حمل و نقل ، عمل تخریب و رسوبگذاری را نیز انجام می‌دهد.

حمل مواد بوسیله باد

باد قادر است ذرات موجود در سطح زمین را برداشته و با خود تا مسافتی حمل نماید. میزان حمل ، مقدار جابجایی و سرعت ته نشست مواد بستگی مستقیم به قدرت (سرعت) باد و قطر ذرات دارد. یعنی هرچه سرعت باد بیشتر باشد می‌تواند ذرات را به ارتفاع بیشتر و به فاصله دورتر ببرد و همچنین دانه‌های درشت‌تری را با خود حمل کند. برای به حرکت در آوردن ذرات خشک سرعت کمتری لازم است تا ذرات مرطوب. بنابراین در صحراهای خشک به علت نبودن رطوبت و پوشش گیاهی حمل مواد بوسیله باد خیلی بهتر و سریعتر انجام می‌گیرد. سرعت باد با نزدیک شدن به سطح زمین (در اثر ایجاد اصطکاک) کم گشته ولی با دور شدن از سطح زمین به میزان سرعت آن افزوده می‌شود.

نحوه حمل مواد توسط باد
حمل مواد به وسیله باد نسبت به وزن دانه‌ها به سه طرزیق انجام می‌گیرد :



حرکت معلق برای ذرات خیلی ریز

ذرات خیلی ریز ماسه ، سیلت‌های دانه‌ریز ، گرد و غبار و خاکسترهای آتشفشانی چون بسیار سبک می‌باشند. حتی بوسیله بادهای خیلی ملایم به آسانی به هوا بلند شده و مدت‌ها در هوا به حالت معلق باقی می‌مانند. بطور کلی در شرایط عادی ذرات با قطر کوچکتر از 0.03 میلیمتر که در روی سطح زمین قرار گرفته‌اند می‌توانند بوسیله باد به هوا بلند شوند. این ذرات ممکن است صدها متر از سطح زمین بلند شده و همچنین کیلومترها جابجا شوند.


حرکت جهشی برای ذرات متوسط

باد به تنهایی نمی‌تواند ذرات متوسط را از جا بلند کند بلکه بر اثر برخورد ذرات ماسه با یکدیگر به هوا پرتاب می‌شوند که به این نوع حرکت جهشی می‌گویند. وقتی سرعت باد به حد معینی برسد ذرات ماسه شروع به چرخش و غلطیدن به سمت جلو می‌کنند که ممکن است در اثر برخورد با ذرات دیگر باعث حرکت و یا پرتاب آنها به هوا شوند. وقتی ذره‌ای به هوا بلند می‌شود تحت تاثیر دو نیروی نیروی گرانشی و نیروی سرعت باد ، قرار می‌گیرد. ذرات در اثر نیروی ثقل به زمین بر می‌گردند ولی در اثر نیروی باد بجلو رانده می‌شوند.


حرکت چرخشی برای ذرات درشت

ذراتی که درشت‌تر هستند اغلب به سبب وزن و درشی از جا کنده نشده و در هوا پراکنده نمی‌شوند بلکه وقتی سرعت باد به‌حد کافی برسد با چرخش و یا غلطیدن به سمت جلو حرکت می‌کنند. این عمل چرخش را Reptation می‌گویند.
فرسایش بوسیله باد
عمل فرسایش باد به دو صورت انجام می‌گیرد. : Deflation (بادکند) و Abrasion (بادساب) .

بادکند Deflation
حمل و نقل ذرات توسط باد را Deflation می‌گویند. باد قادر است ذرات ریز و کوچک موجود در سطح زمین را بخصوص در مناطقی که فاقد پوشش گیاهی و رطوبت زیاد است به آسانی از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل کند و ممکن است این عمل سبب کنده شدن سطح زمین و بوجود آمدن گودی‌هایی می‌شود که گاهی ممکن است تا صد متر عمق داشته باشند.

سنگ فرش بیابان
در مناطقی که ذرات درشت و ریز وجود داشته باشد باد سبب جابجا شدن ذرات ریزتر و سبکتر شده و قطعات بزرگتر سنگ‌ها بر جای باقی می‌مانند که بعد از گذشت زمان سنگ‌های درشت‌تر باقی مانده و منظره فرشی به خود می‌گیرند که اصطلاحا به آن سنگ‌فرش بیابان و یا Hamade می‌گویند.

یاردانگ
باد در مناطق صحرایی مخصوصا در زمین‌های سست و نرم موجب تشکیل شیارهای طولی و طویل می‌گردد که یاردانگ نامیده می‌شود. این نوع شیارها در جنوب دشت لوت دیده می‌شود.

بادساب Abrasion
موادی که بوسیله باد حمل می‌شوند در اثر برخورد با یکدیگر سایش پیدا می‌کنند. این عمل ساییدگی که بوسیله باد انجام می‌گیرد را Abration می‌نامند. البته عمل ساییدگی بدون Deflation امکان پذیر نیست. چون در اثر حمل مواد است که ساییدگی و یا خراش بوجود می‌آید. ذرات یا دانه‌های ماسه‌ای که بوسیله باد حمل می‌شوند، بدلیل سختی که دارند وسایل بسیار مناسبی برای سایش سنگ‌ها ، ساختمان‌ها ، دیوارها و ... می‌باشند.

سنگ‌های بادساب (ventifact)
سنگ‌ها و قلوه‌سنگهایی که یک سطح آنها در اثر باد صیقلی و صاف شده است در اثر تغییر جهت باد و یا چرخش سنگ‌ها در محل اولیه خود چند سطح صاف در آنها ایجاد گردد به چنین سنگ‌هایی که به‌ علت سایش باد بوجود آمده‌اند سنگ‌های بادساب یا ventifact می‌گویند.

فرسایش لانه‌زنبوری

برخورد مداوم بادهای قوی و دائمی که ذرات ماسه همراه دارند بر روی صخره‌ها و یا سنگ‌هایی که در سطح زمین بخصوص در نقاط خشک و نیمه خشک قرار دارند باعث می‌گردد که بتدریج این سنگ‌ها فرسایش حاصل کنند و نوعی فرسایش لانه‌زنبوری از خود نشان دهند.

تخت دیو
گاهی باد مواد نرمی را که در زیر تخته سنگ‌ها قرار گرفته‌اند تخریب نموده و با خود حمل می‌کنند‌ و در نتیجه پدیده قارچ مانندی بوجود می‌آید که اصطلاحا به آن تخت دیو می‌گویند.

ادامه نوشته

روش آزمون خاک در تعيين نياز کودي گياه

آزمون خاک یکی از شناخته شده‌ترین و دقیق‌ترین روش‌های تعیین نیاز کودی گیاهان است و قدمت طولانی دارد. معمولاً قبل از کشت هر نوع گیاهی، از خاک مزرعه در آزمایشگاه نمونه‌برداری می‌کنیم.

مقدمه
در این مقاله بحث روش آزمون خاک را بیان می کنیم.
آزمون خاک یکی از شناخته شده‌ترین و دقیق‌ترین روش‌های تعیین نیاز کودی گیاهان است و قدمت طولانی دارد. معمولاً قبل از کشت هر نوع گیاهی، از خاک مزرعه در آزمایشگاه نمونه‌برداری می‌کنیم. سپس با تجزیه شیمیایی خاک، نتایجی کسب و بر اساس آن قضاوت می‌کنیم.


مراحل آزمون خاک
آزمون خاک دارای چهار مرحله اساسی است که به شرح ذیل آمده است :

1– نمونه‌برداری؛
2– تجزیه شیمیایی؛
3– تفسیر نتایج؛
4– توصیه کودی.


نمونه‌برداری
مرحله نمونه‌برداری یکی از مراحل مهم و حساس آزمون خاک بوده، بطوریکه دقت و صحت نتایج آزمون خاک تا حدود زیادی وابسته به مرحله نمونه‌برداری است. به عبارت دیگر با تهیه یک نمونه‌ی درست، به نتایج خوبی از آزمایش خاک می‌رسیم. برای بدست آوردن یک نمونه‌ی درست و واقعی نکاتی را در نمونه‌برداری باید رعایت کرد.


نکات مهم در نمونه‌برداری
- خاک با ماده خاصی آلودگی نداشته باشد؛
- نمونه از محلی برداشت شود که معرف کل منطقه باشد؛
- عمق نمونه‌برداری بسته به نوع گیاه فرق می‌کند؛
- برای هر نمونه، اطلاعات مورد لزوم یادداشت شود؛
- نمونه‌ها باید در هوای آزاد خشک شوند.
1- معمولاً در مزرعه‌ها و باغ‌ها محلی برای جمع‌آوری کود حیوانی در نظر می‌گیرند که نیاید نمونه‌برداری از آنجا صورت گیرد.

2- نمونه باید از محلی برداشت شود که معرف کل منطقه باشد. نمونه باید حتی‌المقدور بصورت نمونه مرکب تهیه شود. به عبارت دیگر از چند منطقه زمین نمونه تهیه شود و پس از اینکه نمونه‌ها با هم مخلوط شدند از مجموع آن‌ها یک نمونه برای آزمایشگاه آماده شود.

3- عمق نمونه‌برداری بسته به نوع گیاه و محصول کشت شده دارد. چنانچه ریشه گیاه سطحی باشد گرفتن نمونه از عمق ۰ تا ۳۰ سانتیمتر یا ۰ تا ۲۵ سانتیمتر کفایت می‌کند. اما در خصوص درخت یا درختچه‌ها که ریشه عمیقی دارند، باید از خاک تحت‌الارض نمونه برداشت. نمونه‌برداری یک بار به عمق ۰ تا ۳۰ سانتیمتر و بار دیگر به عمق ۳۰ تا ۶۰ سانتیمتر انجام می‌گیرد.

4- باید زمان نمونه‌برداری، محل نمونه‌برداری، تاریخ نمونه‌برداری و نام شخص نمونه‌بردار یادداشت شود.

5- قبل از آوردن نمونه‌ها به آزمایشگاه، باید در هوای آزاد روی یک مقوا پهن و خشک شوند و به این اصطلاحاً خاک هوا خشک می‌گویند. سپس نمونه‌ها را برای آزمایشگاه می‌برند در آنجا یکسری اطلاعات اولیه از باغدار گرفته می‌شود. مثلاً در فرم‌های مخصوص، اطلاعاتی مانند نام نمونه ‌بردار، نام باغدار مزرعه، نام ده یا شهر، تاریخ نمونه‌برداری، محل دقیق نمونه‌ برداری و خصوصیت آب آبیاری (چاه، منبع آب یا ...)، نوع محصول کشت شده یادداشت می‌شود. مشکالاتی که باعث شده است که باغدار یا تولید کننده، نمونه را برای آزمایش بیاورد نیز یادداشت می‌شود. اینکه آیا علائم گفته شده روی گیاه هم مشاهده می‌شود؟ و همچنین تاریخچه مصرف کود، نوع کود و زمان مصرف آن نیز از جمله اطلاعاتی می‌باشد که باید از باغدار پرسیده و یادداشت شوند.

تجزیه شیمیایی
بعد از اینکه فرم با کمک زارع تکمیل شد و نمونه تحویل گرفته شد نمونه را کوبیده و از الک دو میلی‌متری عبور داده و آن را برای مرحله دوم یعنی تجزیه شیمیایی آماده می‌کنیم.
تجزیه شیمیایی باید بوسیله روش‌های استاندارد صورت بگیرد. یعنی برای اندازه گیری هر عنصر غذایی یک روش استاندارد و شناخته شده وجود دارد مثلاً فسفر خاک را با روش اُلدسن و ازت را با روش کلدال یا عناصر کم مصرف را با روش DTPA اندازه گیری می‌کنند.


مرحله تفسیر نتایج
مرحله‌ی قضاوت روی اطلاعات بدست آمده است. تفسیر نتایج آزمون خاک به روش‌های مختلفی می‌تواند انجام بشود که عبارتند از:

1– غلظت بحرانی؛
2– حد کفایت عناصر غذایی

غلظت بحرانی حدی از غلظت عنصر غذایی است که بالاتر از آن گیاه نسبت به مصرف کود عکس‌العمل نشان نمی‌دهد ولی پائین تر از آن، گیاه نسبت به مصرف کود عکس‌العمل مثبت نشان می‌دهد.به عبارت دیگر، غلظت بحرانی، غلظتی است که در آن حداکثر ۹۰ تا %۹۵ عملکرد داشته باشیم. اگر غلظت از آن حد کمتر شود کاهش عملکرد و رشد مشاهده می‌شود. بعد از اینکه نتایج را تفسیر کردیم و یا داده‌ها به مقادیر کم، متوسط، خوب و زیاد طبقه‌بندی شدند به مرحله توصیه کودی می‌رسیم.


توصیه کودی
با استفاده از نتایج آزمون خاک توصیه کودی را انجام می‌دهیم. اگر فسفر قابل جذب خاک تجزیه شده، ۱۰ میلی‌گرم در کیلوگرم باشد بوسیله‌ی مصرف کود می‌توان 5 میلی‌گرم کمبود فسفر را جبران کرد (با توجه به اینکه غلظت مناسب عنصر فسفر برای مثلاً رشد گیاه پامچال PPM 15 یا 15 میلی‌گرم در کیلوگرم است).


مبنای توصیه کودی
- بدانیم چه مقدار عنصر در خاک داریم؛
- این عناصر چه مقدار باید باشند و؛
- ما به‌التفاوت آن از طریق مصرف کود تأمین می‌شود.

ادامه نوشته

رزينهاي سوپرجاذب

معرفی سوپرجاذبها و کاربرد آنها در کشاورزی



رزينهاي سوپرجاذب (سوپرآب) مواد اصلاح‌كننده جديدي هستند كه به تازگي كاربرد وسيعي پيدا كرده‌اند. اين هيدروژلها، پليمرهايي به شدت آبدوست‌اند كه ضمن برخورداري از سرعت و ظرفيت زياد جذب آب، به مثابه آب انبارهاي مينياتوري عمل كرده و در موقع نياز ريشه، به راحتي آب و مواد غذايي محلول در آب را در اختيارريشه گياه قرار مي‌دهند. مقدار آبي كه در خاك ذخيره مي‌شود به ظرفيت نگهداري رطوبت خاك نيز بستگي دارد.

پليمرهاي سوپر‌آب ضمن بالا بردن ظرفيت نگهداري آب در خاكهاي سبك مي‌توانند مشكل نفوذناپذيري خاكهاي سنگين و مشكل شسته شوی سريع كودها وآلودگي آبهاي زيرزميني را نيز برطرف می سازد. اين سوپرجاذبها از آنجاكه با جذب سريع آب به ميزان صدها برابر وزن خود به ژلي با دوام زياد تبديل مي‌شوند، در كشاورزي و باغباني، جنگلكاري، فضاي سبز و نيز در تثبيت بيولوژيكي شنهاي روان، كنترل فرسايش خاك و كويرزدايي از جايگاه ويژه‌اي در دنيا برخوردارشده‌اند.

با اينكه سوپرآب، تحت فشار هم قادر به نگهداري آب جذب كرده خود است، به‌محض نياز ريشه، آب را به سهولت در اختيار آن قرار مي‌دهد. سوپرآب با جذب سريع آب و حفظ آن، بازده جذب آب ناشي از بارندگيهاي پراكنده را بالا برده و در صورت آبياري خاك، فواصل آبياري را نيز افزايش مي‌دهند. مقدار اين افزايش به شرايط فيزيكي خاك، آب و هواي منطقه و ميزان مصرف سوپرجاذب در خاك، بستگي دارد. استفاده از سوپرآب در كاشت نشاء و نهال، تنشهاي رطوبتي را از بين برده و به سازگاري نباتات كاشته شده با محيط كمك مي‌نمايد.

با توجه به pH نزديك به خنثاي سوپرآب كه بين 6 تا 7 است، اثر سوء بر خاك نداشته و هيچگونه سميتي نيز ندارد. اين سوپرجاذبها پس از 3 تا 5 سال، بسته به نوع آن و تركيب خاك، توسط ميكروارگانيسمها تخريب مي‌شوند و لذا آلودگي زيست‌محيطي ايجاد نمي‌كنند. علاوه بر نگهداري آب، سوپرآب به علت تغيير حجم مداوم (انبساط به هنگام تورم و انقباض به هنگام از دست دادن آب) ميزان هوا را در خاك افزايش مي‌دهد. از مزاياي سوپرآب مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

1- استفاده بهينه از آب (تا 50 درصد صرفه‌جويي درمصرف آب كشاورزي)

2- استفاده بهينه از كود و سموم شيميايي و پيشگيري از آلودگي آبهاي زيرزميني

3- جلوگيري از تنش‌هاي ناشي از نوسانات رطوبتي

4- امكان كشت در مناطق بياباني و كمك به بيابان‌زدايي و تثبيت شنهاي روان

5- امكان كشت در سطوح شيب‌دار

پرورش و انتقال نهال با تلفات کم -6

7-بسترهای کشت قارچ ، هیدروپونیک . بسیاری موارد دیگر

تغذیه گیاهی در یک نگاه

عناصر پر مصرف
ازت
علائم کمبود: رنگ پریدگی برگها است. برگها معمولا" رنگ روشن ، سبز مایل به زرد و زرد روشن پیدا می کنند و این به علت عدم تشکیل کلروفیل است. در اواخر رشد رنگ زرد ، قرمز و بنفش مایل به قرمز مشاهده می شود که در نتیجه تشکیل رنگ آنتوسیانین است. در کمبود ازت همچنین برگها کوچک، ساقه و شاخه ها لاغر هستند و معمولا" با زاویه کوچکی نسبت به ساقه اصلی می ایستند. شاخه های جانبی معمولا" کم تشکیل می شود. زردی رنگ برگ زیرین زودتر ظاهر می شود.در گیاه بین3تا5% وجود دارد.
علائم زیادی: افزایش نیتروژن باعث تولید گیاه پر آب و ضخیم و در نتیجه تغییر رنگ شاخ و برگ به رنگ سبز تیره می شود. همچنین گیاه نسبت به بیماریها و آفات حساسیت زیادی پیدا می کند.افزایش نیتروژن در محصولات میوه ای باعث آسیب شکوفه و گل می شود و کیفیت محصول را کاهش می دهد.
افزایش غلضت نیترات باعث کاهش تعداد تارهای کشنده ریشه نیز می شود. اگر منبع اصلی تامین نیتروژن آمونیوم با شد می تواند گیاه را مسموم کند. آثار این مسمومیت در ساقه و برگها توسعه پیدا می کندو همچنین بافت های آوندی خراب می شوند. آمونیوم مانع از عملکرد کلسیم، که برای نگهداری دیواره سلولی لازم است می شود در نتیجه گیاه پژمرده می شود. اگر شاخه های مبتلا شده را از وسط ستون ریشه ای ببریم یک محیط سیاه و فاسد از بافت پیوندی را مشاهده می کنیم. شکل قابل جذبNH4+ و NO3-
به طور کلی 98 درصد نیتروژن با روش جريان انبوه يا حرکت توده‌اي Mass Flowجذب گیاه میشود.( در پایان همین تاپیک توضیحات این شکل جذب داده شده)


فسفر:
میزان فسفر در گیاهان از 0/2تا 0/5 درصد در ماده خشک تغییر می کند.
علائم کمبود: اولین علامت کمبود در رشد دیده می شود و سپس برگهای پیرتر به رنگ زرشکی سیر(ارغوانی) تبدیل می شوند.
علائم زیادی: اگر از 1% در ماده خشک بیشتر باشد باعث مسمومیت فسفر می شود. مسمومیت فسفر بر روی سایر عناصر مانند آهن، منگنز و روی تاثیر می گذارد. فسفر به عنوان یون اورتو فسفات اولیه(¯H2po4) جذب می شود اما وقتیPH خاک زیاد شود جذب آن به صورت اورتوفسفات ثانویه (¯ ¯Hpo4) افزایش می یابد.
فسفر غالبا به روش انتشار يا پخشيدگي Diffusion جذب گیاه میشود(در انتهای همین تاپیک توضیحاتی د راین خصوص ارائه میشه)

پتاسیم:
میزان پتاسیم در گیاه 1/25 تا 3 درصد در ماده خشک تغییر می کند.
علائم کمبود: کاهش رشد و کلورز حاشیه ای. علائم کمبود پتاسیم مانند سوختگی برگ است به صورتی که در کنار برگها بیشتر است. گیاه، پتاسیم مورد نیاز خود را به‌صورت K+ از محلول خاک دریافت مى‌کند
پتاسیم غالبا به روش انتشار يا پخشيدگي Diffusion، جريان انبوه يا حرکت توده‌اي Mass Flow و نیز انتقال فعال جذب گیاه میشود(در این خصوص در انتهای تاپیک توضیحاتی ارائه شده)

ادامه نوشته

رژیم های حرارتی خاک

1-پرژلیک:درجه حرارت براساس سانتیگراد کمتر از صفر درجه
2-کرائیک: درجه حرارت 0-8
3-مزیک: درجه حرارت 5-15
4-ترمیک:درجه حرارت 15-22
5-هایپر ترمیک:درجه حرارت بیشتر از 22درجه سانتیگراد

اجزای تشکيل دهنده خاک

خاک که پدوسفر ناميدهمی‌شود، می‌تواند به صورت يک مخزن شيميايی در سطح زمين درنظرگرفته شود که از برهم کنش‌هایچهارمخزن شيميايی بزرگ تشکيل شده و به وسيله انرژی خورشيدی قدرت لازم را اخذ می‌نمايد،خاک از زمانی که زندگی بر روی کره زمين شروع شده از گياهان و حيوانات حمايت نموده است.خاک از سه حالت فيزيکی ماده يعنی جامد، مايع و گاز تشکيل شده است. تقريباً نصف حجمخاک بخش جامد، و نصف ديگر از آب و هوا تشکيل شده است. مقدار هوای خاک به مقدار آب بستگیدارد، در مقدار آب بهينه برای رشد اکثر گياهان، آب و هوا ممکن است هر کدام به ترتيبدر حدود 30 و 20 درصد از حجم خاک را اشغال کرده باشند. عمليات خاک ورزی می تواند نسبتآب و گازها در خاک سطحی را تحت تأثير قرار دهد. درخاکهای غرقابی شاليزار، اکسيژن فقطبه صورت محلول در آب خاک وجود دارد.
95 درصد يا بيشتر فاز جامد خاک را مواد معدنیو 5 درصد يا کمتر را مواد آلی تشکيل می دهد، مع‌ذلک در مناطق معتدل و سردتر جهان موادآلیخاک ممکن است بين 5 تا 10 درصد يا حتی بيشتر فاز جامد را تشکيل دهد، درحاليکه در مناطقگرمسيری و نيمه گرمسيری مقدار موادآلی خاک کمتر از 5 درصد است. بنابراين نسبت موادآلیو معدنی به طور قابل توجهی از خاکی به خاک ديگر متفاوت بوده و به خصوصيات اقليم منطقهبستگی دارد.
1- موادآلی خاک :
موادآلی خاک از پسماندهای گياهی وحيوانی منشأ می گيرد که معمولاً در مراحل مختلف تجزيه يعنی از موادتازه اضافه شده تا هوموس کاملاً تجزيه شده هستند. بعداً با جزئيات بيشتر در مورد موادآلی خاک بحث خواهد شد. مواد آلی خاک تعدادی از خصوصيات فيزيکی و شيميايی خاک را مهارمی کند. موادآلی، ظرفيت نگهداری آب خاک را افزايش داده و منبع چند عنصر ضروری مخصوصاًنيتروژن، گوگرد و فسفر برای گياه همچنين فراهم کننده انرژی برای ميکروارگانيسم هایخاک می باشند.
2- آب خاک:
پايداری کشاورزیيک کشور يا يک منطقه بستگی زيادی به چگونگی مديريت آبهای سطحی و زيرزمينی دارد. آببه داخل منافذ بين ذرات خاک نفوذ می کند و با شدتهای مختلف نگه داشته می‌شود. مقدارآب خاک را می توان به وسيله کاهش وزن خاک بر اثر خشک کردن به طور مستقيم، يا با استفادهاز تانسيومتر، بلوکهای گچی يا نايلونی روش پخش نوترونی و TDR)Time- domainre flectance) اندازه‌گيری نمود. مکش آب خاک با کاهش مقدار آب افزايش می يابد. مکش آبخاک در هر لحظه از زمان، حرکت آب در خاک و جذب آن توسط گياه را کنترل می کند. وقتیکه مکش آب بين 0.01 تا 0.03مگاپاسکال (يک مگاپاسکال(MPa) برابر 10 اتمسفر می باشد) باشد، آب در اثرنيروی جاذبه به لايه های پايينی حرکت می کند. وقتی که مکش آب خاک به 1.5 مگاپاسکاليا بيشتر برسد نيروی چسبندگی به قدری زياد است که ريشه های گياهان بسختی می تواننداز آب خاک استفاده کنند. تقريباً در اين مکش بيشتر گياهان به طور دائم پژمرده شده ورشدشان متوقف می گردد. آب خاک بين 0.01 تا 1.5 مگاپاسکال به عنوان آب قابل دسترس برایگياه در نظر گرفته می شود.
علاوه بر ضرورت آببراي هر حياتی، آب خاک ناقل عناصر غذايی برای گياهان هست. تمام عناصر بعد از محلولشدن توسط ريشه گياه قابل جذب می شوند. بنابراين مديريت آب خاک بخش مهمی از مديريت حاصلخيزیخاک را تشکيل می دهد.
3- هوای خاک :
مقدار و ترکيب هوایخاک به وسيله روابط آب - خاک تعيين می شود. هوای خاک از هوای آتمسفر از چند نظر متفاوتاست. هوای خاک رطوبت بيشتری دارد و غلظت دی‌اکسيدکربن آن چند صد برابر غلظت آن در آتمسفرمی باشد. در نتيجه مقدار اکسيژن در هوای خاک به طور قابل توجهی کاهش پيدا می کند وممکن است 10 تا 12 درصد يا کمتر از آن در مقايسه با 21 درصد در آتمسفر باشد. هوای خاکبه طور عمده از طريق پخشيدگی در ميان منافذ خاک حرکت می‌کند، شدت پخش شدن در منافذپر از هوا چندين برابر بيشتر از شدت آن در منافذ پر از آب می باشد.
به دليل وجود منافذدر بين ذرات خاک، خاکها دو نوع وزن مخصوص ظاهری و حقيقی دارند وزن مخصوص ظاهری، نسبتوزن به واحد حجم خاک تعريف می شود. اين حجم شامل فاز جامد و هم منافذ بين آنها می باشد.وزن مخصوص حقيقی يا وزن مخصوص ذرات خاک نسبت وزن به واحد حجم ذرات خاک می باشد. رابطهبين وزن مخصوص ظاهری (BD) وزن مخصوص ذرات (PD) و حجم خلل و فرج در خاک به صورت زير بيانمی شود.
  100 (BD/PD - 1)   =درصد حجم منافذ يا تخلخل
در بيشتر خاکهایمعدنی وزن مخصوص حقيقی به طور طبيعی در حدود 2.6 مگاگرم در متر مکعب يعنی دو برابروزن مخصوص ظاهری می باشد. وزن مخصوص ظاهری در خاکها معمولاً در محدوده 1.8-1 مگاگرمدر متر مکعب متغير است ولی درخاکهای فشرده امکان دارد به 2 مگاگرم در متر مکعب نيزبرسد در خاکهای با وزن مخصوص ظاهری کمتر، کار و مديريت آسان تر می باشد. افزايش کودهایحيوانی و بقايای گياهان زراعی برای چند سال می تواند وزن مخصوص ظاهری را کاهش دهد.
4- مواد معدنی خاک:
اکسيژن و سيليسيمبخش اعظم مواد معدنی خاک را تشکيل می دهند 90 درصد از حجم ذرات خاک از اکسيژن تشکيلشده و اتم اکسيژن به صورت هگزاگونال (هر اتم اکسيژن با 6 اتم اکسيژن مجاور تماس دارد)ديده می شود. عناصر ديگر مانند Si، Alو Fe حفرههای موجود در بين اتم های اکسيژن را پر می کنند. موقعيت اين يون ها بستگی به شعاع يونیآنها و نسبت شعاع يونی اين يون ها به اکسيژن دارد که اين نسبت عدد کئورديناسيون راتعيين می کند.

انواع کودهای مورد استفاده در کشاورزی

هر نوع موادی که جهت تقویت خاک و بالا بردن حاصلخیزی آن که چه از نظر کیفی و چه از نظر کمی باعث افزایش عملکرد محصول می شود کود گفته می شود.
کودها به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتند از کودهای شیمیایی ، کود آلی و کود بیولوژیک.
کودهای شیمیایی:
تاریخچه:
تولید این نوع کودها، در کشاورزی و ازدیاد تولید محصولات زراعی انقلابی را به وجود آورد. طی مرور زمان تولید این کودها رو به فزونی گذاشته و از آنجا که علاوه بر این که این کود ها باعث ازدیاد محصول می‌گردد باید این را هم در نظر داشت که، این کودها صدمات زیادی را به خاک، موجودات زنده و اکوسیستم وارد می‌نمایند.
ترکیب شیمیایی و درصد خلوص کودهای مختلف حاوی یک عنصر، بسیار متفاوتند. این تفاوتها بر مورد مصرف، نحوه پخش، زمان کوددهی و اثر بخشی کودها تاثیر بسیار مهمی دارند. بنابراین شناخت کافی از انواع کودهای شیمیائی قبل از انتخاب و یا مصرف آنها ضرورت دارد.
کودهای شیمیایی به دو دسته که برخی جزء عناصر پر مصرف گیاه یا ماکرو المنت و برخی نیز جز عناصر کم مصرف گیاه ( میکرو المنت ) میباشد تقسیم می شود.
عناصر پر مصرف (ماکرو) شامل: ازت - فسفر - پتاس - کلسیم - منیزیم
عناصر کم مصرف (میکرو) شامل : آهن - روی - منگنز - مس - بور
کود های شیمیایی بر اساس نوع عنصر تقسیم بندی می کنند. به عنوان مثال کودهای ازتی، فسفری و پتاسیمی دارای یک یا دو عنصر هستند .اگر یک کود همه عناصر را با هم و به نسبت متناسب داشته باشد اصطلاحاً کود کامل نامیده می شود.
کودهای شیمیایی در کارخانجات کود سازی تهیه می شوند. اساس تولید کودهای شیمیایی واکنش زیر است:
واکنش هابر _ بوش N2+3H2 ______________ 2 NH3
N2 از هوا و H2 از گاز متان و CH4 تأمین می شود. یعنی N2+3H2 در حضور دما و فشار کاتالیزور مناسب تبدیل به 2NH3 (مولکول) می شود.
آمونیاکی که طی این واکنش تولید می شود یک کود ازت است. کود ازته با ٨٢ درصد نیتروژن یا ازت در خیلی از کشورها مستقیماً به عنوان کود در خاک تزریق می شود و در ایران امکانات برای مصرف آن کم است. آمونیاک به عنوان ماده اولیه می تواند برای تولید سایر کودهای ازته مورد استفاده قرار گیرد.
اگر NH3 را با مولکول 3o2 ترکیب کنیم کود اوره تولید می شود که از پر مصرف ترین کودهای شیمیایی است.
اگر NH3 را با H2SO4 ترکیب کنیم کود فسفات آمونیوم تولید می شود که از بهترین کودها برای شرایط خاک های قلیایی است، یعنی کودی است دارای خاصیت اسیدی و بسیار مطلوب و مناسب برای شرایط خاک ایران.

ادامه نوشته

اندازه ­گیری میزان عناصرسنگین در گیاه

جهت اندازه ­گیری عناصرسنگین نمونه­ ها را به مدت ۴۸ ساعت در داخل آون در دمای 65 درجه­ی سانتی­گراد قرار می­دهیم تا نمونه ­ها به وزن ثابت برسند. پس از خشک­ شدن در هاون پودر می­کنیم و از الک 5/0 میلی­متری عبور می­دهیم.
دو گرم از هر نمونه خشک شده ریشه و یا ساقه توزین و به لوله‌های شیشه ای انتقال داده خواهدشد. پنج میلی­لیتر اسید نیتریک غلیظ (65%) به آن اضافه می­شود و به مدت دو ساعت در دمای 110 درجه سانتی­گراد با استفاده از بلوک‌های حرارتی هضم خواهدگردید.
بلوک‌های حرارتی مورد استفاده شرایطی را فراهم می‌آورد که انتهای لوله‌های شیشه ای مورد استفاده مسدود بوده و با عبورآب، گازهای خروجی از لوله‌ها تحت تاثیر فرآیند میعان به شکل مایع به سیستم برگشته و امکان خروج از آن را نداشته باشند.
پس از گذشت زمان مورد نظر و سردشدن لوله‌ها، یک میلی­لیتر آب اکسیژنه (30%) به هر لوله اضافه خواهدگردید و به مدت یک ساعت در دمای 110 درجه سانتی­گراد حرارت داده خواهدشد. پس از این زمان و سردشدن مجدد، نمونه با آب مقطر به حجم 50 میلی­لیتر رسانده خواهد شد.
غلظت فلزات سنگین درعصاره رابا استفاده ازدستگاه جذب اتمی اندازه­گیری می­نماییم.

شوری و شوره زار ها

شرایط آب و هواییعوامل موثر شرایط آب و هوایی، درجه حرارت ، باران سالانه و وجود بادهای خشک و گرم است. معمولا درجه حرارت بالا و رطوبت کم محیط ، سبب کم شدن رطوبت نسبی هوا می گردد و تبخیر را بالا می برد، در نتیجه نمک از اعماق به سطح بالا می آید. این کیفیت در آب و هوای گرم خشک جهان مثل جنوب ایران، از جمله خوزستان حکم فرماست. پراکندگی انواع نمک از لحاظ آب و هوایی و غلظت املاح : - حوزه های نمکی در طبیعت، انواع مختلف نمک شاخص در مناطق مختلف، متفاوتند. برای مثال نمک های قلیایی مثل سودا، در مناطق بسیار کویری، نادر و اما در مناطق استپی علقزار زیاد است یا نمک های نیترات سدیم و پتاسیم در استپی نبوده اما در کویر به مقدار زیاد دیده شده اند. از این نظر حوزه های نمکی به انواع زیر تقسیم می شوند : 1- حوزه کلروری مخصوص مناطق به شدت کویری بوده و نمک های آب زیرزمینی و خاک این منطقه در هیچ یک از مناطق آب و هوایی دیگر نیست و نک های آن کلرورسدیم، کلرورکلسیم، کلرور منیزیم و نمک های محلول نیترات می باشند. 2- حوزه سولفات – کلروری مخصوص آب و هوایی است که از لحاظ گرما می تواند بسیار گرم باشد اما از لحاظ خشکی کمی ملایم تر یا درجه رطوبت آن بیشتر از حوزه کلروری است و مناطق کویری تا حد نیمه کویر را در بر می گیرد. شور شدن زمین ها در اثر عملیات کشاورزی رایج است.3- حوزه کلرور – سولفاتی مناطق استپ خشک را در بر می گیرد و دارای باران سالانه بیشتری است.4- حوزه سولفات – کربناتی در این حوزه ، کربنات سدیم و بی کربنات سدیم از سایر نمک ها بیشتر است. این حوزه شامل استپ علفی تا استپ جنگلی است . میزان باران سالانه بالا و تبخیر تابستانه نیز کافی می باشد. این حوزه در ایران به منطقه شمال شرق کشور ( ترکمن صحرا تا گرگان ) محدود می شود. آبی که دارای شوری سولفاتی باشد مسلما ً در همان غلظت با شوری کلروری قابل استفاده تر و برای گیاه بی ضررتر است یا زمینی که دارای شوری از نوع کروری باشد ، سریع تر قابل شستشو است و می توان حتی در زمستان چنین خاکی را شستشو داده، نمک کلرور را دفع کرد ولی برای نمک سولفات سدیم به آسانی مقدور نیست.دینامیک نمک در آب های زیرزمینی نمکی که در آب زیرزمینی یک محل مشاهده می شود، ترکیبات و غلظت آن نتیجه یک سری تغییر و تحولاتی است که از منشا خود تا این نقطه دیده است. آب زیر زمینی از سرچشمه خود تا نقاط دور دست به سنگ های مختلف با ترکیبات متفاوت یا از لابه لای رسوباتی با خواص شیمیایی مختلف و بالاخره در مسیری با موقعیت ژئومورفولوژی و حتی میکروکلیمای متغیر برخورد می نماید. این ها همه عواملی هستند که غلظت املاح و ترکیبات آن را به صورتی که ما در محل مشاهده می کنیم ، در می آورند.شور شدن ثانوی خاک مسئله شور شدن خاک ها به لحاظ فعالیت های کشاورزی مشکل بزرگی است که بشر در طول تاریخ با آن مواجه می باشد. مناطق وسیعی که امروزه به صورت کویر و نیمه کویر وجود دارند، روزگاری از حاصلخیزترین زمین ها در تمدن بشر بوده اند و یکی از مهمترین دلیل قهقرایی آن ها را باید در استعمال روش های غلط کشاورزی جویا شد. عواملی که باعث شور شدن ثانوی خاک می شوندمهمترین آن ها به قرار زیر است:آب های زیر زمینی : دراثر آبیاری مداوم و بی رویه ، سطح آب زیر زمینی بالا آمده که در این صورت به تدریج با تبخیر آب زیرزمینی نمک محلول در قشر سطحی خاک جمع می شوند. در مناطق خشک یعنی جایی که تسلط حرکت آب در قسمت اعظم از طول سال از پایین به بالاست و مقدار تبخیر بالاتر از میزان بارندگی سالانه می باشد.لایه های حامل نمکافق های محتوی نمک که در عمق پروفیل خاک مدفونند ، با حمل نمک محلول خود به وسیله رطوبت کاپیلاری به قشر سطحی، باعث شوری خاک می شوند. با شروع عملیات آبیاری ممتد به مرور رطوبت به اعماق پروفیل خاک نفوذ کرده و با برخورد به لایه حامل نمک، آن را اشباع و نمک های محلول را با خود حمل می کند. از آن جایی که در چنین محیطی، تبخیر بر باران سالانه تفوق دارد ، رطوبت محتوی نمک لایه حامل نمک دوباره بهعمق شخم برگشت کرده و بعد از تبیخیر، نمک محلول رسوب و بالاخره در آنجا انباشته می شود. آب آبیاریعامل سومی که باعث شوری خاک می شود آب خود آبیاری است. در صورت عدم شستشو با آبیاری سالانه 500 تا 1000 میلی متری آب کارون حدود 5/1 تا 3 تن نمک در هکتار در پروفیل خاک انباشته می شود.طبیعت شوری و ماندابی مهمترین عواملی که بر روی شور شدن و ماندابی شدن اثر می گذارد عبارتند از : خشکی آب و هوا ، ژئومورفولوژی ، توپوگرافی، هیدرولوژی ، خواص فیزیکوشیمیایی خاک و عملیات مدیریت آب و خاک.نوع نمک های یافت شده در آب زیرزمینی، در طول رودخانه متفاوت است، اساساً کربنات ها در قسمت ها بالایی ، سولفات ها در بخش مرکزی، و کلریدها که اغلب محلولترین نمک ها هستند در قسمت های پایین رودخانه وجود دارند . بدیهی است که در بخش های فوقانی رودخانه، مسئله ماندابی و شوری به علت زهکشی داخلی خوب و آبشوبی فعال اتفاق نمی افتد. در مناطق دلتا و اراضی پایین دست، خسارات ماندابی تحت شرایط خشک با وجود شوری، شدید شده است.عوامل موثر در خاک شور و قلیابا بالا رفتن میزان نمک محلول در خاک، فشار اسمزی بالا رفته و در نتیجه، جذب آب توسط ریشه مشکل می شود و مقاومت گیاه برای دادن محصول مقروند به صرفه ناچیز می گردد. معمولا فشار اسمزی محلول خاک در حالت عادی کمتر از 5 اتمسفر می باشد اما در خاک های شور می تواند تا 50 اتمسفر و در شوره زارهایی چون خوزستان تا 100 اتمسفر هم برسد، فشار اسمزی ای را که ریشه گیاه می تواند تحمل کند در خاک به طور متوسط تا 15 اتمسفر است.خواص فیزیکی نامساعد خاک خرابی ساختمان خاک در حالتی شروع می شود که میزان سدیم قابل تعویض از 15% مجموع کاتیون های قابل تعویض تجاوز کند. بعد از دفع یون سدیم از روی کلوئید خاک و جانشینی یون Ca2+و در نتیجه انعقاد کلوئید خاک، مرحله دیگری که تشکیل خاکدانه هاست که خاک از لحاظ زراعی به حالت کاملا عادی در می آید.

ادامه نوشته

آبیاری و کنترل شوری خاک

بیاری و کنترل شوری خاکدر مناطق خشک و نیمه خشک (و گاهی نیمه مرطوب)˛ مقدار و توزیع باران سالیانه نیاز آبی گیاهان را تامین نمی کند. برای ایجاد یک رویش مطلوب و تولید گیاهی بیشتر˛ آبیاری مصنوعی الزامی است. همین طور آبشویی با آبیاری اضافی˛ امری است که به منظور انحلال و انتقال نمک از افق تحت نفوذ ریشه گیاهان˛ به بخش زیرین خاک و یا زهاب ها و آب زیر زمینی صورت میگیرد.
چون تحریک املاح و شوری خاک˛ مستقیما با روش های مدیریت آب و آبیاری ارتباط دارد˛ هنگام بهره برداری از اراضی˛ لازم است بررسی های دقیق در این زمینه به عمل آید. هنگامیکه زمین ها˛ زیر کشت آبی قرار می گیرند˛ رعایت نکات زیر الزامی است:
1- شناسائی خواص شیمیایی خاک سطحی و زیرین و درجه شوری آن ها (تجزیه خاک).
2- مطالعه کیفیت و کمیت آب آبیاری قابل دسترس (آزمایش آب)
3- بررسی سطح ایستابی و غلظت آب زیرزمینی (آزمایش کیفی آب زیر زمینی و اطلاع از سطح سفره آب در فصل رویش).

4- مطالعه و شناخت وضع زهکشی لایه های سطحی و زیرین خاک
5- شناخت وضع اقلیمی منطقه (میزان و پراکندگی باران سالیانه˛ میانگین دما و اطلاع از وضع تبخیر سطحی).
6- انتخاب روش آبیاری مناسب
در غیر صورت مصرف مقادیر حساب نشده آب برای آبیاری˛ ممکن است به تدریج سطح ایستابی سفره آب زیر زمینی را کم کرده و انتقال نمک از راه تبخیر و صعود مویرگی را فراهم نماید.

ادامه نوشته

تعیین پتاسیم خاک بوسیله فیلم فوتومتری

پتاسیم جزء عناصر پر مصرف مورد نیاز گیاه می باشد . اندازه پتاسیم موجود در پوسته زمین به طور متوسط 1.9 درصد است . پتاسیم به صورت یون جذب گیاه می شود و در خاك و گیاه پویاست ، منتها درجه تحرك تركیبات حدواسط بین ازت و فسفر می باشد . معمولا مقدار پتاسیم قابل تبادل و محلول در خاك های آهكی برای محصولات زراعی مانند غلات كافی می باشد . پتاسیم جزء لاینفك اندام های گیاهی نبوده بلكه نقش آن عمدتا كاتالیزوری است .
پتاسیم به سه شكل كلی نسبتا غیر قابل جذب ، با قابلیت جذب كند و با قابلیت جذب سریع در خاك وجود دارد كه هر سه شكل یاد شده با یكدیگر در حالت تعادل می باشند . آن قسمت از پتاسیمی كه دارای قابلیت جذب سریع است در محلول خاك وجود داشته و گیاه براحتی از آن استفاده می كند . پتاسیم موجود در كانیهای اولیه آهسته ، ولی به طور مداوم به صورت قابل تبادل در می آید .
غلظت پتاسیم مورد نیاز گیاه به نوع گیاه و مرحله رشد آن بستگی دارد . غلظت بهینه پتاسیم در محلول خاك 20 تا 60 میلی گرم در هر كیلو گرم می باشد .
برای جدا سازی پتاسیم موجود در كانیهای رسی از یون آمونیوم به علت تشابه بالا با پتاسیم در شعاع یونی ، استفاده می شود . میزان پتاسیم پس از استخراج به كمك دستگاه فیلم فوتومتری یا شعله سنجی اندازه گیری می شود . اساس دستگاه به این صورت است كه این دستگاه برای اندازه گیری فلزات قلیائی خاكی مخصوصا Li,Na,K طراحی شده است . دلیل این موضوع نیز این است كه این فلزات در دماهای پائینتری تحریك می شوند و با گاز متان و شعله معمولی این عناصر تحریك و تولید نور می كنند . هر گاه به حرارت بیشتر از 2000 درجه نیاز باشد از گاز استیلن و هوا استفاده می شود . در این دستگاه نمونه ما توسط دستگاه مكیده می شود و به صورت پودر بسیار ریزی در شعله پاشیده می شود . فلزات قلیائی خاكی در شعله تحریك شده و الكترونهای آن به یك مدار بالاتر می رود . زمانیكه الكترونها به مدار اولیه خود باز می گردند انرژ‍ی حرارتی دریافت كرده را به صورت نور با طول موج معین پس می دهند كه این نور از وی‍ژگی های هر عنصر بوده و دارای طول موج مشخصی است كه هنگام سوختن آن عنصر تولید می شود . از آنجا كه عناصر متعددی در عصاره وجود دارند و همه این عناصر در شعله تولید نور می كنند و همچنین سوختن مواد آلی نیز می تواند باعث تولید نور در شعله بشود برای حذف نور های اضافه بجزء نور عنصر مورد اندازه گیری، سر راه نور های تولید شده یك ***** قرار می دهیم . این ***** كه مختص هر عنصر می باشد فقط اجازه می دهد كه طول موج ایجاد شده توسط نور آن عنصر از ***** عبور نماید و سایر نور ها بلوكه می شود . نوری كه توسط هر عنصر در شعله ایجاد می شود به غلظت آن عنصر در شعله بستگی دارد . هر چه عصاره ما از عنصر مورد اندازه گیری قویتر باشد نور تولید شده در شعله نیز بیشتر می باشد . نور تولید شده پس از عبور از ***** خاص به یك فتوسل برخورد می كند . كار فتوسل تبدیل انرژی نورانی به الكتریكی است . جریان الكتریكی ایجاد شده به یك گالوانمتر رفته و یك عدد قرائت می شود . این عدد دارای مفهوم خاصی نبوده و تنها قرائت نامیده می شود . ولی پس از كالیبراسیون قرائت ها و تبدیل آنها به غلظت Kیا Na می توانیم به كمك منحنی استاندارد، قرائت نمونه های مجهول را به غلظت تبدیل كنیم . برای این منظور نمونه های استانداردی از پتاسیم درست می كنیم . 

روش كار :5 گرم خاك را در یك ارلن قرار داده و 100 میلی لیتر استات آمونیوم نرمال با pH برابر 7 روی آن می ریزیم . سوسپانسیون حاصل را به مدت 20 دقیقه شیك می كنیم و مقداری از آن را توسط كاغذ صافی ، صاف می نمائیم . دستگاه را پس از كالیبراسیون استاندارد های پتاسیم تنظیم و عصاره نمونه خاك را قرائت می كنیم . پس از ترسیم نمودار كالیبراسیون ، غلظت پتاسیم نمونه خاك را تعیین و در ضریب رقت ضرب می نمائیم .