چگونه "ترمیناتور" با حمایت مقامهای دولت آمریکا متولد شد
پیدایش بذرهای اصلاحشده ژنتیکی تجاری
پیدایش بذرهای اصلاحشده ژنتیکی تجاری در اوایل دهه 1990 به شرکتهایی نظیر مونسانتو، "دوپانت" یا "دو کمیکالز" این اجازه را داد که به شرکتهایی فراتر از تامینکننده علفکشهای شیمیایی کشاورزی مانند "راندآپ" تبدیل شده و برای بذرهای اصلاحشده ژنتیکی برای محصولات اصلی کشاورزی مانند غلات، برنج، دانه سویا یا گندم حق انحصاری بدست آورند. از سال 1983 م. به مدت تقریباً ربع قرن دولت آمریکا به آرامی مشغول کار روی بهبود و تکمیل تکنیک مهندسی ژنتیک بوده که به موجب آن مزرعهداران مجبور خواهند شد در هر فصل برداشت برای تامین بذرهای جدید به شرکتهای تامینکننده بذر روی آورند. بذرها تنها برای یک فصل برداشت بار خواهند داد. پس از آن بذرهای آن برداشت از "خودآسیبی" و غیرقابل استفاده خواهند شد.
* تهدید تکنولوژیهای ژنتیکی برای کشاورزان فقیر کشورهای در حال توسعه
شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد این فرایند، بذرهای "خودآسیبی" به ثبت رسیده که رسماً GURT (تکنولوژیهای محدودیت استفاده ژنتیکی) نام دارند، تهدیدی برای کشاورزان فقیر در کشورهای درحالتوسعه مانند هند یا برزیل است که بطور سنتی بذرهای خود را برای کاشت بعدی نگاه میدارند. در واقع GURT ها که بطور عامیانه به آنها بذرهای ترمیناتور گفته میشود تهدیدی برای امنیت غذایی آمریکای شمالی، اروپای غربی، ژاپن و هرجائیکه مونسانتو و کارتل برجسته شرکایش وارد بازار شدهاند، نیز محسوب میشوند. نام ترمیناتور بخاطر از بین بردن امکان بازتولید این بذرها رواج پیدا کرده است.
* تاریخچه عجیب "دلتا و پاین لند"
شرکت "دلتا و پاین لند" ریشههای عمیقی دارد. این شرکت که در سال 1888 تاسیس شد، دفتر مرکزی خود را در "وان کاتن رو" در اسکات میسیسیپی، تاسیس کرد که بین جزیره "گوآت" و جزیره "چوکتاوبار" در رودخانه "میسیسیپی" در نزدیکی مرز "آرکانزاس" قرار میگیرد. بااینوجود گردانندگان این شرکت جز کشاورزان پنبه سیاهپوست اهل میسیسیپی نیستند.
* همکاری شرکت "دلتا و پاین لند" و دولت آمریکا
در سال 1983 شرکت "دلتا و پاین لند" (D&PL) در پروژهای برای تهیه بذرهای ترمیناتور به وزارت کشاورزی آمریکا پیوست. این یکی از اولین تجربیات در زمینه ارگانیسمهای اصلاحشده ژنتیکی و پروژهای بلندمدت بود. دولت آمریکا از بیش از دو دهه قبل برای توسعه بذرهای ترمیناتور جدیت داشته است.
* واگذاری امتیاز کنترل بروز ژن گیاهی به شرکت "دلتا و پاین لند"
در ماه مارس 1998 اداره ثبت اختراعات آمریکا امتیاز شماره 5723765 را برای کنترل بروز ژن گیاهی به شرکت "دلتا و پاین لند" واگذار کرد. طبق پرونده 10k "کمیسیون امنیت و تبادلات" شرکت "دلتا و پاین لند" مالکیت این امتیاز مشترکاً در اختیار "D&PL و نمایندگی وزارت کشاورزی آمریکا" است.
* پوشش جهانی امتیاز شرکت "دلتا و پاین لند"
این امتیاز پوشش جهانی دارد. به نقل از پرونده کمیسیون امنیت و تبادلات رسمی شرکت "این امتیاز تمام گونههای گیاهی و بذری، هم گونههای اصلاحشده و هم گونههای عادی را پوشش میدهد و امکان کنترل زیستپذیری دانه بدون آسیب به محصول فراهم میشود."
*سلطه شرکت "دلتا و پاین لند" بر تولید بذرهای گیاهی
سپس در اقدامی که "پدر خوانده" در رمان "جورج ارول" را به ذهن تداعی میکرد، شرکت D&PL در سال 1984 مدعی شد که "یکی از کاربردهای تکنولوژی میتواند کنترل کاشت مجاز بذر گونههای خصوصی باشد...بذرهایی که بطور غیرمجاز نگهداری میشوند جوانه نخواهند زد و بنابراین برای کاشت مفید نخواهند بود و این غیراقتصادی است." این شرکت سنت هزارساله نگهداری بذر توسط کشاورزان را تحقیر کرده گوئی که این کار کاری زشت است.
* انحصار تولید بذرهای اصلاحشده در دست شرکت "دلتا و پاین لند" و دیگر شرکتهای عظیم
شرکت D&PL رسماً اعلان کرده هدفش از امتیاز کنترل بروز ژن گیاهی (شماره 5723765) این است که اجازه ندهد کشاورزانی که بذرهای تراژنی یا اصلاحشده ژنتیکی از شرکتهایی مانند مونسانتو یا "سینجنتا" خریداری کردهاند؛ بذرها را برای استفاده در فصل بعد نگاه دارند یا بتوانند از کنترل محصولات آتی که توسط مونسانتو و دوستانش بگریزند. همانطور که شرکت D&PL میگوید امتیاز آنها "چشمانداز بازگشائی بازارهای مهم بذر در دنیا برای فروش تکنولوژی تراژنی در محصولات مختلف را برای آنها فراهم میکند؛ بازارهایی که درحال حاضر بذر محصولات در آنها نگهداری شده و برای کاشت در فصلهای بعدی استفاده میشود"
* پرداخت حق امتیاز برای دریافت بذر
درعوض کشاورز یا کشوری که کشاورزانش به بذرهای اصلاحشده ژنتیکی انحصاری شرکت مونسانتو وابسته هستند باید هر سال برای گرفتن بذرهای جدید به شرکت حق امتیاز پرداخت کنند. همانطور که شعری قدیمی در بروکلین میگوید: "تا پولی ندهی چیزی نمیگیری".
* تکنولوژی ابزاری برای انحصارتولید بذر توسط شرکتهای بزرگ
ترمیناتور پاسخی است به رویای کشاورزی–تجاری کنترل تولید غذای دنیا. دیگر نیازی نخواهد بود برای جاسوسی اینکه آیا کشاورزان مجدداً از بذرهای انحصاری مونسانتو یا دیگر بذرهای اصلاحشده استفاده میکنند یا خیر، کاراگاه استخدام کنند. بذرهای پنبه یا دانه سویا یا غلات را میتوان به لحاظ ژنتیکی اصلاح کرد بطوریکه بعد از یک فصل برداشت دیگر قابل استفاده نباشند. در اینصورت بطور خودکار کشاورزان دیگر نمیتوانند بذرها را برای فصل بعد نگهداری کرده یا مجدداً استفاده کنند.
تکنولوژی ابزاری است که به مونسانتو یا دیگر شرکتهای دارای امتیاز اصلاح ژنتیکی، قدرت داده و کشاورزان را وادار میکند که برای استفاده از بذرها هزینه پرداخت کنند. نه تنها کشاورزان کشورهای درحال توسعه که در آنها حقوق امتیازی چندان شناخته شده نیست باید این هزینه را پرداخت کنند بلکه کشاورزان کشورهای صنعتی عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه نیز متحمل این هزینه میشوند.
* تهدید امنیت غذایی کشورها با حقوق امتیاز تکنولوژی ترمیناتور
با حقوق امتیاز تکنولوژی ترمیناتور وقتی کشوری مانند آرژانتین یا برزیل یا عراق یا آمریکا یا کانادا درهایش را به روی بذرهای انحصاری اصلاحشده باز میکند و کشاورزانش از این بذرها استفاده میکند در واقع امنیت غذایی خود را بطور بالقوه به گروگان یک شرکت چندملیتی خصوصی درآورده، شرکتی که به هر دلیلی، بویژه باتوجه به روابط نزدیکش با دولت آمریکا، ممکن است تصمیم بگیرد که برای تحمیل سیاستهای موردنظر آمریکا به آن کشور یا گروه کشورها از "غذا بعنوان سلاح" استفاده کند.
به عقب برگردید و ببینید چطور "هنری کسینجر"، وزیر امورخارجه، در کشورهایی مانند شیلیِ "آلنده"، حکومت را وادار به تغییر به نظام دیکتاتوری "پینوشه" مطابق میل آمریکا کرد. این کار را امتناع از صادرات غذا توسط آژانس توسعه بینالمللی آمریکا و دیگر شرکتهای خصوصی به شیلی انجام شد و "کسینجر" آن را "غذا بعنوان سلاح" نامید. ترمیناتور گام منطقی بعدی در تکنولوژی سلاح غذایی است.
* نقش دولت آمریکا در حمایت و سرمایهگذاری در پژوهشها درخصوص تکنولوژی ترمیناتور
نقش دولت آمریکا در حمایت و سرمایهگذاری در پژوهشهای چنددهساله ترمیناتور در شرکت "دلتا و پاین لند" روشنتر نیز شده است. همانطور که پیشتر "کسینجر" در دهه 1970 گفت: "نفت را کنترل کنید آنگاه میتوانید کنترل تمام قارهها را در دست بگیرید. غذا را کنترل کنید آنگاه میتوانید کنترل مردم را بدست بگیرید..."
* فراهم کردن تکنولوژی برای غولهای تولیدکننده بذرهای اصلاحشده
"ویلارد فلپس"، سخنگوی وزارت کشاورزی آمریکا، در مصاحبهای در سال 1998 سیاست دولت آمریکا در خصوص بذرهای ترمیناتور را تبیین کرد. او توضیح داد که وزارت کشاورزی آمریکا میخواهد تکنولوژی "بطور گسترده و سریعاً در اختیار و انحصار بسیاری از شرکت تولیدکننده بذر قرار گیرد."
منظور وی از این شرکتها غولهای تولیدکننده بذرهای اصلاحشده ژنتیکی نظیر مونسانتو، "دوپان" یا "دو" بود. وزارت کشاورزی دلایل خود را اینگونه شرح داد: آنها میخواستند بذرهای ترمیناتور را وارد کشورهای درحالتوسعه کنند، جائی که "بنیاد راکفلر" آنجا را قلب تکثیر محصولات مهندسی ژنتیکشده و استراتژی اصلاحات ژنتیکی خود از ابتدای پروژه ژنوم برنج در سال 1984 کرده بود.
* افزایش حق مالکیت بذرها توسط شرکتهای آمریکائی
"فلپس" اذعان داشت که هدف دولت آمریکا از توسعه حداکثری تکنولوژی ترمیناتور "افزایش ارزش مالکانه بذرها تحت تملک شرکتهای آمریکائی و باز کردن بازارهای جدید در کشورهای جهان دوم و سوم است."
* سازمان تجارت جهانی و محصلات اصلاحشده ژنتیکی
طبق قوانین سازمان تجارت جهانی درخصوص تجارت آزاد در کشاورزی، کشورها حق ندارند محدودیتهای سلامتی ملی خود را بر واردات محصولات اصلاحشده ژنتیکی اعمال کنند چنانچه "مانع غیرمنصفانه تجارت" تلقی شود. پس مشخص میشود که چرا دولت آمریکا و شرکتهای تجاری – کشاورزی آمریکا در اواخر دهه 1980 در میزگرد قرارداد عمومی تعرفه و تجارت (GATT) مصر به تشکیل سازمان تجارت جهانی با قدرتهای چندملیتی آن بر تجارت جهانی کشاورزی بودند.
چنین سازمانی با تولید بذرهای مجوزدار و تحمیل آن به کشورهای بیمیل عضو سازمان تجارت جهانی مطابقت داشت. این کشورها در صورت مخالفت نیز با تهدید تحریمها و حالا تهدید ترمیناتور یا بذرهای خودآسیبی مواجه هستند.
نگاهی دقیقتر به فعالیتهای شرکت "دلتا و پاین لند" میتواند آموزنده باشد.
* سیاست آرکانزاس و شرکت D&PL
بزرگترین سهامدار شرکت D&PL "گروه استفتز لیتل راک" در آرکانزاس است. اینجاست که موضوع واقعاً جالب میشود.
ریاست هیئت مدیره شرکت D&PL "جان ای. ام. جاکوبی" است که بعنوان نماینده "گروه استفنز" به شرکت آمد. "جاکوبی" مدیر و نایب رئیس "گروه استفنز" است. "گروه استفنز" یک شرکت سهامی خصوصی در آرکانزاس تحت تملک خانواده "استفنز" است.
* "گروه استفنز"، بزرگترین بانک سرمایهگذاری کشور خارج از والاستریت
"گروه استفنز" مفتخر است به این که بزرگترین بانک سرمایهگذاری کشور خارج از والاستریت در "لیتل راک"، منطقهای روستائی در آرکانزاس، یکی از فقیرترین ایالتهای آمریکا، است. شرکت "استفنز" یکی از بزرگترین سهامداران نهادی در 30 شرکت چندملیتی بزرگ است. شرکتهای "تیسون فود"، بزرگترین کارخانه صنعتی تولید مرغ در آرکانزاس و "فروشگاه والمارت" غول آرکانزاس از جمله این شرکتها هستند.
* خانواده "استفنز" و ارتباطات آنها با افراد برجسته
"جکسون استفنز" که این گروه را به همراه برادرش "ویت" تاسیس کرد خوشاقبالتر از بانکداران و بیلیونرهای آرکانزاس بودند. "استفنز" بواسطه ارتباطش با افراد "مناسب" توانست اقبال و حرفه خود را بسازد. او یکی از همکلاسیهای "جیمی کارتر" در آکادمی نیروی دریایی آمریکا بود و در زمان رسوائی بانک جورجیا در ارتباط با "برت لانس" مدیر دفتر مدیریت و بودجه رئیسجمهور "کارتر"، این "جک استفنز" بود که با ضمانت "لانس" او و بانک قدیمیاش، "بانک ملی جورجیا"، را از یک رسوائی مالی شرمآور نجات داد.
چگونگی کمک "استفنز" به "لانس"، یار "جیمی کارتر" قسمت جالب قضیه است. "استفنز" "لانس" را به "آقاحسن عابدی" که یک تاجر پاکستانی بود معرفی کرد. "عابدی" موسس یک بانک عجیب با ثبت لوکزامبورگ در لندن به نام "بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی" (BCCI) بود.
در سال 1990 بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی بخاطر کارتلهای کوکائین کلمبیائی در میامی محکوم به پولشوئی شد.
* فروپاشی بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی
در اکتبر 1992، کمیته روابط خارجی سنا گزارشی 800 صفحهای درخصوص فروپاشی بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی منتشر کرد. آنها رسوائی بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی را "بزرگترین نمونه جرائم سازمانیافته در تاریخ در میان 72 کشور" خواندند و اضافه کردند که این نشاندهنده یک "جرم مالی بینالمللی در مقیاس وسیع و جهانی" است و این بانک "بطور سازمانیافته به رهبران و شخصیتهای سیاسی کشورهای مختلف دنیا رشوه میداده است."
* اتهامات قابل اثبات علیه بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی
به گزارش سنا از جمله اتهامات قابلاثبات علیه این بانک عبارت بودند از "بیلیونها دلار کلاهبرداری، پولشوئی در اروپا، آفریقا، آسیا و آمریکا، رشوه بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی به مقامات در اکثر مناطق، حمایت از تروریسم، تجارت اسلحه و فروش تکنولوژیهای هستهای، مدیریت روسپیگری، ارتکاب و تسهیل فرار از مالیات بر درآمد، قاچاق و مهاجرت غیرقانونی، خرید غیرقانونی بانکها و املاک، و پوشش جرائم مالی تنها محدود به تصویر مسئولین و مشتریان آن".
* ارتباط "جکسون استفنز" با رسوائیهای بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی
آشنایی تجاری "جکسون استفنز" با "آقاحسن عابدی" تصادفی نبود. مدعیالعموم اوهایو در پاسخ به نگرانیها درخصوص دخالت "جکسون استفنز" در بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی که در گزارش 1993 ذکر شده گفت "نام "استفنز" با تخلفات امنیتی که گفته میشود در بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی (BCCI) اتفاق افتاده پیوند دارد. این بانک یک بانک خارجی تحت کنترل "آقاحسن عابدی" تاجر پاکستانی است که سهام و کنترل اولین بانک آمریکائی در واشنگتن را بدست آورد." در سال 1991 "استفنز" در خرید شرکت تابعه سابق بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی از مدیران تسویه آن در هنگکنگ به "ماچتار ریاضی" سرمایهگذار پیوست.
* ارتباط "گروه استفنز" با گروه بانکی آسیایی
گروه استفنز ارتباط خوبی نیز با یک گروه جالب بانکی آسیایی دیگر داشت. این گروه شامل خانواده "مختار ریاضی" بیلیونر اندونزیایی و پسرش "جیمز ریاضی" میشد که مالک بانک "لیپو" در اندونزی بودند. "ریاضی"ها تجار چینی–اندونزیایی هستند که در دهه 1970 به آرکانزاس نقل مکان کردند درحالیکه بیلیونها دلار سرمایه در آسیا برای خود داشتند. "استفنز" و "ریاضی" با یکدیگر رفیق شدند و چندی بعد بانکی در هنگکنگ را با هم خریداری کردند. سپس "استفنز" از "ریاضی" دعوت کرد در بانکی در لیتل راک در ایالت آرکانزاس به نام "ورثن" سرمایهگذاری کند.
* ارتباط "جکسون استفنز" و بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی
بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی و "جکسون استفنز" رئیس "گروه استفتز" آرکانزاس برای یکدیگر بخوبی شناختهشده بودند. "جان ای. ام. جاکوبی" از اعضای هیئت مدیره "گروه استفتز" که در حال حاضر مدیر شرکت "دلتا و پاین بند" و همچنان نایب رئیس "گروه استفتز" است بیش از 35 سال از اعضای ارشد مورداعتماد محفل داخلی استفنز بوده است.
* سرمایهگذاریهای "گروه استفنز"
"گروه استفتزِ" "جکسون استفنز" روی "سام والتون" زمانیکه در سال 1970 شروع به ساخت فروشگاه "والمارت" کرد سرمایهگذاری مالی کرد. همچنین "تیسون فودز" غول جهانی تجاری – کشاورزی امروز نیز موفقیتش را مرهون سرمایهگذاری "استفنز" است. "جان جاکوبی" بعنوان مدیراجرائی ارشد "گروه استفتز" قرارداد "والمارت" را در سال 1970 ترتیب داد.
* ارتباط "جاکوبی" و "استفنز"
"جاکوبی" در اوایل دهه 1990 بلافاصله پس از رسوائیهای بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی نایب رئیس شرکت "استفنز" شد. این زمان مصادف بود بود با اوایل دوره ریاست یکی دیگر از افراد تحتالحمایه "جکسون استفنز"، یعنی "ویلیام جفرسون کلینتون" فرماندار سابق آرکانزاس و گیرنده مساعدت سیاسی "استفنز".
* سیاست آرکانزاس
سیاست آرکانزاس بخاطر استعارات و سیاستمداران رنگارنگش مانند "ویلیام جفرسون کلینتون" شهرت دارد. برای داشتن تصویری بهتر از "دلتا و پاین لند" خوب است آشنائی مختصری با این رنگارنگی آرکانزاس داشته باشید.
"گروه استفنز"، مرغداریهای "تیسون" و دیگر افسانههای آرکانزاس
مجموعهای از روابط "گروه استفنز" و شرکت "دلتا و پاین لند" اسکات در میسیسیپی را با ماهوارهای دیگر در مدار تجاری- کشاورزی "گروه استفنز" بانفوذ پیوند میدهد. "گروه استفنز" با "تیسون فودز" نیز ارتباط نزدیکی دارد. "تیسون فودز" در آرکانزاس بزرگترین پردازنده تجاری- کشاورزی گوشت مرغ صنعتی آمریکا و احتمالاً یکی از غیربهداشتیترین شرکتها در این زمینه است.
* "تیسون فودز" و دروغ در ماجرا آنفلانزای مرغی
"تیسون فودز" با گفتن این دروغ که مرغهای کارخانه آنها "بهداشتی"تر از مرغهای مرغداریهای کوچک آسیایی است در ماجرای هولناک ویروس آنفلانزای مرغی (H5N1) بعنوان برنده خود را نشان داد. به نظر میرسد مقامات واشنگتن، حداقل از زمان ریاست جمهوری "بیل کلینتون" علاقه شدیدی به "تیسون فودز" دارند.
* نفوذ "تیسون فودز" بر تصمیمات "کلینتون"
این روابط از زمانی شروع شد که "کلینتون" تصمیم گرفت یکی از دوستان صمیمی خود به نام "مایک اسپای" را به عنوان وزیر کشاورزی خود منصوب کند. بااینحال پیش از اینکه "کلینتون" بتواند نام "اسپای" را برای تایید تسلیم سنا کند، "اسپای" برای جلسهای جهت تصمیمگیری درباره اینکه آیا وی کارکنان مناسب را در اختیار دارد یا خیر به آرکانزاس فرستاده شد. این جلسه با "دان تیسون" مدیر "تیسون فودز" انجام شد.
* برداشتهشدن موانع پیشروی توسعه "تیسون فودز"
ظاهراً "تیسون" به این نتیجه رسید که "اسپای" پرسنل مناسبی دارد، حداقل تاجائیکه به "تیسون" مربوط میشد اینطور بود. "اسپای" اندکی پس از اینکه بعنوان ریاست وزارت کشاورزی آمریکا منصوب شد تدابیری اتخاذ کرد که به میزان زیادی استانداردهای آلودگی و ضایعات مرغ فدرال را تضعیف کرد. این باعث شد مانع پیشروی توسعه و گسترش مرغداریهای کارخانه مرغ "تیسون فودز" برداشته شده و انبوهی از ضایعات مرغی تولید شد و رودخانههای آرکانزاس و مناطق دیگر دچار آلودگی سمی شدند.
* روزهای "کلینتون" در آرکانزاس
نشریه "والاستریت" در 28 می 2003 مروری داشت بر اتهامات علیه رئیسجمهور "کلینتون" و همسرش "هیلاری". در این مقاله نکاتی در ارتباط با روزهای "کلینتون" در آرکانزاس نیز به چشم میخورد:
1977
"هیلاری رودهام کلینتون" به شرکت حقوقی "رز" میپیوندد. "جکسون استفنز" در تلاشی ناموفق برای بدست آوردن سهام "بانک جنرال مالی" در واشنتگتن دیسی به "برت لانس" مدیر بودجه سابق دولت "کارتر" و گروهی از سرمایهگذاران خاورمیانهای (که بعدها بعنوان شخصیتهای اصلی در فساد بانک بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی (BCCI) شناخته شدند) پیوست.
1978
اکتبر: خانم "کلینتون" که حالا یکی از شرکای شرکت "رز" است یک سری تجارتهای کالای تحت راهنمایی "جیم بلر" مدیرعامل "تیسون فودز" را شروع میکند و بالغ بر 100 هزار دلار بدست میآورد. این تجارتها تا ماه مارس 1994 افشا نمیشود.
نوامبر: "بیل کلینتون" بعنوان فرماندار آرکانزاس انتخاب میشود.
* نقش شرکت حقوقی "رز" در "گروه استفنز"
شرکت حقوقی "رز" خانه حقوقی بانک سرمایهگذاری "گروه استفنز" "جکسون استفنز" در لیتل راک بود. این که این شرکت شرکت حقوقی "گروه استفنز" شد اتفاقی نبود. این نشاندهنده رابطه اعتمادی قوی است. همانطور که یکی از دوستان نزدیک "جکسون استفنز" در آن زمان میگوید "جکسون استفنز؟ او مردی است که مالک آرکانزاس است."
* آغاز همکاری "هیلاری کلینتون" با شرکت حقوقی "رز"
مدیر شرکت حقوقی پرآوازه "رز" در لیتل راک در آن روزها "سی جوزف گیرویر جی آر" بود. "گیرویر" در سال 1977 وکیلی جوان به نام "هیلاری کلینتون" را استخدام کرد که در شرکت "رز" کار کند. در آن روزها بود که خانواده گرم آرکانزاس – اندونزیایی نیز پدیدار شد.
در مقاله "والاستریت" درباره سالهای زندگی "کلینتون" و دوران فرمانداری وی در آرکانزاس در سال 1987 چنین آمده:
1987در سال، مقامات شرکت عظیم سرمایهگذاری "استفنز" از جمله "دیوید ادوادز" دوست دیرین "کلینتون" گامهایی برای نجات شرکت نفت تگزاس به نام "هارکن انرژی" برمیدارند. "جورج دبلیو بوش" از اعضای هیئت مدیره این شرکت بود. طی سه سال بعدی آقای "ادوادز" سرمایهگذاران و مشاوران مرتبط با بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی را وارد معاملات "هارکن" میکند. یکی از این افراد "عبداله بخش" است که 10 میلیون دلار از سهام بانک "ورثن" تحت سلطه "استفنز" را خریداری میکند (تاکید نویسنده).
* مساعدتهای سیاسی "جکسون استفنز"
مساعدتهای سیاسی "جکسون استفنز" تعصبآمیز نبود و شامل همه گروههی سیاسی میشد: دموکراتهایی مانند "جیمی کارتر"، "بیل کلینتون" و سپس "جورج دبلیو بوش" جمهوریخواه که حالا در کاخ سفید است همه به دنبال تایید بدست گرفتن شرکت "دلتا و پاین لند" "گروه استفنز" بودند.
* نقش "جیمی بلر" مشاور و دوست دیرین "کلینتون"
در دسامبر 1992 درست پس از انتخاب "کلینتون" بعنوان رئیسجمهور در مبارزه انتخاباتی با حمایت مالی "جکسون استفنز" و دوستانش از جمله خانواده اندونزیایی – آمریکائی "ریاضی"، "وینس فاستر" و یکی از دوستان "کلینتون" در آرکانزاس و یکی از شرکای حقوقی در شرکت حقوقی "رز" "هیلاری"، رئیسجمهور با "جیمز مکدوگال" ملاقات کرد. "فاستر" قراری ترتیب داد تا "مکدوگال" باقیمانده سهام "کلینتونها" در شرکت عمرانی "وایتواتر" را خریداری کند. آن معامله کانون تمرکز بررسی کنگره درباره مسئله "کلینتونها" بود. "جیمی بلر" مشاور "تیسون فودز" برای خرید سهام به "مکدوگال" پول موردنیاز را وام داد. "جیمی بلر" مشاور و دوست دیرین "کلینتون" که در سال 1978 معلم "هیلاری" در احتکار موفق کالا بود. وامی که "جیم بلرِ" "تیسون" به "مکدوگال" پرداخت هرگز بازپرداخت نشد.
* شرکت "شرکت عمرانی بینالمللی آرکانزاس"
چندی بعد "بیل" و "هیلاری کلینتون" به کاخ سفید نقل مکان کردند و "تیسون فودز" ریاست "مایک اسپای" در وزارت کشاورزی آمریکا را تایید کرد و سپس "جوزف گیرویر" شریک حقوقی سابق "هیلاری" یک شرکت تاسیس کرد. این شرکت "شرکت عمرانی بینالمللی آرکانزاس" (AIDC) نامیده شد. در واقع به نظر میرسد این شرکت برای انجام سرمایهگذاریهای مشترک با "گروه اندونزیایی لیپو" شرکای تجاری "جکسون استفنز"، "مختار" و "جیمز ریاضی" راهاندازی شد.
* "تیسون فودز" در بازار اندونزی
"شرکت عمرانی بینالمللی آرکانزاس" واسطه معاملهای بین "گروه اندونزیایی لیپو" و "تیسون فودز" آرکانزاس شد که بازار اندونزی را به روی واردات مرغهای مرغداری صنعتی "تیسون فودز" باز کرد. مرغ قطعاً چیزی است که اندونزی نیازی به واردات آن ندارد. واردات ارزان از آرکانزاس اقتصاد ضعیف مرغداریهای کوچک خانگی اندونزی را نابود کرد.
* پروژههای "شرکت عمرانی بینالمللی آرکانزاس"
از دیگر پروژههای "شرکت عمرانی بینالمللی آرکانزاس" صدور اوراق بهادار برای ساخت فرودگاهی در منطقهای دوردست در آرکانزاس تنها با هدف ارسال مرغهای مرغداریهای "تیسون" به اندونزی بود. به خاطر بیاورید که همسر "کلینتون" از مشاوره تجاری "تیسون فودز" از اکتبر 1978 نفع برده است، یعنی یک ماه پیش از اینکه شوهرش فرماندار آرکانزاس شود.
با به مقام رسیدن "کلینتون"، تجارت محصولات کشاورزی و بخصوص تجارت مرتبط با منافع "استفنز" پیشرفتهای چشمگیری کرد.
* استعفا و اتهامات وزیر کشاورزی آمریکا
"اسپای" وزیر کشاورزی آمریکا در اکتبر 1994 وادار به استعفا شد. وی به گرفتن رشوه و انعامهای دیگر متهم شد. در میان اتهامات وارده مواردی نظیر ارائه گزارشهای نادرست، پنهان کردن پول از منابع ممنوعشده، گرفتن انعامهای غیرقانونی، دخالتهای غیرقانونی، مخدوش نمودن اسناد، حمل و نقل میانایالتی اموال مسروقه، پولشوئی و پخش غیرقانونی یارانههای وزارت کشاورزی آمریکا به چشم میخورد. بزرگترین متخلف شرکت "تیسون فودز" بود. "تیسون" به طور غیرقانونی مبلغی بالغ بر 12000 دلار در گردشهای هوایی، بلیطهای فوتبال و دیگر حسابها به "اسپای" پرداخت کرده بود. "اسپای" از اتهامات تبرئه شد چراکه قانون متهم کردن رشوهدهنده را آسانتر کرده تا متهم کردن رشوهگیرنده. در نتیجه "تیسون" مبلغ 6 میلیون دلار به دولت پرداخت تا پروندهاش مختومه شود.
* پرداخت رشوه به "کلینتون"
"تیسون" سالها از حامیان علاقمند خانواده "کلینتون" بوده است. در سال 1994 "تایم" گزارش داد که "جو هنریکسون" یکی از لیدرهای ارشد "تیسون" به مدت سه روز مورداستنطاق "دان اسمالتز" شاکی مستقل "اسپای" و مامورین اِفبیآی بوده است. آنها از وی درباره انتقال وجه به کاخ فرماندار آرکانزاس ("بیل کلینتون") استنطاق کردند. طبق گزارش "تایم" "هنریکسون" مدعی شده که در شش نوبت پاکتهایی سفید حاوی اسکناسهای 100 دلاری با ضخامت ربع اینچی به آنجا حمل کرده است.
مجله "تایم" گزارش داد که "در یک نوبت [به ادعای "هنریکسون"] یکی از مدیران "تیسون" یک پاکت حاوی پول نقد در جارختی هواپیمای شرکت در فایتویل به او داده و گفته "این برای فرماندار کلینتون است." آرکانزاس سنتهای سیسی خاص خودش را دارد و از قرار معلوم خانوادههای "استفنز" و "تیسون" مهارت و تبحر زیادی در این هنر دارند.
* منفعت واقعی در شرکت "دلتا و پاین لندِ" "جاکوبی"
حال این سوال مطرح میشود: جذابیت ویژه شرکت "دلتا و پاین لندِ" "گروه استفنز" چیست که "مونسانتو" میخواهد آن را به امپراطوری جهانی بذرهای مهندسی ژنتیکیشده خود اضافه کند؟
* جذابیت شرکت "دلتا و پاین لند": امتیاز کنترل تولید ژن گیاهی
این جذابیت چیزی نیست جز امتیاز شرکت "دلتا و پاین لند" در کنار امتیاز دولت آمریکا به شماره 5723765 با عنوان کنترل بروز ژن گیاهی. همانطور که پیشتر ذکر شد وزارت کشاورزی آمریکا از طریق سرویس پژوهش کشاورزی (USDA-ARS) در لوبوک تگزاس از سال 1983 با شرکت "دلتا و پاین لند" در زمینه تکمیل تکنولوژی اصلاح ژنتیکی ترمیناتور کار میکرده است. امتیاز شماره 5723765 امتیازی است برای تکنولوژی ترمیناتور.
* اکتساب شرکت "دلتا و پاین لند" توسط "مونسانتو"
یک سال بعد یعنی در اوایل سال 1999 شرکت "مونسانتو" بزرگترین تولیدکننده بذرهای اصلاحشده و موادشیمیایی-کشاورزی مرتبط اعلان کرد که شرکت "دلتا و پاین لند" به همراه امتیازهای ترمیناتور این شرکت را اکتساب کرده است.
* اعتراضات علیه بذرهای ترمیناتور
بااینوجود در اکتبر 1999 پس از طوفان گسترده اعتراضات علیه بذرهای ترمیناتور که آینده "انقلاب ژنتیکی" بنیاد "راکفلر" را تهدید میکرد، دکتر "گوردون کانوی" رئیس این بنیاد پرآوازه ملاقاتی خصوصی با هیئت مدیره شرکت "مونسانتو" ترتیب داد. "کانوی" "مونسانتو" را متقاعد کرد که آنها برای آینده بلندمدت پروژه اصلاح ژنتیکی خود باید در ملاء عام و به یک جهان نگران نشان دهند که آنها ترمیناتور را "تجاری" نخواهند کرد. توسعه انقلاب ژنتیکی و مهندسی ژنتیکی بعنوان یک حوزه پژوهشی در کنار محققانی در دانشگاه خانوادگی "راکفلر" دهها سال پروژه بنیاد "راکفلر" بوده است.
* ادعای عدم تجاریسازی تکنولوژی ترمیناتور توسط شرکت "سینجنتا"
شرکت انگلیسی – سوئیسی "سینجنتا" نیز به "مونسانتو" پیوست و رسماً اعلان کرد که آنها نیز کار خود روی GURTS یا تکنولوژی بذر خودآسیبی ترمیناتور را تجاری نخواهند کرد و این کار در حد یک کار پژوهشی باقی میماند.
با اعلان این خبر فشار زیادی از روی "مونسانتو" و دیگر غولهای بزرگ تجارت کشاورزی برداشته شد و آنها این امکان را یافتند که تکثیر جهانی بذرهای اصلاحشده ژنتیکی انحصاری خود را پیش برند. بعدها میشد ترمیناتور را وارد عرصه کرد، یعنی زمانیکه کشاورزان و تمام نواحی کشاورزی ملی مانند آمریکای شمالی یا آرژانتین یا هند تحت سلطه محصولات اصلاحشده ژنتیکی قرار گرفت. البته آن موقع خیلی دیر خواهد بود. کنفرانس مطبوعاتی "راکفلر- مونسانتو" در سال 1999 مشخصاً کاربرد تاکنیک کلاسیک بلشویک "لنین" بود: دو قدم به جلو، یک قدم به عقب...
برغم اعلان استمهال توسعه ترمیناتور توسط "مونسانتو"، دولت آمریکا و شرکت مجدداً مستقل "دلتا و پاین لند" از پایان دادن به توسعه تکنولوژی ترمیناتور امتناع کردند.
* تجاریسازی تکنولوژی ترمیناتور
در سال 2000، یک سال پس از اعلان استمهال تکنولوژی ترمیناتور توسط "مونسانتو"، "دان گلیکمان" وزیر کشاورزی دولت "کلینتون" با تلاش سازمانهای NGO و سازمانهای کشاورزی برای توقف حمایت دولت از تکنولوژی ترمیناتور یا GURT مخالفت کرد. توجیه ضعیف وزارتخانه وی برای عدم توقف حمایت از کار با "دلتا و پاین لند" این بود که این کار به دولت آمریکا اجازه میدهد برای "حمایت از نفع عموم" روی این شرکت اهرمبندی کند. شش سال بعد مشخص شد که: تنها اهرمی که دولت روی تلاشهای تجاریسازی GURT توسط این شرکت قرار داد این بود که کمک کرد این تکنولوژی به واقعیت تجاری بپیوندد.
* تداوم کار روی نظام حفاظت تکنولوژی
"هری کالینز" نایب رئیس دلتا در آن زمان در یک مصاحبه مطبوعاتی در نامه قانونی بیوتکنولوژی آگرا/صنعتی اعلان کرد "تداوم کار ما روی نظام حفاظت تکنولوژی (TPS یا ترمیناتور) کاری دست بوده است. ما هرگز سرعت کار خود را کند نمیکنیم. ما به سمت هدف که همان تجاریسازی تکنولوژی است پیش میرویم. ما هرگز عقب نمینشینیم."
* عدم امتناع وزارت کشاورزی از توسعه تکنولوژی ترمیناتور
شریک آنها یعنی وزارت کشاورزی آمریکا نیز پس از سال 1999 از تکنولوژی ترمیناتور دست نکشید. در سال 2001 وب سایت سرویس پژوهش کشاورزی وزارت کشاورزی (ARS) اعلان کرد: "وزارت کشاورزی آمریکا برنامهای برای ارائه نظام حفاظت تکنولوژی در هرگونه جرمپلاسمی ندارد...نقش ما در این طرح کمک به توسعه تکنولوژی بوده است، نه کمک به شرکتها برای استفاده از این تکنولوژی" مثل این است که گفته شود "ببینید، دستهای ما تمیز است."
در ادامه آمده که وزارت کشاورزی آمریکا "متعهد است تکنولوژی [ترمیناتور] را تاجائیکه امکان دارد بطور گسترده فراهم و در دسترس سازد تا تمام بخشهای جامعه از منافع آن بهرهمند شوند (عمدا چنین نوشته شده)... سرویس پژوهش کشاورزی وزارت کشاورزی قصد دارد در زمینه کاربردهای دیگر این اکتشاف کنترل ژنی منحصربفرد نیز پژوهش انجام دهد...زمانیکه کاربردهای دیگر نیز به مرحله مناسبی از رشد رسید این تکنولوژی برای کاربرد تجاری به بخش خصوصی نیز منتقل خواهد شد." ترمیناتور درون بوروکراسی واشنگتن زنده بود.
*عقد قرارداد برای تجاریسازی تکنولوژی ترمیناتور بین وزارت کشاورزی و شرکت "دلتا و پاین"
در سال 2001 وزارت کشاورزی آمریکا و شرکت "دلتا و پاین" یک قرارداد تجاریسازی برای تکنولوژی ترمیناتور و امتیاز مشهور آن به شماره 5723765 عقد کردند. دولت و شرکت "دلتا و پاین لند" بههیچوجه نگرانی درباره اعتراضات گسترده علیه تکنولوژی ترمیناتور نداشتند.
اعلان این خبر دو سال پس از چشمپوشی "مونسانتو" از تصاحب برنامهریزیشده شرکت "دلتا و پاین لند" با امتیازهای ترمیناتور آن بود.
* خریداری امتیاز تکنولوژی ترمیناتور توسط "مونسانتو"
جهان بر این باور (غلط) بود که تکنولوژی ترمیناتور دیگر مرده است. واقعیت اما چیز دیگری بود. هفت سال بعد، مدتها پس از اینکه اعتراضات عمومی علیه تکنولوژی ترمیناتور باعث مسکوت شدن آن شد، "مونسانتو" مجدداً وارد عرصه شد و "دلتا و پاین لند" و امتیازات تکنولوژی ترمیناتور آن را خریداری کرد.
* شبکه جهانی "دلتا و پاین لند"
عضو علمی کلیدی هیئت مدیره "دلتا و پاین لند" از سال 1993 دکتر "نامهای چوآ" بود. "چوآ" 62 ساله سمت مدیریت آزمایشگاه بیولوژی مولکولی گیاهی دانشگاه راکفلر در نیویورک را نیز بر عهده دارد و به مدت 25 سال در این سمت بوده است. این آزمایشگاهها در قلب طرح توسعه دههاساله بنیاد "راکفلر" میباشند. وی همچنین بیش از 100 میلیون دلار از بورسهای پژوهشی خود را صرف ایجاد انقلاب ژنتیکی کرده است. تا سال 1995 "چوآ" از مشاوران علمی شرکت "مونسانتو" و "پایونیر های-برد اینترنشنال" شرکت "دوپانت" نیز بود. "چوآ" در قلب انقلاب ژنتیکی راکفلر قرار دارد و مشخص است که شرکت "دلتا و پاین لند" و پژوهشهای آنها بر روی تکنولوژی ترمیناتور در مرکز این کار قرار داشته است.
* "دلتا و پاین لند" در کنار شرکت عظیم "مونسانتو"
حالا "دلتا و پاین لند" با نفوذ مالی و صنفی شرکت عظیم "مونسانتو" جایگاه جهانی مناسبی برای تکثیر جهانی بذرهای خودآسیبی دارد. "دلتا و پاین" از قبل شرکتهای تابعه متعددی از جمله D&PL آرژانتین، D&PL چین، PTE چین D&PL در سنگاپور، "دلتاپاین" در پاراگوئه، "دلتاپاین" مکزیک، "دلتاپاین" استرالیا، شرکت تکنولوژی پنبهدانه "هنبی جی دای " در چین، "سیدیاِم ماندیو" در آرژانتین، "دلتا و پاین لند هلاس" در یونان، "D&M برازیل الگودائو" در برزیل، D&PL هند و شرکت D&PL در موریتیوس در اختیار داشت.
*پیشبرد طرحهای شرکتهای بزرگ برای بدست گرفتن سلطه برا غذای جهان
این شبکه جهانی وسیع به همراه موقعیت برجسته و غالب "مونسانتو" در بازار بذرهای اصلاحشده و مواد شیمیایی کشاورزی و امتیاز منحصربفرد D&PL به شماره 5723765 (کنترل بروز ژن گیاهی) حالا باعث پیشرفتی شگرف در طرحهای شرکت "مونسانتو" و دوستان نزدیکش در واشنگتن در جهت سلطه بر غذا و استفاده بذرهای گیاهی جهان میشود.