فرسایش 4
در اين نوع فرسايش ، باران هاي معمولي فرورفتگي ها، مخازن آب، درياچه ها و بركه ها را پركرده و خاك را اشباع مي كند، اگر به دنبال آن باران شديدي ريزش كند تقريباً تمامي آب جاري شده و سرانجام از دره كوهها به سمت پائين دست حركت مي كند. در اين نوع فرسايش آب قدرت فرسايندگي زيادي دارد و معمولاً مواد درشت را در قسمت هاي پائين قرار مي دهد.
در اين نوع فرسايش درختان موجود در رودخانه ها تغيير شكل داده وگاهي ممكن است شكسته شوند. حتي ممكن است گاهي درختان در اثر طغيان در زير خاك مدفون شده و سپس درختان جواني از ساقه آنها رشد كند.
7. فرسايش بدلند
اين فرسايش را فرسايش هزار دره اي نيز مي گويند. اين فرسايش معمولاً در زمين هايي است كه حساسيت آن به فرسايش فوق العاده زياد است، رخ مي دهد. فرسايش بدلند در واقع مرحله گسترده فرسايش خندقي است، بدين معني كه هرگاه تعداد خندق ها در هركيلومتر مربع از زمين بيش از 70 عدد باشد يا طول آنها درهركيلومتر مربع زمين بيش از 10 كيلومتر باشد، فرسايش خندقي به فرسايش بدلندتبديل مي شود. البته بايد در نظر داشت كه در اراضي بدلند معمولً انواع مختلف فرسايش نيز يافت مي شود. اين فرسايش ممكن است در اثر فعاليت بشر و يا تحت تأثير شرايط طبيعي به وجود آيد.
8. فرسايش كنار رودخانه اي
اين نوع فرسايش معمولاً در ديواره ها ي نهرها و رودخانه ها انجام مي گيرد. در اين فرسايش مناطقي كه شديداً فرسايش مي يابند قسمت هاي خارجي خميدگي هاست زيرا نيروي برشي آب در آنجا زياد است. عمل اين نوع فرسايش متفاوت با انواع ديگر فرسايش مي باشد. فرسايش در امتداد كناره ها و بستر نهرهاي دائمي همواره فعال است، در حالي كه فرسايش هاي ديگر فقط در حين بارندگي و يا كمي پس از شروع آن فعال است.
عواملي كه به وقوع اين فرسايش كمك مي كنند عبارتند از :
- سرعت زياد جريان آب(سيلاب ها).
- تر و خشك شدن متناوب خاك ديواره ها.
- يخ بستن وآب شدن متناوب خاك ديواره ها.
9. فرسايش تونلي
به اين فرسايش آبراهه هاي زير زميني نيز گفته مي شود. فرسايش تونلي فرسايشي است كه در آن خاك تحت الارض فرسوده شده و از محيط خارج مي شود، در حالي كه خاك سطح الارض در جاي خود باقي مي ماند. اين فرسايش هنگامي رخ مي دهد كه در يك خاك نفوذ پذير يك لايه غير قابل نفوذ با قابليت نفوذ كم وجود داشته باشد و در بالاي اين لايه يك لايه حساس به فرسايش قرار گرفته باشد. در اين شرايط آب نفوذ يافته يا آب وارده در لابه لاي شكاف ها در بالاي لايه غير قابل نفوذ جمع مي شود. حال اگر اين آب جمع شده تحت يك شيب هيدروليكي يا شيب آبي باشد و بتواند در روي لايه غير قابل نفوذ حركت كرده و ازجاي مناسبي مانند ديواره هاي خندق خارج شود، ممكن است در مسير خود ذرات سست لايه بالايي را حمل كند. به دنبال اين امر آب به تدريج سرعت گرفته و مواد بيشتري را حمل كرده وآبراهه بزرگتر مي شود و به اين ترتيب تونلي در زير خاك به وجود مي آيد .
10. فرسايش توده اي
اين فرسايش عبارت است از حركت عظيمي از توده هاي خاك يا سنگ يا مجموع آنها به طرف پايين شيب در اثر نيروي ثقل است. اين فرسايش در واقع موقعي رخ مي دهد كه نيروي حاصل از وزن مواد بيش از نيروي ناشي از نيروي برشي خاك باشد . عوامل مختلفي مانند باران، برف و بهمن در ايجاد فرسايش توده اي مؤثرند. پس از يك بارندگي شديد و طولاني يا در اثر ذوب شدن برف ها توده هايي از خاك و سنگ كنده شده و به طرف پايين حركت مي كند. بايد در نظر داشت كه حركات توده اي خاك معمولاً در اثر نيروي خارجي مانند جريان آب به وجود نمي آيد، بلكه در اثر جريان آب مقداري از آب در داخل خاك نفوذ كرده، باعث كم شدن مقاومت خاك مي گردد و به اين دليل فرسايش توده اي را فرسايش داخلي نيز مي گويند.
فرسايش توده اي جزء فرسايش هاي طبيعي است اما بشر با انجام عملياتي مانند حفر معدن، جاده سازي و از بين بردن پوشش گياهي مي تواند آن را تشديد كند. حركت هاي توده اي معمولاً به سه شكل متفاوت است كه به صورت ريزش توده هاي خاك، لغزش خاك ، جريان گل رخ مي دهد.
11. فرسايش پاسنگي يا ستوني
اين فرسايش هنگامي رخ مي دهد كه سنگ هاي تخت موجود در محيط يا ريشه گياهان، خاك فرسايش پذير زير خود را از برخورد باران محافظت نمايند. در واقع خاك هاي بدون محافظ در اثر برخورد قطرات باران متلاشي شده، منتقل مي شوند در حالي كه خاك زير سنگ ها باقي مي ماند و در نتيجه اين پديده پاسنگ هاي منفردي به وجود مي آيد كه از محيط خود مرتفع تر است.
12. فرسايش دروني يا فرسايش عمودي
اين نوع فرسايش كه بيشتر در زمين هاي مسطح اتفاق مي افتد، عبارتست از شسته شدن تدريجي مواد كلوئيدي خاك از لايه نفوذ پذير سطحي يه طرف پائين. مواد شسته شده ممكن است از محيط خاك خارج شود و يا در لايه زيري پروفيل كه نفوذ پذيري كمتري دارد تجمع كند. اين فرسايش در هر دو حالت مخرب است. در موردي كه كه مواد كلوئيدي از محيط خاك خارج مي شود مواد گياهي كاهش يافته، حاصلخيزي خاك كم مي شود. اين كاهش حاصلخيزي، به ويژه در مورد خاك هاي شني كه در آنها ميزان زيادتري از مواد كلوييدي خارج مي گردد اهميت دارد. با كاهش حاصلخيزي تراكم پوشش گياهي كم شده، خاك مستعد فرسايش زيادي مي شود.